وبلاگ سَـــبیل

سَـــبیل؛ راهی است برای به اشتراک گذاشتن دغدغه ها و پرسشهای فکری، مذهبی، سیاسی، فلسفی و فرهنگی بنده.


سخنی با آنان که هنوز اصلاح طلب! مانده اند

محمد دهداری، شنبه، ۲۴ بهمن ۱۳۸۸، ۰۵:۲۴ ب.ظ، ۹۴ نظر

٢٢بهمن امسال هم گذشت. و چه زیبا گذشت. قصد بازخوانی آنچه بر خلاف میل و تلاش دشمنان انقلاب در این روز مبارک اتفاق افتاد را ندارم. بلکه می خواهم از کسانی بنویسم که می بایست با چنین وقایعی متأثر و متحول شوند. از آنان که هنوز به اصطلاح اصلاح طلب! مانده اند. البته از آنجا که خود، زمانی کمی تا قسمتی اصلاح طلب بوده ام، خوب می دانم تفکرات بسیاری از آنان به این راحتی ها تغییر نخواهد کرد. در این نوشته می خواهم سعی کنم به زبان منطق، دو کلمه حرف حساب با این دوستان قدیم خود بزنم. البته از نظر بنده باید حساب سران جریان اصلاحات را از پیروان و هواداران آن جدا کرد. همینطور حساب آن دسته سران و هوادارانی که دامنه اصلاحاتشان دامان دین و اعتقادات ملت را هم گرفته از آنان که هنوز خود را متدین و خط امامی می دانند. روی سخن من با این دسته آخر است که به همان دین و آیینی معتقدند که من معتقدم و نه آن گروه التقاطی و منحرف که حرف حساب آنان را نوشته و نویسنده ای دیگر باید.
دوستان هنوز اصلاح طلب و هنوز مسلمان من!
ابتدا عاجزانه از شما می خواهم تا انتهای این نوشتار، با من بمانید. ممکن است به مذاقتان خوش نیاید ولی حوصله کنید؛ شاید و تنها شاید حق با من باشد.
ببینید خواهران و برادران؛ من حرف آخرم را همین اول می زنم؛ از نظر بنده شما اشتباهاً و به غلط در میان اصلاح طلبان بُر خورده اید. اصلا شما نباید دو خردادی می شدید. علتش را نمی دانم. شاید امتحان! شاید عقوبت! شاید هم هوا و هوس! خودتان می توانید دراینباره قضاوت کنید. آنچه بر من مسلم است اینکه شما اگر بواقع، میان خود و خدا هنوز خود را در خط اسلام و امام(ره) می دانید، نمی باید اینجای عرصه باشید که اکنون هستید. البته این بدان معنا نیست که می خواهم از طیف مقابل دفاع کنم! نه! شما نباید اصلاح طلب میشدید، حتی اگر اصولگرا نیز نمیشدید!

برای این سخنان دلیل دارم؛ ولی قبل از اینکه دلیلم را شرح دهم می خواهم ماجرای دگردیسی سیاسی خودم را مختصراً برایتان تعریف کنم.
من هم مانند بسیاری از شما در دوره سازندگی بود که رنگ و بوی اصلاحات به خود گرفتم، ‌هرچند آن روزها هنوز چنین عنوانی بوجود نیامده بود. در واقع ما همه قربانیان تز عدالت فدای توسعه آقای هاشمی هستیم. اکثر ما تحت فشار اقتصادی آن دوران و انتقاداتمان به دولت سازندگی بود که به جریان اصلاحات رو آوردیم!

در خصوص بنده نیز در آن ایام چنین بود و اوضاع به همین منوال بود تا اینکه یک عدد کتاب منطق به دستم رسید. آنچه از علم منطق برایم جالب بود و من را به شدت متحول کرد بخش مغالطاتش بود. بزرگی زیبا می گفت که علاوه بر همه مغالطاتی که شما را در روزنامه های یومیه و سخنرانی های سیاسیون و محاورات کوچه و بازار خواسته یا ناخواسته اغواء می کنند، شما خودتان هم گاهی و شاید هم بیشتر از گاهی، به علت عدم ملکه شدن قواعد درست اندیشیدن، با خود مغالطه می کنید. این اتفاق اول و مهمترین اتفاق بود.
اتفاق دوم در مسیر تحول سیاسی بنده این بود که کم کم روزنامه هایی جدید به سبد مطبوعاتی خریدم اضافه شدند و همینطور کتابهای جدیدی بخصوص در زمینه تاریخ معاصر و جریانشناسی. همینجا ملتمسانه از شما خواهش می کنم؛ به مطبوعات، کتب و رسانه های همسو با خود اکتفا نکنید. اخبار را از دو طرف و بدون ذهنیت قبلی دنبال کنید. این به انصاف و منطق نزدیک تر است. اصولا هر تحلیل سیاسی با دو بالِ قوه استدلال قوی و اخبار و اطلاعات صحیح، موفق به تشخیص سره از ناسره می گردد و لاغیر. ولی این دو موضوع اساسی معمولا مورد غفلت قرار میگیرند.
القصه؛ اندک اندک دیدم بعضی چیزها با هم نمی خوانند! هم در عالم تفکراتم و هم در عالم خارج. خوب من از طرفی چپ بودم و از طرف دیگر از حیث خانواده مذهبی و انقلابیم، ادعای حزب اللهی بودنم می شد. همینطور در عالم خارج، سران جریان سیاسی ای که به آن دلخوش کرده و تعلق خاطر یافته بودم را همینگونه می دانستم و حتی آنها را در خط امامی بودن از بسیاری از بزرگان طیف مقابل، اصیل تر به حساب می آوردم. ولی عملکرد سیاسی و مواضع این به اصطلاح سران در قبال حوادثی که در آن ایام در حال وقوع بود به علاوه آن قواعد منطقی و مغالطاتی که در زمان آموختنشان لذتها برده بودم، اندک اندک کابوس تذبذب و تردید را جایگزین رؤیا های یوتوپیکی که شبها برای آینده ایران می دیدم، کردند. با کمی دقت متوجه شدم آنچه در عوالم من با هم نمی خواند، اعتقادات انقلابی - اسلامیم و جهتگیری سیاسیم هستند.
البته مسلما شما هم، همه آنچه را که من دیده ام دیده اید. ولی با این حال، من برخلاف بسیاری اصول گرایان از اینکه شما در حال حاضر در جبهه مقابل ایستاده اید، متعجب نیستم. چرا که زمانی، خود، مانند شما بوده ام. حتی به نحوی که با خود می گفتم آیا می شود هنوز هم کسانی باشند، بدون غرض و مرض که اصلاح طلب نشده باشند؟! البته امروزه با آن ایام خیلی تفاوت کرده و سیر اتفاقات و حوادث خیلی ها را از خواب غفلت بیدار نموده ولی با این حال من هنوز برای اصلاح طلب ماندن امثال شما دوستان دلیل خوبی سراغ دارم. دلیلی که علت اصلی حضور هر فرد هم جنس من و شما در جبهه اصلاحات است. حال در هر زمانی و به هر مدتی که می خواهد باشد.
آن دلیل مهم و البته ناصواب این است که امثال من و شما قبل از شناختن خوب و بی پیرایه اعتقادات و روشن نمودن جهت گیری های فکری و مبنایی مان به سراغ سیاست رفته ایم و قبل از اینکه خود را در چارچوب شرع مقدس قرار داده و به واقع تسلیم اسلام شویم و ببینیم اسلام از ما چه نوع جهت گیری سیاسی را می طلبد، ابتدا بنا به تشخیص عقل خود - که گرفتار انواع و اقسام خطاها و قصورهاست اگر نگوییم هوسها و تقصیرها - خط مشیی سیاسی را بر گزیده ایم و سپس گشته ایم و دیانتی را که به این سیاست بخورد یافته و آن را به این الصاق نموده ایم. آری؛ این درست که سیاست ما عین دیانت ماست و برعکس ولی آیا دین ما باید به دنبال سیاستمان راه بیافتد و چشم خود را بر هرچه بی دینیست ببندد، یا سیاستمان باید بر مبنای اعتقادات دینیمان باشد؟!
حال من برای شما شواهدی می آورم تا به شما اثبات کنم آن تناقضات ذهنی و عینی که در دین سیاست زده من وجود داشت و دقت در آنها زمانی من را مجبور به تغییر و تحول در نظرات سیاسیم کرد برای شما هم مصداق دارد. شاید که شما هم مثل بنده از مواضع سابقتان برگردید:
اول؛ دین سیاسی و نه سیاست دینی سران جبهه اصلاحات که به صورت ماتریسی در قاعده این جریان هم رسوخ کرده است: به عنوان مثال بنگرید به همین مرحوم آقای منتظری که من و شما در اسلام شناسی به گرد پایش هم نمی رسیم. کسی که حتی برای رسیدن به منویات سیاسی اش، بر خلاف فتوای خود عمل کرد و خون به دل امام(ره) نمود. می دانم که خیلی از شماها ایشان را قبول ندارید. به همین خاطر من آقای صانعی را شاهد می آورم که در حال حاضر غالب شما دوستان، مقلد وی هستید و ایشان هم متأسفانه به سرنوشت مشابهی دچار شده است. ممکن است بگویید آقای صانعی مرجع تقلید است و حتی در زمان شاه هم حرمت مراجع حفظ می شد و از این حرفهایی که من هم زمانی می زدم ... من در جواب این سخن باید بگویم؛ هرچند مرجع در صدور فتوا آزاد است ولی حق ندارد مقابل نصوص آیات و روایات اجتهاد نماید. در این صورت باب بدعت گشوده می شود. به عنوان مثال بنگرید به فتاوای ایشان درباره حلت تبرج زنان، محدود کردن حدود الهی به زمان حضور معصوم، تشکیک در حکم ارتداد، خودکشی خواندن عملیاتهای استشهادی و ارث بردن کافر از مسلمان و ... .* در سیاسی بودن دین ایشان همین بس که خود وی درباب فتاوای عوام پسندش و تلاشی که برای جذب مقلد از این راه نموده صریحاً می گوید: «وقتی می‌خواهم چیزی از کتاب و سنت در بیاورم توجه می‌کنم نوعی باشد که سهولت داشته باشد و توده مردم بتوانند بپذیرند». **
این از مراجع اصلاح طلب، بقیه سران جای خود دارند. آن آقای خاتمی که دست دادن با دخترکان نیمه برهنه ایتالیایی را به دلیل مصالح دیپلماتیک جایز می داند و در همین راستا به بوش جنایت کار نامه فدایت شوم می نویسد و در ازای دست کشیدن از تمام آرمانهای امام(ره) و اسلام از او تقاضای خارج شدن از محور شرارت می نماید، آن کابینه درخشان وی که وزیر فرهنگش با آن افتضاحات فرهنگی و ابتذالی که در مملکت به راه انداخت، الان به انگلیس گریخته و از آنجا برنامه های فرهنگی خود را دنبال می کند، آن از کروبی که با ادعاهای بی اساس و با ساده لوحی مفرطش اگر نخواهیم بگوییم با نفاق بیش از اندازه اش، آبروی نظام اسلامی را لگد مال کرد، آن از موسوی که با آن افتضاح و جرزنی بچه گانه اش پس از انتخابات اخیر آبروی خود را برد و منیت و حب جاه وی همه فرصتهای حماسه 22 خرداد را به تهدید بدل کرد، آن از لیدر فکری جبهه اصلاحات عبدالکریم سروش که پس از زیر سؤال بردن عصمت ائمه و رسول اکرم علیهم السلام و مصون از خطا بودن قرآن و ادعای پیامبری و ... فقط مانده وجود خدا را نیز منکر شود، آن از لیدر سیاسیشان خوئنی ها که اخیرا خود اقرار کرده؛ در زمان امام هم ولایت فقیه را قبول نداشته است و آن هم از استراتژیست سیاسی اصلاح طلبان، بشیریه که قبل از انقلاب مارکسیست بود و بعد از آن لیبرال و هم اکنون هم گند رابطه اش با سیا در آمده و به آمریکا گریخته و اصلا دینی ندارد تا بخواهد سیاست زده باشد. بیشتر نمی گویم که می دانم می دانید!
و دوم؛ صبغه غیر دینی فعالان سیاسی جبهه اصلاحات: از شما می خواهم نگاهی دقیق به اطرافتان بیاندازید و ماهیت هم حزبی های خود را در دانشگاه ها، روزنامه ها و کلا جامعه، خصوصا در منازعات سیاسی ورانداز کنید. ادبیاتشان را، اعتقاداتشان را، آمال و آرزو هایشان را، تمایلات و تنافراتشان را و ... . فقط به دور و بر خودتان هم اکتفا نکنید و از شهرها و استان های دیگر هم خبر بگیرید. بخصوص از کلان شهرها. خوب به یاد دارم در انتخابات دهم وقتی در شهر خودم آبادان برای برخی از شما دوستان نقل می کردم که طرفداران موسوی در اهواز چه افتضاحاتی راه انداخته اند که حتی قابل بیان در یک رسانه شخصی مانند وبلاگ هم نیست کسی باور نمی کرد. باز خوب به یاد دارم در دوران دانشگاه، بیشتر چه تیپ دانشجوهایی در انجمن های به اصطلاح اسلامی فعالیت می کردند. کسانی که یا به خاطر اعتقادات مسمومشان یا بهتر بگویم بی اعتقادیشان رو به فعالیت سیاسی آورده بودند و یا انجمن را برای ارضای ابتذال های اخلاقی و کمبودهای شخصیتیشان انتخاب کرده بودند. باز به یاد می آورم که طی چه پروسه ای متوجه ماهیت حقیقی گردانندگان روزنامه های دو خردادی و نیز تعارض اعتقادی آنها با خودم شدم. اوج این دوره ی زمانی، وقتی بود که مطبوعات اصلاح طلب به واقع گند آزادی بیان را درآورده بودند. حتما شما هم از یاد نبرده اید تیشه هایی که به نام آزادی بیان بر ریشه های اسلام ناب محمدی(ص) فرو نشست و بعید می دانم راضی به این جفا ها بوده باشید. جفاهایی از قبیل ادعای خشونت طلب بودن رسول اکرم(ص) و حضرت اباعبدالله (ع)، سراب و توهم خواندن منجی بشریت مهدی موعود(ع)، انکار معاد و حیات اخروی، انکار محرمات و واجبات شرعی، مخالفت با حجاب، انکار اصل ولایت فقیه، اسائه ادب به مراجع دینی و ولایت فقیه، به موزه تاریخ فرستادن حضرت روح الله(ره)، ادعای جدایی دین از سیاست و صدها شبهه و اهانتی که در دوران اصلاحات و حتی پس از آن توسط روزنامه های دو خردادی مطرح شد و من در اینجا مجال بازگو کردن همه آنها را ندارم.***
می دانم که همه اینها را می دانید. فقط می خواهم یادآوری کرده باشم. تا از این طریق به شما ثابت کنم که مسلمان و در خط امام(ره) بودن با اصلاحات چی بودن جمع نمی شود که نمی شود، حتی اگر اصولگرا هم نباشید!!! جالب توجه اینکه تا کنون تمامی احزاب تشکیل دهنده این طیف سیاسی، به استناد شواهدی که مهمترینش سخنان و ادعاهای خود ایشان است، از این هتک حرمت ها و جسارت ها به اسلام و امام(ره) به صور گوناگون حمایت کرده اند. حمایتی فراتر از یک تاکتیک، بلکه حمایتی استراتژیک و برنامه ریزی شده.
ممکن است الان پیش خود بگویید یعنی همه اصلاح طلبان بی دین اند؟ اگر من اینگونه فکر می کردم که هرگز این مطلب را نمی نوشتم! ولی دوستان بدانید در این سالهایی که از تولد مولود نامبارک اصلاحات گذشته است در محافل کانونی سمپات ها و فعالان این جریان، مانند آنچه در بالا مثال زدم -و نه در کلیت طرفداران این جریان- همیشه و همیشه امثال من و شما در اقلیت بوده ایم. مطمئنم با رجوع به خاطرات چند ساله اخیرتان حرف من را تصدیق می کنید. دوستان؛ به تمام مقدسات قسم؛ این جریان جای من و شما نیست. اینها اصلا به ما نمی چسبند. اینها به دنبال چیز دیگری هستند ولی ما انقلاب و اسلام را هنوز آرمان خود می دانیم.
نهایتا می خواهم هشداری به شما بدهم. هشداری که کل این مطلب را برای آن نوشته ام. ببینید خواهران و برادران؛ هرچند شما در حال حاضر فقط از نظر سیاسی خود را با این جریان به اصطلاح اصلاحات همسو می دانید ولی بدانید و آگاه باشید که این جهت گیری سیاسی، لاجرم، جهت گیری اعتقادی متناسب با خود را بر شما تحمیل خواهد کرد و این واقعیتی است که دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد!! زمانی می رسد که می بینید در اعتقاداتتان سست شده اید اگر از دستشان نداده باشید. آنقدر این ماجرا به کندی و آرام آرام اتفاق می افتد که قوه عاقله و منطقتان هرگز به آن مشکوک نخواهد شد و حتی خاطرات سیاسی و اعتقادیتان هم نخواهند توانست جلوی این استحاله از درون را بگیرند. شما دیگر از صانعی و منتظری که آیت الله تر نیستید!
می دانم به چه می اندیشید، به مشکلات و معضلاتی که در جامعه ما هنوز هست و شما اصولا بخاطر همانها دل به دریا زده و راه اصلاحات در پیش گرفته اید. من هم نافی مشکلات موجود نیستم. ولی دوستان؛ آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟! ما برای حل مشکلاتمان نباید به هر اعتقادی و هر وسیله ای متمسک شویم. آن هم وسیله شومی مانند اصلاحات آمریکایی!
بر خلاف بسیاری از دوستان اصولگرای امروزم، من معتقدم شما درصد زیادی از حجم کلی اصلاح طلبان را تشکیل داده اید. البته به قول خود اصلاح طلبان، اکثریتی خاموشید و در میان فعالان این جریان، در اقلیت می باشید. برای این حرفم نیز دلیل دارم؛ با توجه به آنچه در این سالها بر این مملکت گذشته من مطمئنم، کسانی که هنوز اصلاح طلب، چپ، سبز و از این دست مانده اند؛ افراد معدودی هستند که منافع مادی کلانی در این اصلاح طلب، چپ، سبز و از این دست، ماندن دارند. غیر از این تعدادِ معدود، هر چه هست اغوا شدگانند. به همین خاطر است که آن اقلیت فعال، شدیداً از طرح مبارزه با مفاسد اقتصادی بیم دارند. به همین دلیل است که قویاً دولت احمدی نژاد را که موی دماغشان شده، می کوبند. به همین دلیل است که بعد از سالها کاشف به عمل می آید؛ دست هزار فامیل آقای هاشمی و باند کارگزاران با احزابی مانند مشارکت و مجاهدین انقلاب در یک کاسه است. و درست به همین دلیل است که شما می توانید با تغییر موضع خود، علاوه بر مشخص کردن تکلیف این جریان در حال احتضار، آخر و عاقبت خود را نیز ختم به خیر نمایید.
حرف آخر من با شما دوستان همین است؛ بازگردید تا دیر نشده است. دیگر زمان بازگشت به اصل است.
پی نوشت:
+ در همین رابطه: سیاست دینی یا دیانت سیاسی؟!
+ در همین رابطه: موسوی؛ نماد بی هویتی یک جریان. 
* مستندات فتاوای ایشان را می توانید در این آدرس ببینید.
** اصلا بالفرض فتاوای ایشان هم خالی از اشکال فقهی و اصولی باشد؛ کدام یک از شرایط اعلمیت درباره ایشان صادق بوده است؟! هم حزب بودن!! اینگونه است که دین سیاست زده سران به قاعده نیز رسوخ می کند.
***
برای اطلاع بیشتر درباره شبهه پراکنی ها و اهانتهایی که اینان در حق اسلام روا داشته اند و نیز اطلاع از مستنداتِ آنچه من در اینجا آورده ام مراجعه کنید به کتاب پشت نقاب سکولارهای اصلاح طلب، نوشته حسین پدرام چوبین دره، انتشارات اعتدال قم.

نظرات (۹۴)

باسلام  ، من بگم که حقه که باطله  ؟ هرکه در دفاع از مطالب دینی قلم میزنه حقه و آنکه در رد برنامه های دین تلاش می کنه باطله  زیرا از کوزه آن برون تراود که در اوست .
پاسخ:
سلام
حالا چرا هی اسمتو عوض می کنی داداش
(:
شما مگه علی نبودی؟
  • محمد جواد مهدوی
  • با سلام
    با سرچ در گوگل کامنتهای اینجا رو دیدم نمیدونم قضیه چیه
    بعد 3  سال اومدم به کسی که
    این کامنت
    "راستی یه سرم به وبلاگ دیگتون زدم. شما در این وبلاگ گفتید که فارغ التحصیل رشته مواد و دانشجوی ارشد علوم سیاسی هستید ولی در اون وبلاگ گفتید که دانشجوی مهندسی صنایع گرایش برنامه ریزی و تحلیل سیستم هستید. تاریخ افتتاح این وبلاگ برای سال 87 هست ولی تاریخ افتتاح اون وبلاگ 88 و همچنین گفتید در سال 85 و 86 دانش آموز نخبه استان شدید. چطور دوساله دانشجوی فوق لیسانس شدید!
    اینم لینک وبلاگ:http://mjm0123.mihanblog.com/

    "


    بگم این لینک من هست
    قرار نیست یک محمد جواد مهدوی تو دنیا باشه
    من یک محمد جواد مهدوی هستم مهندسی صنایع خوندم
    اون محمد جواد مهدوی دیگه یکی فرد دیگه هست که مهندسی مواد خونده
    تا اینجایی که من در دنیای مجازی دیدم
    تا الان نزدیک به 4-5 تا محمد جواد مهدوی وجود داره
    خواستم قضه روشن بشه
    و اون محمد جواد مهدوی هم درست گفت که مهندس مواده و من مهندس صنایع :)
    من ورودی 88 بودم
    :)
    خواستم قضیه رو روشن کنم
    کامنتاتونم نخوندم
    وقت لینک وبلاگ رو سرچ کردم در گوگل کامنتی که لینک من رو بود رو خوندم...
    موفق باشید
    پاسخ:

    سلام

    آقا جان بنده زیر همون مطلب نوشته ام که وبلاگ من فقط همینیه که می بینید و اون وبلاگ مربوط به من نمیشه.

    یه ادم امل شیعه غالی که این مرام باطل بههمراه اذنابش به انتهای خط رسیدند شما روگذاشتند سر کار اصلا دین طیف ولایتی ها باطل است واین ادمها مشرک وازدین خارجند\
    پاسخ:
    عجب!!! ,
    به به چه کار عظیمی انجام دادید همه ی اصلاحات راشسی گذاشتی کنار انگار رگ اصول گرایی زده بیرون که اینجوری یهو میگی از اون سروش .... متاسفم براتون
    من که شخصا انتقاد اصلیم به به ولایت فقیهه و در این رابطه هم خیلی حرف دارم به شما هم توصیه میکنم این گونه خود را بر قله ی حقانیت نبینید
    پاسخ:
    سلامببین دوست من؛ صرف حرف و ادعا ما رو به جایی نمیرسونهمن اگه سروش رو تخطئه می کنم بر مبنای برهان و دلیلهاگه اصلاحات رو ولو به قیمت نقد اصولگراها برابر با نفاق میدونم براش دلیل دارماگه ولایت فقیهی هستم در این زمینه تحقیق کردم  و رو هوا نبودهالبته همه اینا لطف خداستولی غرض اینکه برای بحث علمی باید علمی حرف زد نه کلی و با تعصبیا حق ,
    این مطلب خیلی طولانی بود و الآن پشیمانم که چرا اینقدر وقت گذاشته ام برای این مطلب.بسیار خوشحالم که شما اکنون اصلاح طلب نیستید چون دغدغه ی اصلاحات داشتن با خواندن یک کتاب منطق عوض نمی شود .پاسخ تمامی مواردی که مطرح کردید بسیار طولانی است و فرصتی ندارم اما شاید یک تفاوت بین من وشما وجود دارد  و آن اینکه من اول به اعتقاداتم مراجعه کردم و بعد اصلاح طلب شدم .به شما هم توصیه می کنم به قرآن مراجعه کنید و ببینید که خداوند حلال کرده است فریاد مظلومی را که به آن ظلم شده است
    نصر من ا...
    پاسخ:
    1. شاهد از غیب رسید. اینکه قبول نمی کنید کسی با خواندن منطق از اصلاحاتچی بودن دست بردارد نشان دهنده عدم آشنایی شما با منطق است. به نظرم نگاهی به منطق شهید مطهری بندازید بد نیست.2. دلیل من بر حقانیت راهم و خطا بودن راه امثال شما استدلال هایی است که در همین مطلب آورده ام. من کلی قرائن و شواهد آورده ام که اعتقاد به اسلام و انقلاب با آنچه از اصلاحاتچی ها دیده ایم جور در نمی آید. بعد شما می گویید وقت ندارم به دلایلتان جواب دهم ولی مدعای اصلی من یعنی دین سیاست زده اصلاحات چی ها و از جمله خودتان را رد می کنید!!! خب اگر قبول ندارید اصلاحاتچی ها قبل از اینکه خط مشی اعتقادی خود را انتخاب کنند جناح سیاسی خود را برگزیده اند، قرائن و شواهد من را رد کنید. چرا فقط ادعا می کنید!3. من به هیچ وجه مدعی نشدم ایران مدینه فاضله است. در حکومت حضرت علی ع هم ممکن بود به کسی ظلم شود. ولی آیا این دلیل مخالفت با حکومت میشد. از این گذشته فرضا که حکومت هم حکومت جور، آیا این راهی که شما برگزیده اید راه حل صحیحی است. آیا با رفتن به آغش شیطان بزرگ و همدستی با منافقین و سلطنت طلبها می خواهید اصلاحات کنید؟! به نظرم شما هم از همان دسته اصلا , به نظرم شما هم از همان دسته اصلاحاتچی هایی هستید که مانند من فریب خورده اند. کمی نگاهتان را عوض کنید و تعصبتان را کنار بگذارید متوجه می شوید من چه می گویم. ,
    پست آخر: به خاطر سو’ تفاهم که پیش اومد معزرت میخام. من خیلی اتفاقی وقتی میرفتم به وبلاگم سر بزنم وارد اون وبلاگ شدم.
    من این چند روزه مطالب وبلاگ شما رو مطالعه کردم چون فکر میکردم اهل دلیل و منطق باشید! ولی شما در کامنت هاتون به منو اعتقاداتم توهین کردید . من اگه دنبال اسلام ریاکارانه بودم میرفتم مثل همفکراتون به جون مردم بی پناه میافتادم و از جبهه و جانبازی پدرم استفاده میکردم و خودمو بالا میکشیدم شاید بعدشم یه وبلاگ میزدم اسمشم میزاشتم چالش های......  به هر هال بهتره بدونی که شیطان اصلاح طلب و اصولگرا نمیشناسه دوست عزیز.
      خدایا عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار (دکتر شریعتی)
             

    پاسخ:
    1. من توهین کردم یا شما!! واقعا که.2. این شمایید که با اینکه من رو نمیشناسید به بنده تهمت ریاکاری میزنید. 3. من هیچ استفاده ای از جبهه و جانباز هیچ کی نکرده ام. اینم یه تهمت دیگه.4. اصولا چه رابطه منطقی بین استفاده من از جبهه و جانبازی این وآن و زدن وبلاگ وجود داره. اگر من دنبال رشد مادی بودم چر باید با شماها اینقدر کل کل می کردم تا بهتون ثابت کنم در اشتباهید؟ چرا باید به خودمزحمت خوندن بی ربطیات رفقایی مثل شما رو بدم؟ چرا بید وقتم رو برای تعالی اعتقاداتم صرف کنم؟5. بله شکی نیست که شیطان اصلاح طلب و اصولگرا نمیشناسه. نمونه بارزش همین خط امامی هایی اند که الان خائن تر از خودشون پیدا نمیشه. مث همین موسوی.6. اینکه از زبان شریعتی بر علیه من و عقایدم عقده گشایی می کنید هم جزو استدلالاتتون هست؟! بازم می گید من توهین کرده ام؟! ,
    قای صاحب وبلاگ چرا موقع جوب دادن به m به موسوی و منتظری گفتی ملعون؟ تو چه حقی داری که به دو ایرانی توهین کنی؟ ظاهرآ اهل دلیل هم که هستی! یا عذرخواهی کن یا برای بی نزاکتیت  "دلیل" بیار یا این پیامو حذف کن.
    پاسخ:
    قرآن خوندی؟قرآن چندین جا تعبیر " و من اظلم..." آوردهیعنی و چه کسی ظالم تر است از ...در قریب به اتفاق موارد این تعبیر با این عبارت ادامه یافته است:"و من اظلم مِن مَن اِفتری علی الله کذبا""و چه کسی ظالمتر است از کسی که به خدا دروغ ببندد"این آقایون این کار رو کرده اندبرای نفع مادیشون به خدا دروغ بسته اندبرای هوای نفسشونبرای قدرت ,
    راستی یه سرم به وبلاگ دیگتون زدم. شما در این وبلاگ گفتید که فارغ التحصیل رشته مواد و دانشجوی ارشد علوم سیاسی هستید ولی در اون وبلاگ گفتید که دانشجوی مهندسی صنایع گرایش برنامه ریزی و تحلیل سیستم هستید. تاریخ افتتاح این وبلاگ برای سال 87 هست ولی تاریخ افتتاح اون وبلاگ 88 و همچنین گفتید در سال 85 و 86 دانش آموز نخبه استان شدید. چطور دوساله دانشجوی فوق لیسانس شدید!
    اینم لینک وبلاگ:http://mjm0123.mihanblog.com/
    پاسخ:
    من همین یک وبلاگ رو دارم. این وبلاگی هم که می گی مال من نیست. نمی دونم چطور بهت ثابت کنم. فقط می تونم بگم هر چی اونجا به قول تو، من و به قول من، نویسنده وبلاگ ادعا کرده ارزونی خودت و نویسنده هه. من نه دانشجوی نخبه بوده ام و نه صنایع خونده ام. رفقای وبلاگ نویس هم غالبا من رو در دنیای حقیقی میشناسن و اگر خلاف این باشه رسوا میشم. واقعا توهم توطئه که میگن همینه دیگه!! ,
    چون مطلب 6 تا 8 نمایان جا نشد اینجا مینویسم.:
    6: دوست عزیز شما هم مثل همفکرانتون علاقه زیادی به تحمت زدن دارید و مخالفان رو منافق ضد انقلاب و رشوه گیر معرفی میکنید.  
    7:شما به من تحمت اسلام آمریکایی زدید. شما مگه از دینداری من خبر داری که این حرفرو میزنی. بهتره بدونی ارباب من خداست که امیدوارم اون دینداری من رو قبول دشته  باشه.
    8: شما در پاسخ به دوستمون آیه ای از قرآن آوردی. ولی این دلیل نمیشه به کسی با استناد به آیه قرآن توهین کنید. بطور مثال خداوند در قرآن عده ای از انسان ها را به چهارپایان تشبیه کرده ولی این حق رو به سایر انسان ها نداده و فرموده کسانی که در این دنیا نسبت حیوان به انسان دیگری ببندند در روز قیامت به شکل همان حیوان در خواهند آمد.
    و در آخر یا حسین میر حسین
    پاسخ:
    7. اینکه منافقید یا نه در مورد قاعده اصلاح طلبها عمومیت نداره. ممکنه هنوز بعضی افراد گیج باشند که اغوا شده باشند. ولی آیا می خوای بگی ضد انقلاب هم نیستید؟! البته سرانتون که صد درصد منافقند. ضد انقلاب که جای خود داره8. اربابت هر کی میخواد باشه. دینداریت باید بروز و نمود بیرونی هم داشته باشه یا به قول سروش فقط کافیه فردی باشه؟ شما هم دینتون دین نه غزه نه لبنانه. دین متکثر و شخصی و بی اثره. پیغمبراتونم روشنفکرای غربزده اند. یعنی همون منادی های اسلام آمریکایی.9. من به کسی توهین نکردم. من لعن کردم. بعضی جاها هم توصیف کردم. این غیر از توهینه. قرآن هم از این موارد داره، در احادیث هم داریم. مثلا این دعا که اللهم اجعل اعدائنا من الحمقاء. من هم به کسی نسبت حیوان نداده ام. چون بعضی از این رفقای شما ارزش این رو هم ندارند. اون دنیا کی میخواد جواب حیوون بیچاره رو بده. اینها همون مستحق لعن هستند و بس. ,
    1: دلیل شما رو رد میکنم چون شما در شرایطی نیستید که اعلم بودن یک مرجع تقلید رو رد کنید. و رد صلاحیت از مراجع مراحل خاص خودش رو داره. در ضمن شما که صانعی رو قبول ندارید پس چرا وقتی صلاحیت آیت الله خامنه ای رو برای مرجعیت تایید کرد پیامش رو در تلوزیون پخش کردید؟ البته این که شما از همه چی استفاده ابزاری میکنید واضحه. بطور مثال از سخنان امام خمینی تا جایی که به نفعتون باشه استفاده میکنید و حرفاشو حجت قرار میدید ولی به وصیت نامش عمل نمیکنید.
    2: قضاوت این که کسی رساله های  صانعی رو جمع کرده یا نه باشه به عهده کسانی که در نمایشگاه قرآن حضور داشتند.
    3: شما منظور من رو متوجه نشدید منظور من این بود که منتظری و صانعی اگر از نفسشون پیروی میکردند به این راه نمیومدند و با حمایت از دولت زندگی آرام تری داشتند. یا مثلا اگر منتظری در قضایای دهه شصت با امام رو در رو نمیشد الان رهبر بود.
    4: سفره ای که شما ازش دم میزنید به کمک همین ها پهن شد شاید اگر همین میرحسین ها نبودن الان زبان رسمی کشورمون عربی بود.
    5:اولا من گفتم که جرمی مرتکب نشدم. دوما من یک مثال از بی عدالتی شمام که در مقابل بی عدالتی های دیگتون گمه.
    6: دوست عزیز ش
    پاسخ:
    1. می گم تو هم ما رو بیکار گیر آوردی ها. مرد حسابی من که این رو تو مطلبم توضیح داده ام. آره من نمی تونم اعلم بودن مرجع رو رد کنم. من نمی تونم ساقط شدنش رو از مرجعیت اثبات کنم. من نمی تونم به مرجع بگم بالای چشت ابروه. کاری هم ندارم که این حرفهای شما چطور با اعتقادات دیگه تون جمع میشه. کاری هم ندارم که چطور همین حرفها رو راجع به ولی فقیه نمیزیند. کاری هم ندارم که شما کلا اسلامتون اخته شده است. ولی ...ولی همه اینا تا وقتیه که مرجع عالی قدر شما در چارچوب مقومات دین اسلام حرف بزنه. خلاف نص قرآن و روایات اجتهاد نکنه. از پیش خودش حرف در نیاره به اسم اسلام. این که نماز صبح دو رکعته رو هیچ مرجعی حتی شیخ انصاری هم نمی تونه منکر بشه. صانعی که جای خود داره. من اینا رو تو متن نوشتم. اگه بیکاری و میخوای ما رو سرکار بذاری برو یه سرگرمی دیگه برا خودت پیدا کن.2. اینقدر از این تهمت ها بزن و هی بگو شما به وصیت امام ره عمل نمی کنین و ... تا تهمت دونت پاره بشه. ما هم که بیق بیق. اصلا کوریم و نمیبینیم که چه گندی به انقلاب و اسلام و وصیتهای امام ره زده اید. نمبینیم شماها چشم دیدن امام ره رو ندارید و اگر زنده بود تکه تکه اش می ک , تکه تکه اش می کردید. نمی بینیم می خواستید به مزوه تاریخ بفرستید امام ره رو و ...3. معلومه اونجا یک نمایشگاه دولتیه و دولت مشخص می کنه چی ارائه بشه. نکنه می خوای سلمان رشدی هم بیاد کتابهاش رو ارائه بده؟!4. منتظری هیچ وقت عاقبتی اینچنینی برای کارهای خودش نمی دید. صانعی هم دقیقا همینطوره. ضمنا این استدلال از پایه غلطه. با این توجیه میشه همه دزدها و جنایت کارها رو هم تبرئه کرد. چرا که اگر اینها هم واقعا به فکر راحتی خودشون بودند هیچ وقت ریسک نمی کردند و به خودشون زحمت بالا رفتن از دیوار مردم رو نمی دادند!! بالاخره هر کاری یک هزینه ای داره. هوای نفس هم اجازه این صغرا کبرا ها رو به عقل اینا نمی ده. چطور شریعتمداری برای یک حسادت بچه گانه بر علیه امام ره کودتا کرد.5. در مورد سفره واقعا داری عقاید خودت و هم طیف هات رو نشون می دی. واقعا برای شما اسلام اصل نیست. انقلاب اصل نیست. این آدمهای دور و برتون هستند که اصلند. با این تفسیر جنابعالی باید امام علی ع رو هم محکوم کرد که چرا با عایشه و طلحه و زبیر جنگید.6. مثال شما و اینکه واقعا بی گناه نبودید که با ادعای خودت اثبات نمیشه. من چطور باید به حرف تو اعتماد کنم در , من چطور باید به حرف تو اعتماد کنم در حالی که در همین استان خودمون دیدم رفقای فاسد الاخلاق شما چه کارها که انجام ندادند. دختر و پسر بودند که سوار هم شده بوند به حمایت از میرحسین. تازه یا حسین میرحسین هم می گفتن! ,
    مطلبتم خوندم. حالا میخوای چی بگم. صانعی داره به خاطر حمایتش از میرحسین و مردم آسیب دیده تاوان میده. اگه میومد از شما حمایت میکرد مطمئن باش نه به خونه اش حمله میشد نه رساله هاشو جمع میکردن. یا منتظری کسی که نوش افتاد زندان زنش از غصه دغ کرد. کسی که بعد از اون همه مبارزه سیاسی حبس خانگی شد. دوست عزیز شما سر سفره ای نشستی که منتظری ها و میرحسین ها پهن کردن. شما سر سفره ی شهید بهشتی میشینین ولی پسرشو زندان میکنید. منتظری مرگ با عزت رو به زندگی با ذلت ترجیح داد. میخوای به وجدانم چی بگم  بگم چشام بهم درغ گفته بگم ندیدم تو سیزده آبان با باتوم افتاده بودید به جون دختر مردم. بگم باتومایی که خوردم توحم بوده. کبودی چای دستبند رو دستم. سیلی که به جرم نکرده خوردم همش دروغه!
    کاش یه نگاه به درو و ورتون بندازین ببینین کی براتون مونده: خوانواده های شهید باکری وبهشتی و مطهری و شریعتی و خانواده امام و..... همه از دورتون پراکنده شدن حتی کسایی هم که از عنصر های اصلی انقلاب بودند.  من اسلام رو قبول دارم و از یه خانواده مذهبی ام  ولی این دلیل نمیشه که هرکس اسلام رو قبول داره از ظلم حمایت کنه.
    پاسخ:
    1. من برای نقد صانعی دلیل آوردم. دلیلم رو رد کن. البت می دونم نمی دونی دلیل یعنی چی!2. کسی رساله های صانعی رو جمع نکرده3. هر کی از غصه هر کی دق کرد که حق رو نباید به اون داد4. من سر سفره امام و اسلام نشسته ام نه اون ملعونینی که نام بردی5.اولا اگر جرم مرتکب شدی حتی اگه مجازاتت اعدام باشه باید انجام بشه و دوما من مدعی نشدم و هیچ کس ادعا نداره حکومت ما حکومت اسلامیه. ما سعی می کنیم اسلامی باشیم6. این که همه از دور کیا پراکنده شدهاند رو به نظرم نیازی به توجیه و کلکل با شمایی که حتی واقعیات بین رو نمی بینید نداشتهباشه. ضمنا اینایی که نام بردید همشون مثل شما نیستن. اونایی هم که از انقلا برگشتند برای برگشنشون دلایل مادی زیادی داشتند. مثل همین همسر شهید باکری و همسر فعلی یونسی وزیر اطلاعات خاتمی. یا مطهری که تشت رسواییش خیلی وقته با ماجرای حق معنوی آثار شهید مطهری افتاده و یا برخیاز خانواده امام ره و پسر غربزده شهید بهشتی. اینا عنصرهای اصلی انقلاب بودند یا امام ره و یا همه اون بزرگانی کهالان هم در خط امام ره هستن.7. بله شما اسلام رو قبول دارید. ارباب هاتون هم قبول دارن. ولی اسلام اخته شده سروش و کدیور و م ,
    دوست عزیز با این حرف ها آبروی رفته به جوب بر نخواهد گشت. کی میتونه جنایت های شما در کوی دانشگاه , کهریزک و ... فراموش کنه. مگه همین شما ها نبودید که جوونای مردم رو تو کهریزک به خاک و خون کشیدید, که اگر پسر روح المینی کشته نمیشد و دستتون رو نشده بود هنوز هم به کارتون ادامه میدادید. کی میتونه نداها و سهراب ها رو فراموش کنه. شما میخواستید با نشون دادن یه فیلم دروغی از ندا آبروی رفتتونو برگردونید اما بدتر داغ دل مردمو تازه کردید. اگه ندا طبق یه سناریو کشته شده چرا این فیلمو زودتر نشون ندادید چرا توی چهلمش مردمو کتک زدید چرا سنگ قبرشو شکستید.شما انقدر حقیر شدید که حتی به مرده ها هم رحم نمیکنید. شما میخوای با این حرفات چیو انکار کنی حالا خوبه فیلم های جنایت هاتون روی اینترنت هست.  مگه همین اصولگراها که شما قربون صدقشون میری توی تلویزیون و نماز جمعه نمیگفتن که این ها 2 یا 3 هزار نفر بیشتر نیستند اگه ما 2 هزار نفریم یه مجوز تظاهرات بدن تا معلوم شه. یعنی اینها انقدر ضعیفن که نمیتونن 2 هزار نفرو کنترل کنن. البته از طرفتاران رییس جمهوری که میاد با اون ادبیات سخیف در میان ایرانیان خارج از کشور میگه اون ممر... لولو برد وف
    پاسخ:
    خب این اتهاماتی رو که تو به من زدی باید در یک پست مفصل رد کنمولی در اینجا فقط یک سوال از تو می پرسمچرا جای جواب دادن به ایرادات من نسبت به جریان متبوع شما فقط تهمت می زنی و دروغ به هم می بافی؟جواب بدهاگه دلیل و منطق سرت میشه ,
    شما که هنوز اصولگرا هستید چه کرده اید
    پاسخ:
    انتظار داری چه جوابی بدم؟رزومه کاریم رو برات بنویسم؟!یا گندهایی که رفقای شما به مملکت زده اند رو دوباره به رخت بکشم؟!من در این مطلب خواستم بر اساس منطق و استدلال با دوستایی مثل شما حرف بزنماگر شما به این چیزها اعتقادی نداری پس وقت من رو تلف نکناگر هم برای اعتقاداتت مثل من دلیلی داری خب رو کنما هم استفاده خواهیم کردکلی گویی چیزی رو حل نمیکنه ,
  • حسین بختیاری
  • سلام علیکم
    اجرکم عندالله

    به حرف های بی سر و ته گوش نکن .
    سلام
    گفتم که صبر داشه باش بنده ی خدای برای ظهور امام زمان اینقدر به شاید این هفته وشاید آن هفته آمدنش امید داریم و صبر می کنیم حالا برای گرفتن جوابت درمورد سروش به زبان فارسی ومادری گفتم ترجیح می دهم دراین مورد پستی مستقل داشته باشم پس عجله نکن!!
    .................
    درمورد جواب هایی که داده اید سپاسگزارم وتحسین می کنم که درتحریف تاریخ و نسبت دروغ به اموات که دستشان از همه جا کوتاه است وقدرت دفاع ندارند هم خیلی استادید.
    آنچه از کتب عده ای از علما نقل کردیدنشون می ده روانشناسی اجتماعی خوبی دارید می دونید خیلی آدم ها حتی حس وحال خوندن همین پست های قلنبه سلنبه شمارا ندارند چه رسد که بخواهند دنبال آن منابع بروند تا به صدق وکذب گفتار شماپی ببرند اما من دروغ های شمارا پیگیری می کنم تا سیه روی شود هرکه دراو غش باشد.
    پاسخ:
    خیلی خب. به جایی رسیدیم که دیگه نمیشه با شما ادامه داد. من اولین نظرم را برای شما درباره سروش نوشتم و تا به حال بیش از چندین صفحه جواب کامنتهای سراسر توهین و افترای شما را داده ام و هنوز شما حتی یک استدلال درست و حسابی و علمی مثلا درباره مسائل فلسفی و کلامی که من مطرح کرده ام جواب نداده اید. به جای اینکار تا توانسته اید دروغ گفته اید و جو سازی کرده اید. به نظرم ادامه این بحث فایده ای ندارد. به دو دلیل: اولا شما در جواب استدلال های فلسفی و کلامی من یا می گویید که بحثهای شما علمی نیست و یا می گویید قلنبه و سلنبه نوشته اید و یا می گویید دروغ گفته اید. دوما در مورد مستنداتی هم که ارائه می دهم می گویدد دروغ گفته اید و در دهان مرده ها حرف گذاشته اید. پس من چطور باید با شما حرف بزنم. شما نه دلایل عقلی من را قبول دارید و نه نقلی را. این گفتگو به جز وقت تلف کردن نیست. توهین و افترا هم که جزء لاینفک کامنتهاتان است. متاسفم. قضاوت را به خوانندگان واگذار می کنم. ,
    گفته اید:
    ...آقای خاتمی که دست دادن با دخترکان نیمه برهنه ایتالیایی را به دلیل مصالح دیپلماتیک جایز می داند و در همین راستا به بوش جنایت کار نامه فدایت شوم می نویسد.

    آقای محترم وقتی می گم شما با تحقیق بیگانه اید وکارهایتان به هرچه شبیه باشد به یک اثر تحقیقی نمی ماند ازم دلخور می شید بفرما اینم دلیل...
    اولا
    که جریان عکس دست دادن به دخترایتالیایی و ساختگی بودنش را به شما ثابت کردند ثانیا فرض کنیم که درست باشد،خاتمی که ادعای ارتباط والهام گیری از امام زمان ندارد به قول شما لیبرال است.ولی رحیم مشایی و شرکت درجلسات رقص واینک همپیالگی با خواننده های لس آنجلسی وهنرپیشه ها...
    متهم کردن حضرت نوح به عدم مدیریت و... را چه می گویید!؟
    حتی سرپیچی احمدی نژاد از فرمان ولی امرتان دراین زمینه را فراموش نکنید!!
    پاسخ:
    اولا عکس نبوده و فیلم بوده.دوما کی ثابت شد تقلبی بوده که ما نفهمیدیم.سوما چرا دفترش تکذیب نکرد.چهارما مگر من مشایی رو تایید کردم؟پنجما احمدی نژاد سرپیچی نکرد. تعلل کرد. البته این کار هم اشتباه است. ,
    ثانیا:
    اگه می خواین دروغ هم بگین حداقل دروغی بگین که کسی باور کنه
    اولین نامه رسمی فدایت شوم به روسای جمهور آمریکا را احمدی نژاد داد(اولین نامه به بوش)وبابی اعتنایی تمام مواجه شد
    دومین نامه را هم همین آقای احمدی نژاد(سبورجیان سابق)به آقای اوباما داد ولی باز هم کسی تره برایش خورد نکرد.
    ببین چه قدر بی آبرویی و رسوایی!!
    در طی 4سال دونامه به دو رئیس جمهوری آمریکا کاری که نه هاشمی نه خاتمی ونه آقای خامنه ای دردوره ی ریاست جمهوری اشان ونه میرحسین دوره نخست وزیری و نه شهید رجایی حتی بنی صدر چنین کاری نکرد.
    لطفا دروغ نگید
    پاسخ:
    می گویند وقتی زلیخا به دنبال یوسف می دوید هر دو می دویدند. به قول حاج اقا قرائتی من می دویدم و او می دوید. ولی این چه دویدنی بود و آن چه دویدنی؟ یکی برای شهوت و دیگر برای عصمت. البته بلا تشبیه ولی هر گردی که گردو نیست. نامه های احمدی نژاد از موضع عزت بود و این را همه می دانند و اتفاقا خیلی از دوستان شما به همین موضوع گیر داده اند ولی نامه خاتمی که هیچ وقت هم رسما منتشر نشد و البته هیچ وقت هم رسما تکذیب نگشت چه؟ از موضع حقارت و ذلت. ,
    -درمورد فتاوای آیت الله العظمی صانعی بایستی عرض کنم نظر غالب فقهای شیعه در طول 12قرن همان بوده که حدود اسلامی را فقط کسی می تواند اجرا کند که خودش معصوم باشد.نه کسی که در خفا همان جرم را مرتکب شود وبعد هم بخواهد علنا بر مرتکب همان جرم،حد جاری کند!
    نظریه ی ولایت فقیه پیشینه اش دو قرن است و بازهم بین فقها محل اختلاف که عده ای از فقهای سرشناس( معروف تر ازامام)ازجمله آیت الله احمد خوانساری و محمد کاظم خراسانی قائل به حکومت دینی در زمان غیبت نبوده اند وآنرا به دلایل عقلی و نقلی جایز نمی دانستند.
    آنان هم که دردو قرن اخیر موافق ولایت فقیه بوده اند(ولایت را مطلقه نمی دانسته اند) وولایت را فقط درامور حسبیه جایز می دانسته اند.
    پاسخ:
    1. واقعا در عجبم از این حرف نادرست شما!!! 12 قرن شیعه چنین اعتقادی داشته؟! می توانی مدرک ارائه کنی؟ مثلا از همان علمایی که نامشان را برده ای. می دانی که آخوند خراسانی هم به ولایت فقیه حد اقل در حد اجرای حدود قائل بوده. می دانی وی شاگرد مکتب شیخ است. می دانی شیخ انصاری هم به این موضوع اقرار داشته. می دانی در کتاب قضا حتی برای ولی فقیه شان حکومتی قائل شده و از مقبوله استنباط کرده که ولی فقیه باید حاکم جامعه باشد و نه حتی حکم. می دانی کلیه علمای شیعه معتقد بوده اند که در دوران غیبت فقط فقیه می تواند حدود را جاری کند؟ می دانی چه مطلب بدیهی را زیر سوال برده ای؟ می دانی عقلا هم نمیشود حرف شما و صانعی رو قبول کرد؟ نه نمی دانی!2. باز هم که دست از تهمت برنداشتی! انگار با شما نمیشه حرف علمی زد! متاسفم.3. درباره پیشینه ولایت فقیه شما در اثر خواندن روزنامه ها و سایت های دلخواهتان کانالیزه شده اید. به این کتب مراجعه کن تا ببینی از دوره غیبت کبرا به این ور بسیاری از علمای تراز اول شیعه در کتب خود از ولایت فقیه نوشته:شیخ مفید در المقنعه، ابوالصلاح حلبی در الکافی فی الفقه، ابن ادریس حلی در السرائر، محقق کرکی در صلاه ال , محقق کرکی در صلاه الجمعه، محقق حلی در مسالک الافهام، مقدس اردبیلی در مجمع الفوائد، حسین عاملی در مفتاح الکرامه، ملا احمد نراقی در عوائد الایام، میرفتاح مراغی در عناوین، صاحب جواهر در جواهر الکلام، شیخ مرتضی انصاری در مکاسب، قضاء و الشهادات، حاج آقا رضا همدانی در مصباح الفقیه و کتاب الخمس، سید بحرالعلوم در بلغه الفقهیه، آیت الله بروجردی در البدر الزاهر، شیخ مرتضی حائری در صلاه الجمعهاز این حرفا گذشته شما مفروض بگیر که اصلا این نظریه پیشینه ندارد. مگر حقانیت و صحت یک نظریه به قدمت آن است؟ مگر مندرآوردیات سروش که شما سنگش را به سینه می زنید چقدر پیشینه دارد. یا فتاوای شاذ و خلاف مشهور و اصلا خلاف نصوص دینی صانعی!!!4. علمایی که نام بردید فقط به دلایل نقلی و باز فقط شأن سیاسی ولی فقیه را قبول نداشته اند. در مورد اینکه این بزرگواران برترند یا امام ره من و شما نمی توانیم قضاوت کنیم. این بزرگواران هر چقدر بزرگ هم باشند شاگرد شیخ انصاری اند و ایشان خود ولایت فقیهی بوده. ایشان در کتاب القضاء به صراحت ولی فقیه را حاکم اسلامی می داند. بد نیست بدانی فقیه برجسته شیعه صاحب جواهر که خود مکتبی فقهی دارد هم عرض , بد نیست بدانی فقیه برجسته شیعه صاحب جواهر که خود مکتبی فقهی دارد هم عرض مکتب شیخ، جمله مشهوری دارد که می فرماید فقیهی که ولایت فقیه را قبول نداشته باشد بویی از فقه شیعه به مشامش نرسیده است. این را گفتم که بدانی ولایت فقیه یک بحث مشهور است و قریب به اتفاق علمای شیعه به آن معتقدند ولی در کیفیتش بحث دارند.5. در مورد ولایت مطلقه به نظرم شما هم مثل خیلی از رفقایتان اشتباه کرده اید. ولایت مطلقه فرقی با ولایت فقیه مثلا صاحب جواهر ندارد. فرقی با ولایت فقیه نراقی و یا نائینی ندارد(بله نائینی هم ولایت فقیهیست، نمی دانستید؟) منظور از مطلقه تاکید بر این امر است که ولی فقیه در امور حکومتی همان اختیاراتی را دارد که معصوم ع در زمان حضور داشته است. در اینجا دو نکته لازم به ذکر است: اولا به قید "در امور حکومتی دقت کنید" چرا که ولی فقیه در امور شخصی مثل ائمه معصومین ولی نیست و نمی تواند دخالت کند مگر امور شخصی به امور حکومتی ربط پیدا کند(این هم از آن مغالطات ناجوانمردانه ای بوده که رفقای شما از آن بهره ها برده اند) , و دوما این تقریر مختص امام ره و یا مقام معظم رهبری نیست و در پیشینه نظریه ولایت فقیه وجود داشته است. مثلا ابن ادریس از علمای قرن ششم هجری جمله ای دارد با این مضمون که " ائمه همه اختیارات خود را به فقهای شیعه واگذار کرده اند" مرحوم نراقی، شیخ محمد حسن نجفی و ... نیز همینطور و ... ,
    ...منتظری به اعدام های ناجوانمردانه ی سال67اعتراض داشت خوب است بدانید آنزمان همین آقای خامنه ای هم از اعدام افرادی که دوران محکومیتشان را می گذراندند وقبلا حکمشان صادر شده بود شوکه شده بود...اعدام قریب به 4000نفر درسال67حرف منتظری به امام این بود که اگر باحکم شما بوده وخبر دارید که جنایت است واگر بی خبر بوده اید که درد بزرگی است بی خبری رهبر...وقس علی هذا
    پاسخ:
    1. 4000 نفر رو نمی دونم از کجا در آوردید ولی بدونید غالب افرادی که در اون سالها اعدام شدند آدمکش هایی بودند که اگر زنده می موندند چند برابر این تعداد رو به قتل می رسوندن. قرآن برای همینه که می فرماید و لکم فی القصاص حیات2. منتظری بیش از هرچیز نگران اعدام دردانه خود مهدی هاشمی ملعون بود و اختلافش هم با امام همین بود و اگر هم به اعدام ها ایراد گرفته باشد باز از ساده لوحی مفرطش بود و این که به امام ره جسارت کرد هم از بی تقواییش. چرا بقیه چنین جسارتی نکردند ,
    گفته اید:" در واقع ما همه قربانیان تز عدالت فدای توسعه آقای هاشمی هستیم."یادت نرود آقای خامنه ای سال 76یعنی پایان دوره ی سازندگی هنگام انداختن رایش به صندوق (تز توسعه ی هاشمی)گفت:
    هیچکس برای من آقای هاشمی نمی شود!!
    یعنی می گویی ولی امر مسلمین جهان هم مثل شما اشتباه کرده اند وبعدا متوجه شده اند.
    4-ازآیت الله العظمی منتظری وخون به دل کردن ایشان به امام گفته اید:
    بنده ی خدا خوبه بدونی که آنچه معتبر است ومی توان سخن ایشان نامید،همان هایی است که درصحیفه ی نورووصیت نامه ی ایشان آمده.
    دونامه منسوب به امام است.6/1/68ودوروز بعد8/1/68شما به نامه ی جعلی6/1/68(همان که در صحیفه ی نور نیست)استناد کرده اید.
    متاسفم که چنین راحت درمو.رد شخصیت های مذهبی ومورد احترام مردم حکم می دانید:
    همین مرحوم آقای منتظری ....کسی که حتی برای رسیدن به منویات سیاسی اش، بر خلاف فتوای خود عمل کرد و خون به دل امام(ره) نمود.
    اگر منتظری دنبال منویات سیاسی اش بود3ماه سکوت می کردو طبیعتا به رهبری می رسید نه این که20سال از شاگرد ناسپاسش(خامنه ای)بی حرمتی و ظلم بیند...
    پاسخ:
    1. این جمله به معنی تایید سیاست های وی نیست. بلکه علقه شخصی آقا را به وی در ان زمان می رساند و اتفاقا برای مهار شخصیت تمامیت خواه وی عنوان شده بود. آقا اینطور با هاشمی مدبرانه رفتار کردند و اینک وی اینگونه ناسپاسی می کند. اگر غیر از این بود چه می شد؟ آقا قبل و بعد از آن دوران بارها سیاستهای اقتصادی وی را مورد نقادی شدید قرار داده اند. این ها را نمی بینید بعد ...2. اولا از همانها که در صحیفه نور آمده هم آنچه گفته ام به وضوح استنباط میگردد. مگر امام ره نفرموده بود که دیگر در مسایل سیاسی دخالت نکن؟ پس چرا خود را بازیچه مزدوران غرب کرد ودایما برای نظام هزینه به بار آورد. دوما آن نامه به قول شما جعلی آنقدر شاهد حی و حاضر دارد که بی نیاز از مستند است. سوما جفای منتظری در حق نظام هم بی نیاز از این همه بحث است. حمایت وی را از هاشمی ملعون فراموش کرده اید انگار!!! چهارما واقعا فکر می کنید کسی بین مردم برای وی پشیزی ارزش قایل است؟! ششما منتظری اگر دنبال منویات سیاسی اش نمی بود به امام ره و ولی فقیه بی حرمتی و جسارت نمی کرد. ایا بر اساس فتوای خود وی این امر حرام نیست؟! ,
    متاسفانه در حکومت آقای خامنه ای و مخصوصا در دوران دولت سپاه، انچه که بیش از هر چیز خدشه دار شده اخلاق است. رسانه  ملی به راحتی دروغ میگوید، رییس دولت سپاه به راحتی دروغ میگوید، دادستان کل تهران قتل میکند. رییس پلیس تهران و مجری نخستین طرح عفاف خودش با هفت زن برهنه بازداشت میشود، بودجه مملکت ناپدید میشود، جاعل مدریک وزیر میشود و ..... اخلاق بزرگترین قربانی حکومتی است که مطبوعات آزاد و مستقل را تحمل نکند. وحالا هم در ادامه بی اخلاقی رایج در حکومت و طرفدارانش، شاهد وعظ و نصیحت به برخی از بنیانگذارن "نظام وعظ و نصیحت" هستیم . آن هم از سوی کسانی که در سالهای بنانهادن این انقلاب یا در گهواره بودند یا در رویاهای والدینشان. اخلاق اخلاق اخلاق
    پاسخ:
    تمام منطق شما همین است؟!واقعا هیچ استدلال من در آوردی ای هم به ذهنتان نمی رسد که برای توجیه بیاورید؟آخر من اینهمه صغرا و کبرا چیدم شما هم یک چیزی می گفتید!یعنی به واقع نباید هم جوابی برای این همه انحراف داشته باشید!البته روی سخن من در این نوشته با شما نبوده که اصلا اخلاق سرتان نمی شود ,
    صرفا مخالفان ،اصلاح طلب نیستند
    چرا باورتون شده یکی حقه یکی ناحق؟
    چرا به دو دستگی دامن میزنید؟
    از اول انقلاب دولت دست همین اصلاح طلبا بوده،چه در انقلاب چه در زمان جنگ خیلیاشون حضور داشتن اما یدفه شدن دجال؟ شدن خوارج؟
    چرا مهر سکوت به دهنشون زدیم تا راحت حرفامون و بزنیم؟
    من یکی از اصولگراهای امام زمانی هستم اما اشتباهاته این دولت و نظام رو بسیار نگران کننده و خطرناک می بینم
    شاید دارن به اسلامم ضرر می رسونن
    پیشنهاد می کنم واقع بین باشید
    پاسخ:
    این اختلافات خیلی مبنایی تر از اونی هستن که با گفتن یا نگفتن از بین برنریشه ای هستنبر سر اعتقادات هستنمن هم در این نوشته همین رو نشوتمکسی هم به دهن کسی مهر نزدهنمی بینی که به همه چی حتی خدا هم فحش می دنکسی نگفته نظام و دولت معصوم اند ولی در در جهت اسلام که حرکت می کنند حد اقلرفقای شما چی؟جواب در نوشته من مشهودهضمنا در عالم ادعا همه چیز قابل طرحهدلیل بیار برای حرفهاتیا دلایل من رو رد کن اقلا ,
    با سلام . دوست عزیز پیشنها میکنم اگر مقداری از مطالب را نوشته و بقیه آ« را در ادامه مطلب گبذارید موجب خستگی نمیشود چون یک مقدار  که مطالب را بخوانیم خسته شده و از ادامه دادن منصرف میشویم
    پاسخ:
    سلامبا نظرتون موافقمولی حس خوبی نسبت به این لینکهای ادامه مطلب ندارمسلیقه ایه دیگهممنون ,
    جواب پاسخ شما در چند کامنت پایین تر (٢٢ فروردین) :
    پسر خوب خودت که می دونی منظور و اصل مطلب من چیه و حاشا کردن و چرخوندن موضوع و گنگ بازی شیوه ی قدیمی شده و باز هم به مطالب قبلیه من بیشتر توجه کن .
    من شیعه هستم و امام علی (ع) رو هم امام اولم میدونم و فکر نکنی مطالب کامنت قبلی رو از روی عناد و لجبازی نوشتم . فقط خواستم بهت یه یاداوری کنم که نیمه پر لیوان رو هم ببین و تک بعدی روی قضیه فکر و مانور نرو .
    پاسخ:
    ای بابا!من کلی و مبهم گویی می کنم؟!من که مطالبم رو واضح و روشن نوشته ام!این شمایی که جوابی نمی دی تا بشه نقدش کرد.فقط کلا می گی حرفهای من اشتباههآخه یه دلیلی. استدلالی. صغرا و کبرایی!!آخه من اگه بخوام هم چطوری باید حرفهای شمارو قبول کنم یا از نوشته خودم برگردم؟! ,
    به نام خدا
    سلام برادر خوبم
    استفاده کردیم. امیدوارم نصیحت شمایی که خود روزی همرنگ اصلاحاتیون بودید موثر باشد.
    التماس دعا
    یا حق
    سلام همسنگر
    جالب بود
    سربلندباشی
    به من هم سری بزن
    یا علی
    سلام
    جالب بود
    موفق باشید به من هم سر بزنید
    یا علی
    سلام
    جالب بود
    موفق باشید به من هم سر بزنید
    یا علی
    سلام
    جالب بود
    موفق باشید به من هم سر بزنید
    یا علی
    سلام
    ممنون از امعان نظرتان
    از اینکه به اینجا رهنمونم داشتید ممنون
    اینجا را اد می کنم تا گم نشوم
    سربازی ایران اسلامی حق مسلم ماست
    هر چند که اغیار را خوش نیاید !
    جزئیات نمایشگاه فصل بیداری(1) و (2)
    داش محمدجواد !
    کلمه عبورت چیه ما هم یادداشت خصوصیت رو بخونیم ؟ ما که رفیقیم . نه ؟‌!

    جشن بادبادکها
    http://masjednaft.blogfa.com/post-323.aspx
    یاعلی/
    سلام پسر بابا
    هدف ابراز دوستی و دوست داشتن بود
    یا حق
    مطلبتون احساسی و از روی داغ بودن کلتونه  .
    اونایی که دم از صلح و عدالت میزنن حتی جنبه ی شنیدن نظرات مخالفان ندارند و دست به رفتارهای کودکانه مانند زندانی و تهدید کردن و تخریب شخصیت اونا میکنند . من میگم این همه علی علی کردی درست برو زندگی امیرالمومنین رو بخون که به نظر مردم رو برای خلافت اشخاص دیگه احترام گذاشت (‌کاری ندارم که کی چوبش خورد و چی شد ) . البته مطمئنم با این 4-5 خط من اپسیلونی از عقایدت جابه جا نمیشه ولی نیمه پر لیوان رو هم یه نگاهی کن !
    پاسخ:
    با کلی گویی چیزی مشخص نمیشهاگه دلیلی بر رد حرفهای بنده داری رو کن تا جواب بدم ,
    سلام عزیزم ممنون از حضورت
    اما من نمی دونستم کجا باید پیام بنویسم.
    بسم الله

    یا زهرا ... یا زهرا ... یا زهرا

    سال همت مضائف و کار مضائف آغاز شد.

    الله اکبر... الله اکبر... الله اکبر

    با13همین روز سال به روزم
    masjednaft.blogfa.com

    یا علی/
    ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞,ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ
    ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞,ּּּּּ ּ ּ ּ ּ \____________________
    ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞,ּ ּ ּ ּ ּ ּ \¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯ֹֹ\
    ּ ּ ּ ۞۞ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּּ۞۞,ּּּ ּ ּ ּ\ یا امام خامنه ای ִ \
    ּ ּ ּ۞۞ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּּ ּ ּּ۞۞ـּ ּ ּ ּ\__________________̲̲/_̲
    ּ ּ ۞۞ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞ּ ּ ּ\¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯
    ּ ּ۞۞ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞ּ ּ\
    ּ ـ۞۞ּ ּ ּ ۞۞ּ ּ ּ ּ۞۞ ּ ּ ּ ּ ـ۞۞ּ ּ \ּ ּ ּ ۞۞
    ּ ۞۞ـּ ּ ּ ۞۞ּ ּ ּ ּ۞۞ ּ ּ ּ ـ۞۞ּּ ּ \ּ ּ ּ ּ۞۞
    ּ ۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
    ּ ּ۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
    ֹֹֹֹ¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯\¯¯¯¯¯¯¯¯
    ִ ִ ִ ִ ִ ִ ִ ִ ۞ִִ ִ ִ ִ ۞ִ
    اقا عجب وبلاگ مزخرفی زدی.
    حدس می زنم تو دانشگاه سپاه درس می خونی.مغزت کاملا شستشو داده شده و یه سری مزخرف تو مغزت ریختن.
    پاسخ:
    سلاممن به جای جواب دادن به شما. دعوتتون می کنم کمی در منطق خود تامل کنید.من در این مطلب یک بحث استدلالی مطرح کردم ولی هیچ کدام از رفقای مثل شما نتوانست جوابی در خور به مطالب من بدهد. شما هم که بجز فحاشی چیزی برای عرضه ندارید.پس به کجا می روید؟ ,
  • محمدجواد در پاسخ به یه بنده خدا
  • 10. البته این هم از انبوه معلومات شماست که نمی دونی اولا همه این علمایی که نام بردی همگی ولایت فقیه رو قبول دارند و بحث سر قبول داشتن شان سیاسی برای اونه و اینکه نمی دونی شیخ انصاری در کتاب قضای خودشون با استناد به لفظ حاکما در مقبوله عمر بن حنضله اتفاقا شان سیاسی برای ولی فقیه قائل شده و تمام.
  • محمدجواد در پاسخ به یه بنده خدا
  • نمی دونم بیشتر از معرفی کتاب برای سند آوردن چیکار باید می کردم. شما اینهمه حرفه زدی یه سند هم نیارودی! من آدرس کامل داده ام. فوقش برو بگرد و ببین چنین کتابی و امثال اون که زیاد هم هستن اصلا وجود خارجی دارن یا نه و بعد بیا و من رو به دروغ گویی متهم کن. البته کاملا مشخصه که تو خودت رو به خواب زدی چون اینقدر این توهین ها زیاد بوده که احد الناسی نمی تونه ادعا کنه از اونا بی خبره. مخصوصا اگه از مخاطبهای این روزنامه ها باشه. چند نمونه رو من در همین مطلب آوردم. ماجرای مشائی در مقابل توهینهای امثال شما به اسلام و مقدسات اصلا به حساب نمی آد و اوصلا توهین نیست!!
    9. واقعا! از سن من می پرسی در حالی که خودت اونقدر سن نداری که بدونی اصلاح قانون اساسی در زمان حیات امام ره صورت گرفته و نه بعد از وفات ایشون و اینکه حضرت آقا مدتها قبل و در زمان انقلاب هم دروس سطح بالای حوزه رو درس می داده و اینکه هر مجتهدی می تونه با انتشار رساله و تاسیس دفتر و اخذ وجوهات ادعای مرجعیت کنه و اینکه آقا اگه اینکار رو در اون زمان نکرده بود به دلیل
    خضوع و فروتنیشون بوده و اینکه امام ره بارها ایشون رو به عنوان رهبر آینده مطرح کرده بودن و ...
    10
  • محمدجواد در پاسخ به یه بنده خدا
  • بسم الله
    1. من به کسی توهین نکردم.
    2. من نگفتم هر کی مخالف بود فتنه گره. البته کسی که دشمنی بکنه مسلما فتنه گره.
    3. شریعتمداری هیچ وقت تهمت ناروا به مادر کسی نزده. استغفار کن از این همه دروغ.
    4. مسلمه که هرکس بخواد در زمینه ای اظهار نظرهای گنده مثل تو بکنه باید تخصص داشته باشه. این حکم عقله. اگر مطلب من رو هم درست می خوندی من نوشته ام که اجتهاد مقابل نص رو هیچ مجتهدی حق نداره ادعا کنه. من هم اونقدر که از نص دین مطلع باشم سواد دارم و این نیازی به مجتهد بودن نداره.
    5. توصیه می کنم فیلم های روز عاشورا دوباره ببینی تا بفهمی آیا فقط چند تا صوت و کف بوده یا توهین به امام حسین ع و اسلام و مردم و ...
    6. سعید امامی رو همین رفقای شما به ناحق کشتند. حسینیان هم از نظر ادب و اخلاق قابل مقایسه با رفقای شما نیست.
    7. یک بار نوشتم کسانی که در لباس بسیج به دانشگاه حمله کردن اگه بسیجی بودن چرا بسیجی های خوابگاه رو هم کتک زدن؟!
    8. یعنی شما انتظار داری من بشینم و یک کتاب رو پیاده کنم تو وبلاگ که شما ایمان بیاری توهین های زیادی در روزنامه های اصلاح طلب به اسلام و مقدسات شده. برو کتاب رو بخون. نمی دونم بیشتر از معرفی کتاب
    با سلام. در جواب بنده خدا! اون دینی که برای اداره جامعه و حکومت برنامه نداشته باشه به درد لای جرز دیوار هم نمی خوره! عجیبه که مکتب های فکری غربی همه برای اداره جامعه برنامه دارن اما مکتب اسلام نه! در ضمن اصولا در حکومت های غربی تمتع از دنیای مادی و لذت جویی حرف اول رو می زنه و اصلا نظام ارزشیشون بر این مبنا شکل گرفته و شما حتی در فیلم هاشون می تونی ببینی که قیمت کت و شلوار شخص شخصیت اجتماعیش رو نشون میده. و البته در این زمینه خوندن کتاب بیوتن آقای امیرخانی رو بهتون توصیه می کنم. شعار کرامت انسان هم از اون شعار های دهن پر کنیه که برای کنترل اقشار پائین دست جامعه داده میشه و واقعا مایه تاسفه که تو مملکت ما خیلی ها خام این شعار ها شدن.
  • محمدجواد در پاسخ به یه بنده خدا
  • تو رو چه حسابی از من می خوای حرف تو رو و استندادت به القاب رو که هیچ دلیلی به حساب نمی آیند قبول کنم؟؟!!
    10. خدا رو شکر که درون خودت رو بیرون ریختی. تو از شریعت مداری هم حمایت می کنی؟! واقعا که!! شریعتمداری خیانت کار که بر علیه جان امام ره توطئه کرده بود؟! در مورد علمایی که نام بردی من درسش رو خوندم. برات سند هم آوردم و دیگه نمی دونم برای تویی که هیچی از فقه سیاسی سرت نمیشه چطور توضیح بدم که علما شیعه اصولی همه ولایت فقیه رو قبول دارند و فقط در کیفیتش بحث دارند. در مورد شیخ انصاری هم که سند آوردم. مراجعه کن به کتاب قضای ایشون.
    حرف آخر؛
    ما آخر نفهمیدیم تو چطور ادعای تدین می کنی و بعد اینطور گستاخانه به نظام اسلامی توهین میکنی و تهمت افترا می بندی. نه همونطور که توی این یادداشت نوشتم و توهم هیچ جوابی ندادی این رفتارها با اسلام جمع نمیشه.
    به خودت بیا.
    حقیقتش دیگه از بی ربطیاتت خسته شدم. تو مثکه کلا بیکاری که اینطور وقت داری روی حرفهای بی پایه و اساست پافشاری کنی. ای کاش حد اقل یه دونه سند رو می کردی توی این همه کامنت.
    دلیل حذف کامنتهات هم دقیقا همینه که از طریق وبلاگ من اونها رو نشر ندی. در حالی که هیچ سند
  • محمدجواد در پاسخ به یه بنده خدا
  • کردن همه آنها را ندارم.
    8. واقعا که من در عجبم از این همه اعتماد به نفس کاذب. واقعیاتی که مه بر آن اذعان دارند رو هم شماها زیر سوال می برید!! شورای بازنگری قانون اساسی از هفتم اردیبهشت سال 1368 تا 20 تیرماه همان سال ادامه یافت و 17 جلسه آن قبل از درگذشت امام خمینی ره تشکیل شد. در این زمان آیت الله مشکینی با ارسال نامه ای خواستار اظهارنظر امام خمینی ره درباره متمم قانون اساسی شد و ایشان نیز در جواب و درباره رهبری نوشته بودند: ..."اگر مردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را به عهده بگیرند قهری او مورد قبول مردم است، در این صورت او ولی منتخب مردم می شود و حکمش نافذ است. در اصل قانون اساسی من این را می گفتم ولی دوستان در شرط مرجعیت پافشاری کردند من هم قبول کردم. من در آن هنگام می دانستم که این در آینده نه چندان دور قابل پیاده شدن نیست."
    9. اینکه چه کسی کی رو با چه لقبی مخاطب قرار داده هیچ تأثیری در اصل واقعیت نخواهد گذاشت. اهل علم مدارج علمی و سواد فوق العاده بالای ایشون رو تایید می کنن. تو رو چه حسابی از من می خوای حرف تو
  • محمدجواد در پاسخ به یه بنده خدا
  • توی همون دانشجوهای ضرب و شتم شده بچه های بسیجی حضور داشتند. این ادعاییه که اصولا دلیلش با خودشه. چرا که در هر خوابگاهی بچه بسیجی هم پیدا میشه. بعدش هم ریختن و ضرب و شتم بی مورد دانشجوها اون هم به صورت در هم چه سودی برای نظام می تونسته داشته باشه. البته این برای شما که بویی از منطق نبردی قابل درک نیست چون همه چیز رو سیاه می بینی.
    7. اگه واقعا دنبال حقیقت می گردی برو کتاب رو بخر و ببین. این دو روز که نه، نیم ساعت هم وقت نمی بره.ضمنا من نمودنم تو واقعا چطور روت میشه چنین چیزی بنویسی؟ من در همین یادداشت تعدادی از این توهین ها رو آوردم و شما هیچ وقت نگفتی که آیا اینها رو هم رد می کنی؟
    "جفاهایی از قبیل ادعای خشونت طلب بودن رسول اکرم(ص) و حضرت اباعبدالله (ع)، سراب و توهم خواندن منجی بشریت، مهدی موعود(ع)، انکار معاد و حیات اخروی، انکار محرمات و واجبات شرعی، مخالفت با حجاب، انکار اصل ولایت فقیه، اسائه ادب به مراجع دینی و ولایت فقیه، به موزه تاریخ فرستادن حضرت روح الله(ره)، ادعای جدایی دین از سیاست و صدها شبهه و اهانتی که در دوران اصلاحات و حتی پس از آن توسط روزنامه های دو خردادی مطرح شد و من در اینجا مجال بازگو
  • محمدجواد در پاسخ به یه بنده خدا
  • به نظرم بهتره این جدل بی نتیجه رو همینجا تمام کنیم چرا که شما اونقدر جزم و بی منطق بحث می کنید که هیچ امیدی به اصلاحت نیست.
    ولی برای اینکه توی دلت الکی خوشحال نشی و جهل مرکبت با جواب ندادن من تشدید نشه باز جواب چند مورد از کامنتهای بی موردت رو میدم:
    1. در مورد شریعتمداری من چنین چیزی رو بیاد نمی آرم و نشنیده ام که به کسی چنین توهینی کرده باشه.
    2. به نظرم دوغ و دوشاب ربطی به مطالعه در اوضاع سیاسی مملکت نداره و اطلاع شما هم از امور سیاسی با اون گاف گنده ای که درباره متمم قانون اساسی و فتوای شیخ انصاری دادید کاملا مشخصه که چقدر بالاست!!!
    3. کسی در روز عاشورا کشته نشد. اینم از شایعات دوستان شما بود که خدا لعنتشون کنه ان شاء الله.
    5. نمی دونم چه منطقی می گه که هر کس در حکومت فردی به ناحق کشته شد جرمش بر گردن حاکمه!! یعنی در زمان امام علی ع کسی به ناحق کشته نشده. ضمنا سعید امامی از جمله نیروهای خدوم انقلاب بود که به دست رفقای جنایت کار شما کشته شد.
    6.فیلمش موجوده که باشه. اونایی که توی فیلمن روی پیشونیشون نوشته بود که بسیجی نیستن؟!! توی همون دانشجوهای ضرب و شتم شده بچه های بسیجی حضور داشتند. این ادعاییه که اص
  • محمدجواد در پاسخ به یه بنده خدا
  • اگه قرار باشه بخاطر بدبین شدن امثال شما به دین در نظام اسلامی رو تخته کنن که امام علی ع هم نمی بایست حکومت تشکیل می داد و پیامبر ص هم و حضرت حجت ع هم و ... .
    می گن کسی رو که خوابه میشه بیدار کرد ولی اونی رو که خودش رو به خواب میزنه نه!
  • محمدجواد در پاسخ به یه بنده خدا
  • چون اهل مناظره نیستن بلکه فقط با شانتاژ و داد و بیداد می خوان نظر خودشون رو به کرسی بشونن. باز البته فکر نکنم افرادی مثل اطاعت و کواکبیان کند رو به حساب بیان. دیدی که هر چی از دهنشون در اومد هم گفتند.
    7. مهاجرانی!!! حالا من دارم ماست مالی می کنم؟؟!! این مرتیکه سروش پای میز مناظره با هیچ آیت اللهی ننشست به بهانه اینکه در شان من نیستند حالا تو می گی آیت الله مصباح با اون شان بالای علمی و عملی بیاد با این مردک شیش زنه مناظره کنه؟؟!! تازه من اصلا نمی دونم خبرت راسته یا نه و این دعوت صورت گرفته یا نه ولی خوب میدونم همین آیت الله مصباح بارها از سروش خواست بیاد مناظره کنه و اون هر بار به بهانه ای در رفت.
    اصلا من خودم حاضرم با مهاجرانی مناظره کنم. همینجا اعلام میکنم من حاضرم با مهاجرانی در مورد عملکردش در دولت اصلاحات و سازندگی مناظره کنم. بگید بیاد.
    8. اون اوباشی که می گی بچه های بسیجی خوابگاه رو هم کتک زدند. پس بهتره بری تو رفقای خودت دنبالشون بگردی. در مورد فتنه گر هم جواب استدلال تاریخی من رو ندادی. اگر قتل در هر صورتی مذمومه پس چرا پیامبر ص که رحمه للعالمینه اون دو تا شاعر فتنه گر رو گردن زد؟ آیا باید بذاریم
  • محمدجواد در پاسخ به یه بنده خدا
  • آیا باید بذاریم تا رفقای شما مملکت رو به گند بکشند؟!! این که دیگه ساخته و پرداخته حکومت نیست واقعیت تاریخیه.
    9. نه! مثکه شما هم توی شانتاژ دست کمی از اعلمی و تاجزاده نداری؟ یعنی تو می خوای ادعا کنی حکومت همه اونایی رو که اومدن توی خیابون و اعتراض کردند رو کشته!!!!!!!!!!
    10. جملات آخرت هم جز کلی گویی و تکرار ادعاهای بی سند و دلیلت چیزی نداره. نه! دوست عزیز حکومت ما هم مثل همه حکومتهای دیگه وقتی کسی قصد نا امن کردن زندگی مردم و آسیب رسوندن به انها رو داشته باشه وظیفه داره حتی کسانی رو بکشه و مسئولیتش رو هم می پذیره. مثکه شما نابینا و ناشنوا تشریف داشتی که ندیدی و نشنیدی که چه بر سر مردم آوردن این ارباب فتنه!! بعد شما می گی هر کی اومده تو خیابون رو کشته اند؟ دست بردار آقا از این همه تجاهل!!! ضمنا شما هم اینقدر سنگ بی طرفی به سینه نزن. ما رو چی فرض کردی؟! این همه توی کامنتهات از جریانی حمایت می کنی که توی روز عاشورا به اباعبدالله توهین کردند. بعد هم هی می گی من مسائل شرعی رو رعایت می کنم. در راس همه مسائل حفظ نظام اسلامیه. اگه قرار باشه بخاطر بدبین شدن امثال شما به دین در نظام اسلامی رو تخته کنن که امام علی ع ه
  • محمدجواد در پاسخ به یه بنده خدا
  • بسم الله
    به نظرم از انصاف بدوره که یه اشتباه لپی رو اینجوری مستمسک به کرسی نشوندن حرف بی پایه و اساس خودت قرار بدی. و اما جواب؛
    1. بله نوری زاد رو من با نوری زاده اشتباه گرفتم ولی این اشتباه بنده چیزی رو تغییر نمیده. نوری زاد هم یه پشیمونه مثل بقیه رفقای شما!
    مگر نه اینکه همه اصلاح طلبها هم سوابق انقلابی داشته اند و با همین سوابقشون هست که دارن ملت رو خفه می کنن؟!
    از این گذشته من در اینجا نمی خوام نامه های ایشون رو نقد کنم که مجالش نیست ولی همینقدر بگم که پره از ادعاهای بدون دلیل و بی ربطی که حتی در حوزه تخصص وی نیز نیستند. ایشون هم خودش رو قاضی می دونه، هم مرجع تقلید، هم عالم سیاسی، هم سیاستمدار، هم فیلسوف و هم هزار تا کوفت دیگه.
    2. ایشون رو نه به جرم نامه نوشتن به رهبری بلکه به جرم توهین و افترا به تعداد زیادی آدمها از اقشار مختلف دستگیر کردند.
    3. توصیه می کنم این لینک رو راجع به نوری زاد بخونی:http://ahestan.wordpress.com/2009/10/13/mohammad-norizad/
    4. جنابعالی هم داری همون اشتباهی رو می کنی که نوری زاد کرد و در مسائلی اظهار نظر می کنی که هیچ سر رشته ای ازش نداری. آخه مرد حسابی من درس علوم سیاسی خ
  • محمدجواد در پاسخ به یه بنده خدا
  • آخه مرد حسابی من درس علوم سیاسی خوندم یا تو!!! رو چه حسابی می گی خیلی از علما ولایت فقیه رو قبول ندارن؟ همه علمای شیعه بالاتفاق ولایت فقیه رو قبول دارن. فقط بر سر کیفیتش بحثه. یکم برو مطالعه کن.
    5. نه! مثکه شما تو باغ نیستی!!
    من نگفتم و ننشوتم هیچ روزنامه ای توقیف نشده. بلکه نوشته بودم که روزنامه ها هر چی دلشون می خواد می نویسن و مگر در مواردی که بیش از حد گند بزنن جلوشون گرفته نمیشه. انبوه توهین ها به مقدسات، ائمه ع ، پیامبر اکرم ص، رهبری معزز، آیات عظام و رئیس جمهور شاهد این مدعا است. من برای ادعام سند آورده بودم: کتابی که در پی نوشت آدرس داده ام پره از این قبیل توهین ها. چرا خودت رو به کوچه علی چپ می زنی؟!!!!
    6. واقعا که!!! فقط از یه تعداد معدود از اصلاح طلبها دعوت شده!!! ظاهرا!!!!! نه مثکه شما مصداق همون کسی هستی که خودش رو به خواب زده و نمیشه بیدارت کرد. یه سر به وبلاگ یامین پور بزن و تعداد کسایی که دعوت شدن و نیومدن رو ببین. یا مصاحبه اش رو در همین رابطه بخون. البته منم اگه جای صدا و سیما بودم افرادی که نام بردی رو دعوت نمی کردم. چون اهل مناظره نیستن بلکه فقط با شانتاژ و داد و بیداد می خوان نظر خودشو
  • تلخندک / عباس گودرزی
  • سلام همسنگر / شما لینک شدید / ما را لینک کردید خبر بدید. / یا علی
    سلام/

    با آرزوی سالی خوش برای شما

    میگم برادر همون مواد رو میخوندین وادامش میدادین بهتر نبود؟؟؟؟؟؟؟/

    احساس میکنم جو این علوم سیاسی شما برادر ارجمند رو گرفته!!

    مستدام/
    ادامه:

    در مورد مناظره ها اولا بهتون بگم که جناح اصلاح طلب رفیق بنده نیستن ولی ظاهرا صدا و سیما میره فقط از تعداد معدودی که اونا هم نماینده مجلس هستن و دمشون زیر تیشه شورای نگهبان گیره دعوت می کنن.
    خوب عزیز دل برادر وقتی صداوسیما از تندروترین اقتدارطلبان مثل روح الله حسینیان دعوت می کنه چرا نمیره از طیف مقابل هم از ادم های رک و شجاعی مثل اعلمی یا تاج زاده که خودشون اعلام امادگی کردن دعوت نمی کنه.اون وقت سیه رو بشه هر ....

    در ضمن من یادمه مهاجرانی بارها از تئورسین خشونت اقای مصباح دعوت به مناظره کرد ولی ایشون هیچ وقت تن به مناظره نداد!!!!!

    در مورد فتنه هم استدلال ها فرق داره.به هر حال از نظر من فتنه گر کسیه که برای حفظ قدرت مثل اب خوردن انسان ها رو قتل برسونه.کسی که جوان مردم رو به بازداشت گاه ببره و تحت بدترین شکنجه ها قرار بده بیشتر بهش میاد فتنه گر باشه.

    به نظر شما اون دانشجوهایی که شب تو خوابگاه دانشگاه بودن و عده ای اوباش که ظاهر مسلمان دارن و از رانت حکومت استفاده می کنن به اونها حمله کردن فتنه گرن؟؟؟؟!!!!!!!

    ولی اون اوباش یاران امام زمان و نائبشون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
    ادامه:

    یعنی کسی که حتی به غلط بیاد تو خیابون و حتی شعار هم علیه حکومت بده ایا سزاش مرگه؟؟؟کجای شرع اینو نوشته؟؟؟؟

    عزیز جان شما برای توجیه این حکومت لطفا چهره اسلام و پیامبر رحمت رو خشن نشون ندید.

    در مورد سوال اخرتون بگم که من از کسی حمایت نمی کنم و فقط اعتقاد دارم باید این حکومت بره و یه حکومت مردم سالار که به کرامت انسان ها اعتقاد داره جایگزینش بشه.ولی من از شما یه سوال دارم و اونم اینکه شما چطور ادعای مسلمونیتون میشه ولی از ظلم و جور و ستم حمایت می کنید؟از کسانی حمایت می کنید که ادم می کشند ولی مسئولیت اون رو قبول نمی کنند؟
    ادامه:


    بله!!!در جمهوری اسلامی تا زمانی که رهبری حمایت کنی خوبی و عزیزی و مسلمان حساب میشی ولی همینکه زبان به انتقاد و نصیحت برای رهبری باز کنی باید بری انفرادی تا افکارت مهار بشه.

    بله برادر!!!حضرت علی فرمایش می کنه که مسلمانان منو نصیحت کنن و اگه ایرادی دیدن به او گوش زد کنن ولی نائب بر حقشون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! هر کی ازش انتقاد کنه حتی اگه نزدیکانش باشه باید بره انفرادی تا افکارش مهار بشه.
    ادامه:


    برادر داری چی رو ماست مالی می کنی!!!!!
    من که از اولش بهت گفتم هیچ اعتقادی به جمهوری اسلامی ندارم و زیاد اعتقاد به چپ و راستش ندارم.به نظر من این حکومت باید سرنگون بشه چون داره نسل جوان رو از دین بیزار می کنه.ولی قبلش بهتون گفتم من به تکالیف شرعی عمل می کنم ولی سر سوزنی به ولایت جابر فقیه اعتقاد ندارم و خیلی از علمای شیعه هم اعتقادی به این مورد ندارن.پس شما به زور این اصل من در اوردی را جز تکالیف شرعی قرار ندین.

    در مورد برخورد با مطبوعات هم شما ظاهرا اصلا تو باغ نیستین.پس لابد این همه روزنامه و نشریه که توقیف شدن و دارن میشن همه زاییده تخیلات مردمه و هیچ روزنامه ای تعطیل نشده!!!!!!!!!


    عزیز دل برادر ظاهرا شما زیاد مسائل سیاسی اطلاع نداری.وقتی هنوز فرق بین نوری زاد و نوری زاده رو نمی دونی من دیگه چی بهت بگم.کافیه یه سرچ تو اینترنت بکنی تا بفهمی که نوری زاد اصول گرا و شما جنیفر ....

    اونی که شما میگید علیرضا نوری زاده هستش که تو لندن زندگی می کنه و اینی که من نوشتم محمد نوری زاد نویسنده سابق کیهان و از اون اصول گراهای معروفه.محمد نوری زاد کسی بود که تو جریان حصر مظلومانه ایت الله منتظری شدیدا از خامنه ای حمایت کرد ولی بعد کشتار مردم بعد از انتخابات گذشته تو دو یا سه نامه سرگشاده خیلی محترمانه رهبری رو نصیحت کرد و در جواب الان مدت حدود صد روزه در انفرادی به سر می بره و به قول دادستان تا افکارش مهار نشه قرار براش صادر نمیشه!!
  • محمدجواد مهدوی در پاسخ به یه بنده خدا
  • بازم ادامه:
    راستی جنابعالی اینهمه چیز نوشتی ولی جواب استدلال بنده رو در این یادداتش ندادی که چطور میشه ادعای مسلمونی داشت و از کسانی حمایت کرد که بویی از مسلمونی نبرده اند و اصولا با اسلام مشکل دارند؟؟؟؟!!!!!
  • محمدجواد مهدوی در پاسخ به یه بنده خدا
  • ادامه:
    مراجعه کن به داستان راستان جلد یک ماجرای مباحثه جمعی از متصوفه با امام صادق ع.
    ضمنا اگر به بیانات رهبری مراجعه کنی میبینی که آقا در همون دور اول و دوم ریسات جمهوری هاشمی بارها به اون انتقاد کرده و علنی هم انتقاد کرده. شما حتما یادت نمیاد.
    ششم؛ ماجرای دو خردادی ها با جمهوری اسلامی شده ماجرای مردم با اون پیرمرده و پسرش و الاغشون. یه تعدادی می گن رهبری از احمدی نژاد حمایت تمام قد کرد و رفسنجانی این وسط ضایع شد. یه تعدادی می گن از رفسنجانی حمایت تمام قد کرد. یه تعدادی می گن اصلا نباید حرف میزد. یه تعدادی می کن چرا اینقدر در مسایل دخالت کرد و شأن خودش رو پایین آورد. رهبری هم که ماشالا خوب گذاشته تو پاچه شون که نمی دونن چطور خرابش کنن.
    هفتم؛ به خوب مسئله ای اشاره کردی. پیامبر وقتی مکه رو فتح کرد همه رو بخشید حتی کسانی رو که مسلمانها رو کشته بودند. بجز دو نفر. اون دو نفر قاتل نبودند بلکه شاعر بودند. دستور داد اون دو تا رو گردن زدند. چرا؟ چون اینها اسلام رو با تمسخر تضعیف می کردند. چون اینها فتنه گر بودند. چون اینها روح و فکر مردم رو می کشتند. امثال اون کسانی هم که توی این ماجراهای اخیر کشته شدند دقیقا از
  • محمدجواد مهدوی در پاسخ به یه بنده خدا
  • ادامه:
    دقیقا از اهمین دسته اند. فتنه گر! نه دانشجو و مردم معترض!
    هشتم؛ والا مطبوعات که هر آشغالی از دهن و قلمشون در میاد می نویسند و هیچ کی هم کاری به کارشون نداره. مگر دیگه خیلی گندش رو دربیارند. خبرنگار ما تو اینالیا چندتا خبر درباره ریس جمهور اونها مخابره کرد انگ قاچاق اسلحه بهش زدند. حالا تو میگی مطبوعات ایران فلانه!
    در ضمن هیچ کس با مناظره مخالف نیست. این رفقای شمان که از مناظره در میرن. نمونه اش برنامه رو به فردا. خوبه اسامی در روندگان از برنامه رو هم منتشر کرده اند. از اون مشهورتر. نمونه اش همین عبدل خودمون. سروش رو میگم. لیدر فکری و اعتقادی دو خردادی ها. هر چی زدند این بابا رو پای یه میز مناظره بنشونن نیومد.
    رهبری در همین راستا بحث کرسی های آزاد اندیشی رو راه انداختند که البته خوب اجابت نشد.
    ضمنا من خودم یکی از قربانیان شعار آزادی بیان دروغین دوستان شما هستم. به نحوی که به جرم مخالفت و کل کل علمی با یکی از اساتیدم داشتند من رو از اون درس حذف می کردند. آخرش هم با اینکه نمره تمام می گرفتم به من 13 دادند. نمره یکی مونده به آخر!
    نهم؛ اگر واقعا نمیدونی چند تا روزنامه در چند ساله اخیر به مقدسات توهی
  • محمدجواد مهدوی در پاسخ به یه بنده خدا
  • ادامه:
    نهم؛ اگر واقعا نمیدونی چند تا روزنامه در چند ساله اخیر به مقدسات توهین کردند این کتابی رو که آخر همین مطلب معرفی کرده ام رو بگیر و بخون. فقط بدون اینقدر توهین کرده اند که بشه با جمع آوری توهین هاشون یک کتاب نوشت. خوبه بدونی کتاب مذکور تحلیلی از خودش اضافه نکرده و فقط توهین ها رو شمرده.
    دهم؛ خدا شما رو هدایت کنه و عاقبت مارو هم ختم به خیر.
  • محمدجواد مهدوی در پاسخ به یه بنده خدا
  • بسم الله
    اول؛ سلام
    دویم؛ خدمت شمایی که به قول خودت به تکالیف شرعی عمل می کنی بگم که از جمله تکالیف شرعی تبعیت از ولایت فقیهه
    سیم؛ اگه نوری زاد سوابق انقلابی داره و اصولگراس پس حتما منم جنیفر لوپزم. تنها سابقه شاید مثبت وی در خونواده روحانیش جا مونده
    چهارم؛ اون وقتی که با وی برخورد شد نه بعد از نامه هاش که بعد از محرز شدن جاسوسیش برا اسرائیل و انگلیس بود تازه کلی هم از زمان محرز شدن جاسوسیش گذشته بود.
    پنجم؛ بله، آقا وقتی ایشون رو رئیس مجمع کرد که برای رئیس جمهور مادام العمر شدن داشت برنامه می چید. به بهانه اینکه تجربیات من با پایان ریاست جمهوریم داره از بین میره. در اون زمان این تنها راه کنترل وی بود. در ضمن نحوه برخورد حضرت علی رو نمیشه با وضع حال ما مقایسه کرد. فارق داره. زیاد هم فارق داره. تفاوت در وضعیت اقتصادی، تفاوت میان اشخاص، تفاوت زمانه، تفاوت در روش عمل نفاق جدید، مصالح جدید امت و ... . البته این بحث یک مغلطه خیلی پیش پا افتاده است که زمانی برخی از متصوفه با اون می خواستند اما صادق ع رو ضایع کنن که امام ع با استدلالهای محکم تو دهنشون زد. مراجعه کن به داستان راستان جلد یک ماجرای مباحثه جمعی از مت
    ادامه کامنت قبلی:

    مقدسات توهین کردن ولی نگه چند تا روزنامه به مقدسات توهین کردن و چرا همه روزنامه های مخالف به این دلیل توقیف شدن)

    برادر من حکومت راسش مشکل داره.جایی که خامنه ای با حمایت مشت اهنینش سپاه تمام قدرت رو در قبضه خودش گرفته و هر حرف مخالفی رو در نطفه خفه می کنه.

    موفق باشی.
    رفیق بذار یه سری مطالب برات بگم شاید باب بحثی باشه برای اینده.

    اولا برات بگم بنده هیچ اعتقادی به این حکومت ندارم ولی یک مسلمانم و به تکالیف شرعی خودم عملمی کنم و به شما عزیز هم بگم این حکومت حتی از حکومت های به قول شما کفر غربی هم دستورات اسلام دورتره.

    برادر شما برید نحوه برخوردی که با محمد نوری زاد(شخصی با سوابق انقلابی و اصول گرایی) به خاطر دو نامه نصحیت امیز به رهبری رو با برخوردی که حضرت محمد با اون یهودی که خاک بر سر مبارک حضرت می ریختن مقایسه کنید.

    شما میگید رفسنجانی از موقعیت و شرایطش داره نهایت سو استفاده رو می کنه(من از رفسنجانی به اندازه رهبری بدم میاد) ولی برادر من این اقا از طرف چه کسی به ریاست تشخیص مصلحت رسیده؟اون وقت نحوه برخورد حضرت علی با فرماندار مصر به خاطر شرکت در مهمانی اشراف رو با برخورد رهبری با رفسنجانی مقایسه کنید؟یه حمایت تمام قد در نماز جمعه بعد از انتخابات.

    برخورد پیامبر با قاتل عموش رو با برخورد رهبری و سپاه تحت امرش با دانشجوها و مردم معترض مقایسه کنید.

    برخورد رهبری با مطبوعات مخالف رو با مناظره های امام صادق با مخالفای دین مقایسه کنید.(حالا شاید بگید به فلان مقدسا
  • سید محمد مهدی
  • سلام بر آقای مهدوی عزیز

    سال نو بر شما مبارک

    به خاطر همه تاخیرها و کم کاری ها عذر میخوام و امیدوارم بپذیرید.


    "قنوت قافیه ها" پس از یک ماه بروز شد

    و در این مطلب علت نبودن ها را هم خواهید یافت

    سری بزنید.

    ارادتمند

    یا علی
    سلام و عید مبارکی
    چیزهای جالبی نوشتی هم استانی
    ذخیره میکنم میخونم کامل
    راستی از بعضی جملاتت خوشم نیومد
    یه حس .../راستی امسال خبری از مناطق جنگ گرفتی؟ یه قدمی...
    شهید شی انشا الله.
    سلام
    سال نو مبارک
    ممنونم که به یادم بودی.
    یاد ایام بخیر
    من هم لینک کردم
    التماس دعا
    اقا سلام علیک ... سال پر برکت ....
    امان از ریا که گرفتارشیم اساسی .....
    تبادل لینک
    بسم الله
    سلام محمد
    سدید نیوز(اخبار خوزستان) رو لینک کن برای وبلاگ خودت می گم
    سلام حاج محمد
    منتظرتیم
    سدید نیوز رو هم برو چک کن محشره!!
    با "ضرورت یمن شناسی" به روز شدم!
  • محمد مهدی فاطمی
  • با سلام
    مطلب شما در پایگاه خبری تحلیلی سدیدنیوز درج گردیده است.
    با تشکر

    http://www.sadidnews.com/news.php?id=48
    پاسخ:
    سلام و خداقوتممنون از اطلاع رسانی ,
  • یک دوست که خوبی شما را می خواهد .
  • هنوز که در این خط سیر می کنی امیدوارم ................. و الی آخر
    پاسخ:
    اول سلامدوم من هم امیدوارم ........................... و الی آخر ,
    دوست عزیز ژاسخ نظرهایتان که در وبلاگم نوشته بودید را برایتان گذاشتم. در صورت تمایل مطالعه بفرمایید. در ضمن لینک شدید عزیز. هرچند گمان نمیکنم شما امثال ما کفار را لینک کنید.
    در پناه حق
    پاسخ:
    ما که لینکی ندیدیم ,
    علیکم السلام و پوزش از تاخیر در جواب
    ممنونم از نظرهاتان و حسن نظرتان
    دعا کنید گرفتاری هامان کمتر شود
    یا حق
    بسم الله ..اقا ما مطالب رو دنبال میکنیم ....
    سلام برادر
    متاسفانه عالم اندیشه عالم پادگانی گونه ای که شما در ذهن خود ترسیم کرده اید نیست. والا همان طور که یک بار دیگر هم برایتان نوشتم حافظ را از قبر بیرون می کشیدید که چرا اولین مصرع از نخستین غزل دیوانش را با شعری از یزید بن معاویه آغاز کرده است و اگر می توانستید خدا را از عرش بر فرش می کشاندید که چرا سخنان مخالفان و ابلیس را بر وبلاگ وحیانی ات نوشته ای و چرا هواهای تاثیرگذار یک هواپرست بنام زلیخا را در وبلاگ خود منعکس  کرده ای؟
    هو یا مهدی
    پاسخ:
    سلام آقای رضایی منشاین روش شما در منطق مغالطه پهلوان پنبه نام دارددر این مغالطه فرد نظرات دیگری را چنان مسخره می نمایاند که هر که بشنود حق را از دیگری گرفته و به مغالطه کننده خواهد دادو اما اصل مطلب چیز دیگری است. اصل مطلب را حتی خود شما هم متوجه نشده اید. به قول خودتان کمی از نظر بصیرت سیاسی کاهلید. و آن اینکه اصولا روش نفاق تا بوده اینگونه بوده که حرفهای خوب و بد. مضر و مفید را درهم تنیده و به خورد مخاطب داده است. مخاطب حتی اگر گول حرف مضر وی را هم نخورد با انتقال حرف مفید منافق به دیگران موجب تبلیغ و ترویج و در نتیجه افزایش تعداد اغوا شدگانش می گردد. در احوالات سروش. ملکیان. کدیور و ... دقت کنید! به خود آیید. این آقای ملکیان معلوم الحال تر از آن است که نیاز به اینهمه توضیح مثل منی برای مانند شمایی باشد.در ضمن کمی اخلاق هم بد نیست. ,
    سلام مطالبتو خوبه
    خداخیرتون بده
    بسیجی و حزب الله بودن که به کارت وشناسنامه نیست به جهت و اندیشه است
    و چون اندیشه تون در راستای آرمانهای بلند انقلاب اسلامیه هم بسیجی و هم یک حزب اللهی اندیشمند و گرام هستید
    یا حق
    نگاه امام (ره) به «انقلاب اسلامی» چه بود؟
    سلام. وبلاگ بسیار خوبی دارید  انشاالله  به امید خدا در همین راستا حرکت کنید و از مسیر این وظیفه خطیر لغزش نداشته باشید . ( ح_چ)
    بسم الله
    سلام
    مطلبت خیلی خوب بود خوندمش یاد یکی از دوستای دانشگاه افتادم
    سلام
    وحیدم از عسلویه
    مطلب رو خوندم به نظر من هم اگر کسی واقعا حنیف و حقگرا باشه تا حالا حق و باطل واقعی رو شناخته
    به انتهای شور رسیده ایم ؛ یادش بخیر پیامک رسیده بود ،
    باز این چه شورش است ....
    سلام اخوی
    منتظر فرستادن جمله هستم
    موفق

    یک سوال همیشه تو ذهنمه
    نمیشه مثلا ایران با امریکا خوبشه بعد بشینند با هم صحبت کنند این بگه اینا خط قرمز منه اونه بگهو...
    پاسخ:
    اول؛ سلامدوم؛ چرا نمیشهخوبم میشهآمریکا حقوق ایران رو به رسمیت بشناسه،اموال ضبط شده مون رو پس بده، از تجاوزاتش معذرت بخواد و گذشته رو جبران کنهاونوقت ایران باهاش خوب میشه ,
  • سید محمد مهدی
  • سلام

    به روزم و چشم به راه

    یا علی
    به نام خداوند مهربان و زنده

    ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ... موجیم که آسودگی ما عدم ماست  

    سلام دوست عزیز... مطالب جذاب و جالبی بود.


    ما به کمک جمعی از دوستان مجموعه وبلاگ هایی با نام یاران (به صورت مرکزی)و
    و چندین وبلاگ با موضوعات

    دین و آیین
    تفکر و اندیشه
    ادب و هنر و عرفان
    حکایت و قصار ها

    و البته بازی های تفکری که واقعا فکر و ذهن را راه می اندازد و... را آماده کردیم

    صمیمانه از این که دعوت ما رو قبول می کنی ممنونیم.

    تنها آرزوی ما این است که توانسته باشیم اندک بینشی و دیدگاهی داده باشیم...

    ما برای این وبلاگ خیلی زحمت کشیدم. امیدواریم همه بتونن استفاده کنند.

    سلام
    پس از مدتها دوری این صفحه را زیارت کردیم و فیض بردیم
    ارادت
    یا حق
  • طلبه ای از نسل سوم
  • مخلصیم
  • طلبه ای از نسل سوم
  • با سلام، اتفاقا مهمترین بحث،‌ همین است. میدانید چرا مدعیان دیروز تقلب امروز سعی می کنند کمتر به این بحث بپردازند؟ چون وقتی ثابت شود که تقلبی در کار نبوده باید پاسخگوی خساراتی باشند که به آرامش و عزت و وحدت و آبروی ایران وارد کردند ولی با پنهان کردن آن خطای بزرگ و طرح مباحثی مثل خطای چند مامور نیروی انتظامی در کهریزک به عنوان اصلی ترین و مهمترین اتفاق بعد از انتخابات،‌ میتوانند همچنان به عنوان طلبکار در صحنه بمانند.
    سلام
    چطوری؟
    جواب قانع کننده نبود.
    من از این روایت علی اینطور استنباط میکنم که اگه یه آدم منحرف یه حرف درست زد همون حرف درستش نباید بخاطر انحرافش نادیده گرفته شه.
    روایت پیامبر هم متوجه نشدم کدوم منظورتون بود.
    ولی احساس میکنم در فضای گفتمان علمی با شور سیاسی تکلم نکنیم تاثیرش بیشتر.
    میگم از اون کارشناسی چطور پریدی به این ارشد
    منتظر جوابت هستم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی