وبلاگ سَـــبیل

سَـــبیل؛ راهی است برای به اشتراک گذاشتن دغدغه ها و پرسشهای فکری، مذهبی، سیاسی، فلسفی و فرهنگی بنده.


پرونده/ دکتر سروش؛ از آغاز تا انتها

محمد دهداری، جمعه، ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۰:۴۴ ق.ظ، ۴ نظر

لینکهایی که در این صفحه به ترتیب قرار داده شده، در واقع تحقیق کلاسی بنده درباره عبدالکریم سروش بوده اند. سعی کرده ام در این تحقیق با بررسی مختصر سه نظریه مهم سروش یک سیر سروش شناسی مختصر و کاربردی ارائه نمایم. لازم به ذکر است مقالات موجود در این تحقیق همگی بازبینی عمقی و ویرایش شده اند. اگر دوستان از این مطالب جایی استفاده نموده اند، لطفا تغییرات را لحاظ کنند.

مروری بر آثار، تفکرات و نظریات عبدالکریم سروش 

سروش

مقالاتی که لینکشان را در یادداشت حاضر ملاحظه می کنید سلسله نوشته هایی هستند که در اصل تحقیق کلاسی* بنده در مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی بوده اند و به نیت بازشناسی امهات نظریات و تفکرات حسین حاج فرج دباغ یا همان دکتر عبدالکریم سروش و نیز سیری در کتب وی نگاشته شده اند. این یادداشتها هرچند بیشتر رنگ و بویی فلسفی-کلامی دارند تا اندیشه سیاسی ولی از باب موضوعات اساسی محل بحث و نیز نظر به اینکه حکمت سیاسی ما بر مبنای اعتقادات دینی مان قوام یافته است، می توان گفت اتفاقا خیلی هم سیاسی هستند. من برای اینکه بتوانم این تحقیق را وبلاگی کنم، آن را به یادداشتهایی مستقل و موضوع‌مند تقسیم نمودم و به صورت یک سیر سروش شناسی درش آوردم. ذکر این نکته ضروری است که اغلب مباحث تحقیق حاضر بر اساس آثار بسیار ارزنده جناب آقای دکتر محمود نبویان و جناب آقای دکتر محمدحسین زاده تدوین شده اند. لذا تمامی خوانندگان محترم را به مراجعه به کتب این بزرگواران توصیه می نمایم. آدرس دقیق منابع در انتهای هر یادداشت ذکر شده است، ضمنا شایسته است این نوشته ها به ترتیب خوانده شوند:
این یادداشت که حکم مقدمه تحقیق بنده را دارد به منظور منشاء شناسی تفکرات سروش نوشته شده است. همانطور که خود سروش هم تلویحا معترف است بسیاری از نظرات وی متعلق به کلام مسیحیت دوره رنسانس می باشند.
در این یادداشت پس از بررسی پلورالیزم دینی جان هیک، کلیتا به نظریه صراطهای مستقیم سروش پرداخته شده است ولی نقد تفصیلی این نظریه در یادداشتهای بعدی و به واسطه نقد دو نظریه دیگر وی که مقدمات نظریه اولی و اصلی او یعنی همان صراطها هستند، محقق خواهد شد.
سروش برای اثبات نظریه اصلی خود یعنی صراطهای مستقیم ده برهان اقامه نموده است که یکی از مهمترین آنها نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت اوست. در این یادداشت به نقد این نظریه که در واقع یک نظریه هرمنوتیکی است پرداخته شده است.
برهان دیگر سروش در اثبات صراطهای مستقیم بر مبنای نظریه تجربه دینی مطرح شده است. سروش اخیرا این نظریه را در مصاحبه ای با رادیو هلند عمق بیشتری داده و چه بسا از آن عبور کرده باشد. در این یادداشت به هر دو وجه نظریات سروش حول محورهایی مانند وحی و تجربه دینی پرداخته شده است.
این نوشته تقریبا آخرین نوشته درباره تفکرات سروش در سیر سروش شناسی ماست و اصولا به این خاطر نوشته شده است که پس از نقد نظرات سروش درباب تکثرگرایی دینی،‌ نظر اسلام ناب را هم در اختیار مخاطبان گرامی قرار داده باشم.
در چند یادداشت فوق سعی نموده ام تا آراء و نظرات عبدالکریم سروش را به شکلی استدلالی و برهانی نقد و بررسی نمایم. اما سؤال مهمی که در نهایت بی پاسخ مانده است این که چرا نظرات چنین فردی با چنان اعتقاداتی بعضا با اقبال مواجه شده اند؟! این نوشته پاسخی است مفصل و مستدل به این سؤال بسیار مهم.
پی نوشت:
* بد نیست بدانید استادی که این موضوع را شاید به منظور تبلیغ و ترویج نظرات سروش در کلاس مطرح کرده بود پس از اینکه بنده تحقیقم را ارائه دادم، آزاداندیشانه بخش اعظم مطالب من را تایید نمود و بر اغلب نقدهای تحقیقم نسبت به سروش صحه گذاشت. گویی تا کنون هر چه درباره سروش خوانده یا شنیده بود تعریف و تایید بود و بس که به واقع هم بسیاری از طرفداران سروش همینگونه اند و من به این موضوع در یادداشت چرا سروش؟! به نفصیل پرداخته ام. البته هرچند این مسئله در جای خود جای تاسف دارد ولی نباید از نظر دور داشت که رفتاری اینچنین، آن هم از جانب یک دکترای علوم سیاسی و در مقابل یک دانشجوی تازه کار، بسی جای تحسین دارد.ای کاش همه اساتید ما اینگونه می بودند. من در همین مقطع کارشناسی ارشد اساتیدی داشتم که درست برعکس ایشان عمل کردند و آبروی هر چه آزادی و آزاداندیشی است را بردند. 

نظرات (۴)


به کوری چشم همه مرتجعین و بنیادگرایان و داعشی های وطنی ما سخنرانی ها و سخنان گهربار و زیبای استاد سروش عزیز را در فضای مجازی در حال بسط و گسترش دادن هستیم تا مردم با جهل مرکب از دنیا نروند و حرف درست را شنیده باشند
پاسخ:
کاش به جای این حرفها مطالب و نقدهای بنده رو می خوندی و اگر می تونستی پاسخ میدادی!
امان از جهل و تعصب!
  • پوراکبریان نیاز داود
  • خداوند ما را به راه راست انسانی اخلاقی هدایت کند که با رفتار کثیف غیر انسانی تخریب و آبروریزی مومنان خدا قصد ارتزاق و افزایش روزی داریم //اتقواالله

    پاسخ:
    سلام علیکم
    بنده برای نقد سروش چند ده صفحه تحقیق علمی انجام داده ام و حرف استدلالی و برهانی زده ام ولی شما و دوستان امثال شما جز تهمت و توهین حرفی برای گفتن نداشته اید
    به نظرم همین برای اثبات مدعیات بنده کافی باشد

     

    فوق العاده دارم، فوق العاده...

    روزنامه فروش دوره گرد

     

    چندی پیش تره بار سعادت آباد بودم و منتظر بودم نوبتم شود و سبزی خوردن بخرم. سبزی فروش جوان داشت بسته ی وزین ریحان را در جلد مجله ای می پیچید تا به خانمی بدهد. دقت کردم دیدم جلد مجله جهان کتاب بود. عنوان مجله مرا جذب کرد.سر راه از دکه روزنامه فروشی پرسیدم گفت اسمش هم به گوشم نخورده. چند روز بعد وقتی از میدان کتاب (= بوستان سابق) رد می شدم، کنار خیابان درست جلوی زباله دانی بزرگ شهرداری، مقدار زیادی روزنامه باطله و مجله را دیدم و رد شدم. گویی چیزی توجه ام را به خود جلب کرد و برگشتم و در حالی که از عابران خجالت می کشیدم دولا شدم و مجله ای را از میان کاغذهای باطله برداشتم. چشم تیزبین من درست دیده بود. این همان مجله جهان کتاب بود. با خود گفتم چه عنوان دهن پرکنی : جهان کتاب. وقتی مجله را ورق زدم دیدم اسم این مجله هم مانند اسامی موتوری و شتری بسیاری از خوراکیهای زیان آور مانند چیپس و پفک نمکی و نوشابه های زرد و سیاه انرژی زا و سوسیس و کالباس و پیتزای معده سوراخکن که هر روز تبلیغ می کنند، وسوسه کننده وفریبنده ساده لوحان است.آنان که خوشبختی را در پوشیدن شلوار جین پاره و بلعیدن فست فود می دانند و صد البته تکیه دادن به درخت و بحث درباره ی نوشابه، عزیزم تو زرد می خوری یا سیاه (؟) سس چند جزیره ی رحمان بزن یا ماست خسرو، تولید ناکجا آبادست. مگه تبلیغ ماست خسرو را در برنامه تلویزیونی خنده بازار ندیدی.ماست خسرو واقعا داریم؟ نه، واقعا داریم؟ بله که داریم. ماست افشاری هم داریم. همان ماست خیکی است، که قبلا از برلین وارد می شد.در مورد سس رحمان یادت باشه، اگر جزیره هاش زیاد باشه، کلسترول ات شدیدا میره بالا. اینترنت رو بگردی می بینی که سس فلفل قرمز هم سرطان پروستات میاره.بگذریم...

    یکی از دوستان در خصوص چنین مجله ای می گفت: هرمقاله ای درهر زمینه ای از هرکسی در این مجله چاپ می شود.گفتم این که خیلی بد است.گفت چند سالی است که فروش مجله خیلی کم است و با ترفندهای خاصی مجله را منتشر می کنند. گفت ابتدا نقدی از فردی (حتی با تحصیلات دیپلم دبیرستان) بر کتاب مشهوری چاپ و منتشر می کنند، به بیان ساده تر نقدی شامل ایرادهای بنی اسرائیلی و بسیارجزئی همراه با لیچارگویی درج می کنند و منتظر انفجار مترجم و آتش گرفتن ناشر کتاب می نشینند. اگر مترجم یا نویسنده کتاب تماس گرفت و با عصبانیت گفت این خزعبلات چیست که به نام نقد چاپ کرده اید، مسئول مجله با آرامش می فرمایند ناراحت نباشید استاد محترم، به شما هم فرصت دفاع از کتابتان را می دهیم. حال اگر نویسنده آدم رندی بود و دانا و بر اعصاب خود مسلط بود و خویشتندار، در می یابد که مسئول مجله، کاسب است و می خواهد نقدنویس کم سواد و مترجم اندیشه کار را به جان هم بیندازد و دو زار کاسبی کند، بنابراین، مترجم به مسئول مجله و نقدنویس متظاهر به دانش پاسخی نمی دهد واگر مترجم جوان بود و فورا برآشفته شد و به نقدنویس (که خود یکی از کارمندان مجله است و درصدی کار می کند) پاسخ داد، که مسئولان مجله نفسی می کشند و به قول معروف از این راه، دوزار کاسبی می کنند. (درست مثل برنامه نود، که مربیان و بازیکنان و داوران را به جان هم می اندازد و حرفهای داور وسط و کنار و بازیکنان را لب خوانی می کند و وقت گرانبهای جوانان را به باد فنا می دهد.) و به جای دانش آموزی به مردمی که از قافله علم و صنعت  فرسنگها عقبند، آنان را با این نقدهای بی محتوا و ساختگی و ضد علمی مشغول می کنند، یا ساده لوحند یا  دشمن علم و اسرافگر وقت و سرمایه مردم.

    بتازگی از بدشانسی نقدی  توسط رحمان افشاری (مترجم ناکجاآباد) علیه بزرگ علوی در مجله جهان کتاب چاپ شده و خیلی خنده دار است بدانید که بزرگ علوی چند سالی است درگذشته و ظاهرا مسئول مجله بی اطلاع بوده. بهرحال، باز باید مجله ها را انبارکرد.و این شعر که در خصوص خمیر شدن مجلات سروده شده، ذهن آدمی را مشغول می کند: نون و پنیر و سبزی، تو بیش از این می ارزی...  

    هه هه هه ....  هه هه هه ...   هه هه هه ...

    این صدای خنده ی جمعی از استادان و دانشجویان است، که دور هم نشسته اند و چای می نوشند.

    پاسخ:
    عجب!!

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام برادر عزیزم آقای دهداری

    مطلب علمی و بسیار خوب و قابل استفاده ای می باشد

    ایده ها و افکار سروش را به اختصار در چهار بخش می توان بیان کرد:
    الف - پیوند فکرى و عقیدتى با لیبرالیسم

    ب - ایدئولوژى ستیزى
    ج - بى اعتبار دانستن دین و تزلزل شان آن
    د - تطهیر غرب ؛ مورد بررسى قرار خواهیم داد.

    بعلت این نوع نگرش سروش را می توان رهبر لیبرالهای فعلی در ایران دانست . لذا نقد افکار او کاری صحیح است.

    پاسخ:

    سلام حاج آقا

    کلبه درویشی ما رو منور کردید

    ممنون از نظرتون

    وقت داشتین بقیه مطالب سیر سروش شناسی وبلاگ رو هم ملاحظه کنید


    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی