وبلاگ سَـــبیل

سَـــبیل؛ راهی است برای به اشتراک گذاشتن دغدغه ها و پرسشهای فکری، مذهبی، سیاسی، فلسفی و فرهنگی بنده.


پارادوکس آتئیست زنده!

محمد دهداری، پنجشنبه، ۲۱ اسفند ۱۳۹۳، ۰۹:۱۷ ب.ظ، ۱۵ نظر

از وقتی خودم را شناخته ام بارها و بارها در زندگی م این جمله را با خود تکرار کرده ام:
خدا و معاد را اگر از منظومه فکری خود حذف کنیم ادامه حیات هیچ توجیهی نخواهد داشت!
لذا من در عقلانیت آتئیست هایی که حداقل یک بار اقدام به خودکشی نکرده باشند به طور جدی شک دارم!
معمولا دفاعی که آتئیستها اینجور مواقع از خودشان می کنند این است که ما تا زنده ایم از لذت های دنیوی استفاده می کنیم. دیگر چه اهمیتی دارد پس از مرگ خبری نیست که نیست!
اما قطعا اگر کسی عمیقا به آتئیسم معتقد باشد و لذتهای دنیا موجب شود ذهنش از پوچی زندگی منحرف شده و لذات مقطعی بر یأس فلسفی اش چیره گردد یا باید در عقلانیت خود شک کند یا در اعتقادش به آتئیسم!
اصلا کسی که فقط تا نوک دماغش را می بیند و نیازهای غریزی اش را؛ حیوان است نه انسان!
بواقع اگر این زندگی فقط محدود به دنیای مادی باشد، پوچ و بی معنی و بی ارزش خواهد بود!
مگر زندگی غیر از رنج و درد و عذاب چیزی هست!؟
چرا باید به این زندگی کثیف و مزخرف ادامه داد!؟
به خاطر مزه یک غذای خوشمزه!؟ یا لذت یک هم آغوشی زودگذر!؟ یا ثروت و مکنت بسیار زیاد!؟ یا...
کیست که کنار این قبیل لذات، غم و رنجی نداشته باشد!؟ و اصولا وقتی انتهای جاده زندگی را نیستی بدانیم این لذات چه فایده و معنایی خواهند داشت!؟ لذات مالامال از پوچی که نه در زمین ریشه دارند و نه در آسمان ثمر!
خب اگر بمیریم از تمام این مزه ها و گرسنگی ها و تشنگی ها و سیرابی ها و فقر و غنا و آمال و آرزوهای دست نیافتنی و درد و بیماری و جنگ و خونریزی نجات خواهیم یافت! غیر از این است!
اگر خدا و معاد را کنار بگذاریم چه دلیلی برای تحمل اینهمه درد و رنج وجود خواهد داشت!

حضرت زین العابدین(ع) در مناجات الخائفین فرازی دارند که من هر وقت می شنوم یا گاهی می خوانم منقلب میشوم.
ابتدا خطاب به خدای خود ضمن تغزلی عاشقانه که همه معطوف به روز بازپسین است عرض می کند:

"خدایا آیا چنین مى‏ نمایى که پس از ایمانم به تو عذابم نمایى؟
یا پس از عشقم به تو از خود دورم سازى،
یا با امید به رحمت‏ و چشم‏ پوشى‏ ات محرومم سازى،
یا با پناه جویى‏ ام به گذشتت‌‌ رهایم نمایى،
هرگز چنین نیست! از ذات بزرگوارت به دور است که محرومم کنی"

سپس آن فراز تکان دهنده که:

"اى کاش می دانستم که آیا مادرم مرا براى بدبختى به دنیا آورده!
یا براى رنج کشیدن و زحمت پرورانده است!
اگر چنین است کاش مرا نزاده و نپرورانده بود!
و اى کاش آگاه بودم که آیا مرا از اهل سعادت قرار داده ای!
و به قرب و جوارت اختصاص داده ‏اى!
‏تا به این سبب چشمم روشن و جانم آرام گیرد؟"الی آخر...

هروقت به این فراز می رسم پوچی و بی ارزشی دنیا و زندگی در آن بدون وجود خدا و اعتقاد به روز جزا به ذهنم متبادر میشود و به یاد ایامی می افتم که فشار زندگی داشته لهم میکرده و فقط اعتقاد راسخ و البته عقلانی به خدا و زندگی ابدی بوده که حفظم کرده است!
و باز در تعجب و حیرت فرو می روم از بی خدایانی که به این زندگی مزخرف ادامه می دهند!

پی نوشت:

+ مسخره است ولی باید تصریح کنم که این یادداشت صرفا جهت نشان دادن تناقضی فاحش در مبانی اعتقادی بی خدایان نوشته شده و به هیچ وجه، تأکید می کنم به هیچ وجه توصیه به خودکشی نمی کند! عواقب هرنوع برداشت دیگری بر عهده خود مخاطب می باشد!

+ همچنین مطلب حاضر به هیچ وجه یادداشتی اثباتی یا ایجابی در حوزه موضوع خداباوری نیست. اگر به دنبال چنین مطالبی بوده اید اینها را ببینید:
. آیا خدا وجود دارد؟ 
. برهان «آنسلم» و جفایی که بر فلسفه اسلامی روا داشته‌ایم!
. مهمترین برهان اثبات وجود خدا در غرب!

نظرات (۱۵)

بسیار سطحی و بچگانه
  • یک خداباور
  • مطلب زیبایی بود
    به وبلاگ من هم سر بزنید
    استدلالاتون کاملا چرند بود :) به هر حال موفق باشید
    پاسخ:
    کاش حرفی و نظری هم داشتی البته غیر از فحاشی!
    نویسنده ی عزیز مشکل شما اینه ک همه چیز باید عقلانی باشه ینی نتیجه بخش...در حالی ک خیلی از کارا این جوری نیست ی فرد عقیم از نظر شما نبایدرابطه داشته باشه چون این کار فایده ای نداره نتیجه نمی ده ولی شما موضوع لدت رو نادیده می گیری انسان هر کاری برا لذت می کنه ....شرکت در جنگ برا دفاع از میهن لذت بخشه انسان فقط عافیت طلب نیست  ....ایثار مهربانی گذشت ....همه لذت بخشند حال اگر یک آتئیست از زندگی لذت ببرد چرا باید خود کشی کند ....اگر شما رنج ها دنیا را بیشتر وغیر قابل تحمل می بینی خیلی ها این طور نیستند اگر بدون باور به دنیای یگر زندگی در این دنیا برای شما ممکن نیست .....عده ای از این نوع زندگی وتفکر لذت می برند وزندگی رو بدون خرافات قبول دارن وبه پیش می برن
    پاسخ:
    1.  مسلمه که همه چیز باید عقلانی باشه
    اگر جز این بود که میان انسان و حیوان تفاوتی وجود نداشت
    2. بحث لذت رو در پاسخ کامنتهای بالا مفصلا جواب داده ام. ولی باز تکرار می کنم:
    «پرسیدی "چطور به این نتیجه رسیدی لذتی که یک آتئیست از زندگیش میبره از رنجی که میبره خیلی کمتره؟" 
    در پاسخ شما نمی گم این ادعای بنده از منظر فلسفی قابل اثباته
    حتی نمی گم به اطرافیان خودتون نگاه کنید و ببینید آیا کسی هست که دیندار یا بی دین، پول دار یا بی پول از اوضاع و احول زندگی خودش راضی باشه و درد و رنجی نداشته باشه یا خود شما به عنوان مثال آیا اینگونه که ادعا کرده اید هستید یا خیر!؟
    حتی تر نمی گم از نظر عقلانی و فلسفی نیازی نیست که حتما درد و رنج های آدمی بیشتر از لذات وی باشه تا ادامه حیات در حضور فرضیه فقدان خالق و معاد بی معنا باشه
    فقط یک مطلب می گم و امیدوارم خوب بهش فکر کنی و سعی نکنی باز منو متهم کتی و خودت رو گول بزنی:
    آیا شما مدعی هستی همه آتئیست ها در زندگانی خود بیش از آنکه دچار درد و رنج و غم و اندوه باشند مستغرق در لذات و تنعمات دنیوی هستند!؟
    بعید می دونم چنین ادعای خنده داری داشته باشی که اگر داشته باشی بنده دیگه حرفی برای گفتن ندارم.
    پس حداکثر می شه گفت بخشی از این همکیشان شما اینگونه اند و بخش دیگر که مشخصا بخش اعظم آتئیست ها را نیز شامل می شوند مثل بنده در گیر و دار مشکلات و معضلات و آلام و اسقام و شرور این دنیای مادی هستند.
    خوب! بنده عرض می کنم تناقض مطروحه در یادداشت بنده حداقل راجع به این دسته که مطرح هست!! و ایراد ذکر شده به اینها که وارد هست! اینها چرا خودشان را از دست اینهمه درد و رنج نمی رهانند وقتی نه به خدایی اعتقاد دارند که ناظر اعمالشان باشد و امید به رحمت وی داشته باشند و نه به معادی که نتیجه اعمال و رفتار خود در دنیای فانی را در سرای ابدی ببینند و بازپسگیرند!؟
    می بینی که ایراد شما اصولا موضوعیت ندارد و خدشه ای به پاردوکس مطرح شده وارد نمی سازد!»

    3. تفکیک لذات دنیوی به لذات مادی و معنوی مشکلی از شما حل نمی کنه! سخن همان است که در بند فوق ذکر شد.
    4. خرافه بودن دیانت به ادعای شما نیست بلکه باید اثباتش کنید وگرنه از دید بنده نیز تفکرات شما از هر طرز فکری خرافی تر است.
    ممنون ک واقان دری دیگری رو به روی من گذاشتید 
    نشد ما یکبار با شما جماعت بحث کنیم، فرافکنی نکنید . بحث رو به انحراف نکشونید. 
    در مورد IP کلی باعث خنده شدید استاد. جمع آوری IP کار اخلاقی نیست اگر هم نمیدونید چرا نیست به مهندسهای اخلاق مدار! هاستتون بگید براتون توضیح میدن. بد نیست بدونید عده ای از صاحبان هاست در همین ایران زیرفشار بودند تا IP کاربرانشون رو جمع آوری کنند اما اونقدر شریف بودند که به بهای از دست رفتن کسب و کارشون تن به این اقدام ندادند.
    دوما چند وقت پیش یکی از همکارانم وبلاگ جنابعالی رو معرفی کرد و همین زمینه ساز صحبتهای زیادی بین جمع ما شد. در جمع ما، هم دیندار هست، هم کسی که خدارو قبول داره هم کافر هم بی تفاوت هم تماشاچی. اکثر دوستان کامنت میذارن و در مورد جوابهایی هم که شما میدید باز با هم بحث میکنیم. باز اگر از همون مهندسهای باحالتون بپرسید بهت میگن که یک شرکت ممکنه 100 تا کاربر داشته باشه ولی فقط یک IP روی اینترنت داره. در نتیجه همه کاربران با یک آی پی دیده میشن. این فقط یک دلیل که چرا IP ها یکسانه. بقیه اش بماند. شما اندیشه رو نقد کن با IP چکارتون آخه؟ آقا اصلا من عین شر، خود یهود، خود ابلیس. اندیشه ام رو نقد کن برادر!
    اگر مایل بودی خصوصی بهت میگم چرا ذهنت به عوض انتقاد میره سمت کارآگاه بازی. بنده بیش از این جلو نمیرم چون نمیخوام بی اخلاقی زننده ای که درآخرین جمله ات بود را تکرار کنم. بنده هیچ تعارفی با شما ندارم. از شما که نه ولی از طرز تفکرتون خوشم نمیاد که هیچ نقدش هم میکنم. رک هم میگم. 


    اما:

    1- من هم شما را متهم به مغلطه کردم و هم ثابت کردم مغلطه کردید. شما ظاهرا دوست داری برنجی اما دوست نداری احتمال بدی مغلطه کردی. اگر زیربار نمیرید تقصیر من چیه آخه؟

    2- من که گفتم "شما نمیخوای اثبات خدا کنی ولی خیلی دلت میخواد این اتفاق بیافته و مردم هم برن خدا پرست بشن." وگرنه انگیزه مطلب نوشتنت چیه؟ استاد با ما رو راست باشین.

    3- بنده هم دلایل شما رو رد کردم و هم دیدگاهت رو اصلاح کردم. نمیفهمم چرا میگی دلایلت رو بگو! خوب گفتم برادر!

    *
    زحمت کشیدی دوباره مساله رو در قالب یک پرسش شخصی مطرح کردی. منم به احترام زحمتت همین پرسش رو جواب میدم:

    الف. فرض گرفتی " بدیهیه که هر انسانی طالب راحتی و فراغ بیشتره". صحیحه اما ناقص. این جمله معنیش این نیست که تنها دلیل زندگی کسب راحتی و فراغه. حتی یکی از دلایل مهم ادامه زندگی هم نیست. مثال نقضش هم کسانی هستند که وسط جنگ و قحطی خودشون رو وسط مهلکه پرت میکنن تا به بقیه کمک کنن. پس اشکال اول اینه که شما یک فرض صحیح رو در جای غلط استفاده کردی. "راحت طلبی" همه دلیل زندگی نیست که به محض عدم اقناع، انسان دچار بنبست بشه.

     
    ب. فرض گرفتی "مسلم و بدیهیه که این دنیا سرشار از رنجه" جواب میدم: بله هست. اما فراموش کردی بگی لذات بزرگی هم داره. مشکل دوم اینه که فقط رنج رو مطرح میکنی و نه لذتها را. 

    پ. پرسیدی "چرا باید انسان طالب راحتی و آسایش اینهمه درد و رنج و شر رو به جون بخره و به ماندن در این معرکه ادامه بده!؟"  جواب میدم: چون اولا لذتی که انسان میبره در بیشتر مواقع درد و رنج رو تخفیف میده ای بسا بیشتر هم بشه. "امیدواری" به شدت در این پروسه نقش مثبتی بازی میکنه و اگر هم رنج از لذت بیشتر شد، امیدواری مثل مسکن از شدت درد کم میکنه. پس مشکل سوم این شد که فراموش کردی لذت را با رنج جمع جبری کنی و نتیجه را مبنای بحث قرار بدی نه صرفا مقدار رنج ها را.

    ت. پرسیدی: "آیا شما مدعی هستی همه آتئیست ها در زندگانی خود بیش از آنکه دچار درد و رنج و غم و اندوه باشند مستغرق در لذات و تنعمات دنیوی هستند!؟" جواب میدم : اشکال چهارم شما اینه که لذات را فقط به قول خودت تنعمات دنیوی میبینید. خیر! لذات دیگری هم هستند که اصلا مادی نیستند مثل کمک به همنوع، نوعدوستی، فداکاری، عشق ورزی، هنرورزی، دانش ورزی.


    اما میرسیم به دسته ای از آتئیستها که مد نظر شما هستند. بله آتئیستهایی میشناسم که زندگی فقیرانه ای دارند، از کار اخراج شدند، مورد لعن و نفرین بقال سرکوچه هستند، بچه هاشون رو حرامزاده میخونن، بهشون میگن نجس و دست که باهاشون میدن میرن دستشون رو زیر آب میگیرن. البته بیمارم هم هستند، انواع بلاهای آسمانی هر روز هم بر اینها نازل میشه. چند وقت پیش فرزند یکی از اینها با سهل انگاری پرستار فوت کرد. اما از بسیاری از چیزهایی که دینداران لذت میبرند هم لذت میبرند. از همان اندک تنعمات دنیوی لذت میبرند. از علم دوستی و عشق ورزی و محبت به همنوع هم لذت میبرند. یک لذت اضافه تر هم دارند: خودشون رو انسانهای رها شده از خرافه و جهل میدونند. خودشون رو آدمهایی میدونند که لطف بهشون شده از نعمت تعقل و استدلال بهره مند شدند و تقلیدکارانه طی طریق نمیکنند. این لذت فوق العاده زیادی بهشون میده که احساس رهایی دارند.

    اشکال ششم: شما نمیتونی دلیل بیاری من از زندگی لذت نمیبرم. همینکه خودم بگم میبرم کفایت میکنه و اصلا نیازی به استدلال نداره بلکه هر استدلالی مضحکه. بهش چی میگید؟ آهان علم حضوری! هر کتاب منطقی باز کن عین همین مثال رو زده.


    ث. اما مشکل بسیار بزرگتر اینه که فکر میکنی لذت نبردن و رنج کشیدن فقط وقتی معنی داره که خداوندی وجود داشته باشه تا این رنج کشیدن عاقلانه جلوه کنه و انسان به زندگی به قول شما سرشار از رنجش ادامه بده. جواب میدم: اولا در بند ت نشون دادم بعضی از آتئیستها از زندگیشون کمال لذت رو میبرند و این از ادعای خودشون برمیاد و هر استدلالی علیه یک گزاره منتجه از علم حضوری باطله (به استاد منطق مراجعه کن) . ثانیا مدعی هستم رنج کشیدن بدون وجود خدا هم معنی داره هم حرکت میاره و هم این معنا اونقدر قویه که انسانهایی رو از عمق رفاه به وسط جنگ و زلزله پرتاب میکنه. توجیه شما برای این انسانهای بیخدا که به عنوان پرستار و امدادگر داوطلب دارن وسط سوریه و عراق و نپال به همنوعشون کمک میکنن چیه؟

    پاسخ:
    سلام
    باز هم که با تهمت شروع کردی دوست عزیز؟!
    دوست گرامی شما ظاهرا خیلی از اینترنت اطلاع نداری!
    ابتدا بگم که من قصد ضایع کردن جنابعالی را نداشتم و اگر ایمیلی از شما داشتم همین کامنت را هم خصوصی برایتان میفرستادم تا دوباره چنین شائبه ای بوجود نیاید و موجب بدبینی و کینه نشگردد.
    ولی ناچار عرض می کنم که بنده سایت ندارم که به مهندسان هاستم دسترسی داشته باشم. وبلاگ دارم و وبلاگ نویسم! سرویس ارائه دهنده وبلاگم نیز (بلاگ دات آی آر) مثل بسیاری دیگر از سرویس های مشابه IP بازدیدکنندگان و کامنت گذاران رو در اختیارم قرار می ده.
    ضمنا باز از روی بی اطلاعی نوشته اید که همکارانتان با این IP کامنت دیگری با نام دیگری و هویتی دیگری نوشته اند و این شما نبوده اید که با هویت دیگری کامنت دوم را نوشته اید! برادر یا خواهر گرامی؛ حتی اگر ادعای شما راجع به اقبال همکارانتان نسبت به وبلاگ حقیر صحت داشته باشد باز به دلیل اینکه کامنت ها از سیستم دو کلاینت متفاوت گذاشته شده اند می بایست IP متفاوتی نیز داشته باشند!
    بگذریم...
    اینها چندان مهم نیست...
    و اما پاسخ پاسخهایتان:
    1. دوست عزیز اگر بنا به ادعای شما باشه که همه چیز حله! این ادعای شماست! ولی نه چیزی که در واقع محقق شده!
    2. انگیزه ام مشخصه! نشان دادن تناقض اعتقادات بی خدایان! این حتی ربطی به خداپرست بودن خود من هم نداره! دقت کن!
    3. کدام دلایل!؟ دلایل شما که وارد نیست!
    *
    الف. اگر شما عافیت جویی انسان رو بدیهی نمی دونی ثابت کن! دلیل من واضحه! نوع بشر از خود آزاری بیزاره و تمایل به راحتی و فراغ داره!
    مثال نقض آوردی که کسانی از عافیت خود می گذرند و در جنگ شرکت می کنند. این پاسخ نیست! تکرار سؤاله! خوب دوست گرامی! همین افراد با چه انگیزه ای این کار رو می کند!؟ اگر بی خدا باشند این افعال همه رو هواست! آخرش که چی! وقتی خدایی نباشه و معادی نباشه و آخر خط همه آحاد بشر تاریکی و سیاهی باشه چه فرقی می کنه که اینها این مخاطرات را بکنند یا نکنند!؟
    ب. نه اینطور نیست! پاسخ های قبلیم رو بخون دوباره! من هیچ وقت نگفتم این دنیا خالی از لذته! گفتم رنجهاش به مراتب بیش از لذاتشه و در پاسخ اخیرم به ایرادت که گفتی از کجا معلوم بیشتر باشه هم گفتم این قابل اثباته ولی مفروض که برای همه بی خدایان اینگونه نباشه! آن دسته از بیخدایانی که رنج هایشان بیش از لذاتشان هست چه انگیزه منطقی و معقولی برای ادامه حیات دارند!؟
    پ. در مورد تقابل بین لذات و رنج ها که قبلا توضیح دادم. در اینکه امیدواری در تحمل درد و رنج این دنیا مؤثره شکی نیست ولی امید به چه!؟ امید به زندگی ابدی پس از مرگ یا امید به پاداش اخروی کارهای اخلاقی!؟ یا امید به رحمت و مهربانی خداوند متعال!؟
    ت. شما دنیوی رو معادل مادی گرفته ای و این اشتباه است. منظور از دنیوی همان دنیوی است و در مقابل اخروی! تعمیم لذات از لذات صرفا مادی به لذات فرامادی مثل عشق و فداکاری و اینها همه مشکلی رو حل نمی کنه! اون ایراد فوق الذکر هنوز باقیه! درد و رنج این دنیا حداقل برای بخشی از بی خدایان از لذاتش(اعم از مادی و غیر مادی) بیشتر است!
    کمی بی غرض و بدون ذهنیات منفی به دین و دینداری به عرض بنده دقت کن! اصلا به این فکر نکن که یادداشت بنده قراره از خداباوری و دین مداری دفاع کنه که بواقع هم اینطور نیست. بلکه به این فکر کن که آیا تفکر بی خدایی بواقع از پس این تناقض بر می آد!؟ یا نه نمی تونه جوابی در خور براش داشته باشه!؟
    بحث علم حضوری و این مطلبی که در مورد اثبات لذت نبردن خودت گفتتی هم ربطی به محل بحث نداره و بنده هم چنین ادعایی نکردم.
    خدارو شکر چندان هم با منطق و فلسفه بیگانه نیستی و ای کاش در همین مقوله علم حضوری کمی بیشتر عمیق میشدی و دقت می کردی. اون وقت بود که از همین مفهوم می تونستی به خداباوری پل بزنی!
    ضمنا خوشحالم که وجود امور غیر مادی رو قبول داری و این هم یک نقطه امید برای ادامه بحثه.
    ث. یک تصحیح: بنده نگفتم رنج کشیدن صرفا در حضور اعتقاد به وجود خدا عاقلانه است! بلکه عرض کردم هم باید به وجود خدا معتقد باشی و هم به موضوع بسیار مهم معاد! اگر خدای ما معادی نداشته باشه تا بدکاران این عالم کیفر ببینند و نیکوکاران پاداش، چه توجیهی برای تحمل درد و رنج بی نهایت این دنیا وجود خواهد داشت!؟
    در مورد ادعای شما هم باید بگم این پاسخ ایراد بنده نیست! بنده بر اساس یک سری امور بدیهی و به طریقی عقلانی به یک تناقض میان افکار و رفتار بی خدایان اشاره کردم اینکه شما بیایی و صرفا گزاره ای مقابل ایراد بنده را مطرح کنی که نشد پاسخ! دلیل و برهانت کو!
    مثال آوردن از فداکاری های بی خدایان هم باز تکرار سؤال بنده است و نه پاسخ آن! بازم تکرار می کنم که عرض من از همون ابتدا این بود که اینها تناقضه و اساسا اصل پرسش بنده به همین تناقضات اشاره داشت و در صدد نشان دادن بی معنایی آن بود وگرنه اگر به ادعای صرف و بی دلیل و حجت باشه که من هم می تونم ادعا کنم که بله! این ناشی از باقی مانده همان فطرت خداباور اینهاست که در ضمیر ناخودآگاهشون مستتر مانده!
  • معصومه صفری
  • مطالب پرباری دارید 
    احساس حقارت قلم کردم :)
    موفق باشید
    پاسخ:
    نظر لطفتونه
    نفرمایید
    از بزرگواری قلم شماست

    حسن اللهیاری و چالشی به نام اسلام ناب!

    http://no-write.blogsky.com/1394/03/02/post-61
    پاسخ:
    سلام
    سر خواهم زد
  • علیرضا بیگدلی
  • باسلام

    بروز هستم با عنوان :

    از بازیگران مجازی تا بازی خوردگان حقیقی عفت و حیا در شبکه های اجتماعی

    به آدرس زیر :

    http://farhangeparvaz.blog.ir/1394/02/29/bazi1423423

     

    باشتکر.........

    فرهنگ پرواز

    یاعلی ع

    پاسخ:
    سلام
    سر میزنم
    ممنونم
    سلام
    مطلب خیلی خوبی بود استفاده کردم
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم
    شما لطف داری
    اینهمه مغلطه از کسی که اداعا میکنه فلسفه هدایتش کرده!!!! 

    اولا به فرض که آتئیستها هیچ توجه درخوری برای معنا دار بودن حیات و ادامه آن نداشته باشند و به گمان جنابعالی در دستگاه سنجششان هم نسبت لذت به زحمت زندگی کمتر از یک باشه . بعد چطور از اینجا میفهمیم خدا هست!؟ مغلطه نکن! بله شما مدعی این مغلطه نشدی ولی انتظار داری خواننده همین برداشت رو داشته باشه.

    ثانیا فرضیه "خدا و معاد را اگر از منظومه فکری خود حذف کنیم ادامه حیات هیچ توجیهی نخواهد داشت! " یک مغلطه دیگه! فرض و حکم چه نسبتی با هم دارند؟ کجا گفته شده ادامه حیات نیازمند باور به خدا و معاده؟  انگار ما هر روز صبح که بیدار میشیم باخودمون فکر میکنیم حالا زندگی کنم یا خودمو بکشم! و بعد اگر به نتیجه نرسیدیم، خودمونو از پشت بام میندازیم پایین!!!

    ثالثا بیان کردید "لذا من در عقلانیت آتئیست هایی که حداقل یک بار اقدام به خودکشی نکرده باشند به طور جدی شک دارم! " این دیگه مشکل عقلانیت شماست که فکر میکنید تمام حرکات و رفتارهای بشر بر اساس جوابگویی به پرسشهای عمیق فلسفی و دینیه و تا این پرسشها براش حل نشه قدم از قدم برنمیداره. یعنی به باور جنابعالی اگر کسی برای حیات، هستی، خدا و... توجیه خوبی نداشت باید درجا خودشو بکشه؟ تازه نه اینکه شاید بکشه! "باید" بکشه! دست بردارید از این "باید باید" گفتنهای بی پایه و از سر غرور! شما حتی یه دلیل نمیاری که نسبت ادامه حیات با باورمندی به خدا چیه اما چنان حکم خودکشی میدی که خود خدا هم چنین حکمی نداده و چنین فرضی رو نگفته! طفلک خدایی که اینطور میخواد ازش دفاع بشه!

    رابعا چطور به این نتیجه رسیدی لذتی که یک آتئیست از زندگیش میبره از رنجی که میبره خیلی کمتره؟ مشکل شما اینه که با یک دید مینیمالیستی زندگی رو به خور و خواب و آمیزش تقلیل میدی بعد نتیجه میگیری اینها لذات زودگذرند که نسبت لذت به رنجشون خیلی کمه. ولی متاسفانه و هزاران بار متاسفانه این نگاه خود شماست به زندگی نه نگاه یک آتئیست. شما همین نگاه رو منتسب میکنی به بیخداها بعد هم با رد کردنش احساس شعف میکنی که آتئیستها چقدر ابله هستند و چه خوب که من نیستم و چه خوب که من نجات یافته ام. مغالطه پهلوان پنبه! شما اول ثابت کن آتئیستها اینطور که گفتی فکر میکنند. بعدا میشینیم میسنجیم نسبت لذت به رنجشون چه مقداره.

    خامسا چطور فرض کردی ادامه زندگی فقط منوط به لذت بردن از زندگیه؟ جالبه این اتهامی که شماها روانه بیخداها میکنید متوجه خودتونه.

    سادسا بحث آمار و شادی و لذت از زندگی و درصد خودکشی در جوامع بیخدا رو مطرح نمیکنم چون شماها یک مغلطه مشهور دارید: "بیخداها فکر میکنند خوشحال و سعادتمند هستند. اینها در زندگی لجن اندر لجن زندگی میکنند! " جواب این مغلطه داده شده اگه طالب حقیقتی خودتون برید بخونید.

    در پایان سعی نکن زندگی یک آتئیست رو با دیدگاه الهی خودت تجزیه تحلیل کنی. مبانی و فرضیات این دو زندگی متفاوتند و نتیجه تحلیل همون مغالطاتی میشه که اشاره شد.
    پاسخ:
    1. اتفاقا این شمایید که مرتکب مغالطه شده اید. مغالطه ای تحت عنوان "حرف شما مغالطه است". شما به جای متهم کردن طرف مقابلتان به مغالطه بافی می بایست مغلطه بودن سخن وی را اثبات کنید!
    2. ظاهرا شما هرجا می دونی در اشتباهی یا پاسخ در خوری نداری طرف مقابلت رو به مغالطه متهم می کنی! این اتفاق به طرز خنده داری در بند "اولا" کامنت شما افتاده! با اینکه می دونی اصلا هدف از نگارش این مطلب اثبات وجود خدا نبوده نوشتی "بعد چطور از اینجا میفهمیم خدا هست!" بعد سریع پریدی وسط جمله بندی خودت و قبل از اینکه بنده پاسخی داده باشم منو به مغالطه متهم کردی که: " مغلطه نکن! بله شما مدعی این مغلطه نشدی ولی انتظار داری خواننده همین برداشت رو داشته باشه" آخه دوست عزیز آقای گودرز چه ربطی به خانم شقایق خانوم داره؟! کی خواسته با این نوشته وجود خدا رو اثبات کنه!؟
    برای اثبات وجود خدا براهین فراوانی وجود داره که بنده در همین وبلاگ در پیت خودم یکی از اونها رو به تفصیل طرح کرده ام:
    http://dehdari.blog.ir/1390/03/ایا-خدا-وجود-دارد
    3. بنده دلایلم رو در هیمن متن نوشته ام شما به جای تکرار مکرر مغالطه "حرف شما مغالطه است" دلیل ذکر شده رو رد بکن! ایراد بنده هم یک پرسش عمیق دینی به قول شما نبود و اصولا مگر می توان یک فرد بی خدا رو به دلیل عدم پاسخگویی به پرسش های عمیق دینی یک خداباور تخطئه کرد و در عقلانیتش شک نمود
    ایراد بنده یک موضوع کاملا بدیهی و فطری و انسانی بود. اصلا هم ربط مستقیمی به خداباوری نداشت. اصولا پرسش و ایراد بنده می تونه در میان خداناباوران یک نقد از درون عنوان بشه!
    بنده برای اینکه بهتر متوجه بشید پرسشم رو دوباره از خود شما می پرسم:
    اول اینکه مسلم و بدیهیه که هر انسانی فارغ از اعتقاد یا عدم اعتقاد به خدا طالب راحتی و فراغ بیشتره
    دوم اینکه مسلم و بدیهیه که این دنیا سرشار از درد و رنج و غم و اندوه و شر و گرفتاریه
    سوم اینکه چرا باید انسان طالب راحتی و آسایش اینهمه درد و رنج و شر رو به جون بخره و به ماندن در این معرکه ادامه بده!؟
    این دیگه این همه مغلطه مغلطه نداره!!
    نه مطلب عمیق دینیه که نشه از یک آتئیست پرسید و نه مسئله بغرنج فلسفی که نشه درکش کرد!!
    4. مسخره است که تصریح کنم ولی چون گفتی باید اعلام برائت کنم از آنچه شما حکم به خودکشی خوانده و به من نسبت داده اید! واضحه که هرکس متن رو بخونه متوجه خواهد شد غرض نشان دادن یک تناقض نمای خنده دار در اعتقادات خداناباوارن بوده نه توصیه به خودکشی!
    5. پرسیدی "چطور به این نتیجه رسیدی لذتی که یک آتئیست از زندگیش میبره از رنجی که میبره خیلی کمتره؟"
    در پاسخ شما نمی گم این ادعای بنده از منظر فلسفی قابل اثباته
    حتی نمی گم به اطرافیان خودتون نگاه کنید و ببینید آیا کسی هست که دیندار یا بی دین، پول دار یا بی پول از اوضاع و احول زندگی خودش راضی باشه و درد و رنجی نداشته باشه یا خود شما به عنوان مثال آیا اینگونه که ادعا کرده اید هستید یا خیر!؟
    حتی تر نمی گم از نظر عقلانی و فلسفی نیازی نیست که حتما درد و رنج های آدمی بیشتر از لذات وی باشه تا ادامه حیات در حضور فرضیه فقدان خالق و معاد بی معنا باشه
    فقط یک مطلب می گم و امیدوارم خوب بهش فکر کنی و سعی نکنی باز منو متهم کتی و خودت رو گول بزنی:
    آیا شما مدعی هستی همه آتئیست ها در زندگانی خود بیش از آنکه دچار درد و رنج و غم و اندوه باشند مستغرق در لذات و تنعمات دنیوی هستند!؟
    بعید می دونم چنین ادعای خنده داری داشته باشی که اگر داشته باشی بنده دیگه حرفی برای گفتن ندارم.
    پس حداکثر می شه گفت بخشی از این همکیشان شما اینگونه اند و بخش دیگر که مشخصا بخش اعظم آتئیست ها را نیز شامل می شوند مثل بنده در گیر و دار مشکلات و معضلات و آلام و اسقام و شرور این دنیای مادی هستند.
    خوب! بنده عرض می کنم تناقض مطروحه در یادداشت بنده حداقل راجع به این دسته که مطرح هست!! و ایراد ذکر شده به اینها که وارد هست! اینها چرا خودشان را از دست اینهمه درد و رنج نمی رهانند وقتی نه به خدایی اعتقاد دارند که ناظر اعمالشان باشد و امید به رحمت وی داشته باشند و نه به معادی که نتیجه اعمال و رفتار خود در دنیای فانی را در سرای ابدی ببینند و بازپسگیرند!؟
    می بینی که ایراد شما اصولا موضوعیت ندارد و خدشه ای به پاردوکس مطرح شده وارد نمی سازد!
    6. جالبه شما با همین آی پی و با نام "یا حسین (ع)" کامنت خصوصی دیگری ذیل مطلبی که راجع به حافظ نوشته ام نگاشته اید و همین تفکرات مادیگرایانه و ماتریالیستی خود رو اونجا هم تکرار کرده اید و اینبار از موضع یک دین مدار! آیا این ناشی از اخلاق آتئیستی شماست؟!
  • علیرضا بیگدلی
  • سلام

    با مطلبی با عنوان:

    از دغدغه هایی پایین تر از تنه تا بالاتر از ابروی دختران و پسران جوان...

    به آدرس:

    http://farhangeparvaz.blog.ir/1394/01/30/h34324

    منتظر نظرات شما...

    یاعلی (ع)

    باتشکر

    فرهنگ پرواز

    پاسخ:
    سلام
    سر می زنم
    ممنونم
  • علیرضا بیگدلی
  • باسلام

    بروزم هستم با مطلبی با عنوان:

    طنز:عدد1 را ارسال کن،هر پیام 100 تومن

    به آدرس:

    http://farhangeparvaz.blog.ir/1394/01/12/tanzpayamak123123

     

    باتشکر

    فرهنگ پرواز

  • سید محمد میرهاشمی
  • سلام 
    سال نو مبارک...
    وبلاگ بسیار خوبی دارید.
    لطفا مارا هم لینک کنید ممنون
    التماس دعا...

    به نام خدا

    سلام، واقعا اون فراز از مناجات من رو هم تکان داد، من همیشه برام سوال بود که این همه سختی و رنج که انگار گریبانگیر بیشتر بچه مذهبی هاست (یا حداقل بچه مذهبی های دور و بر من!) توجیه داره؟ با خودم میگفتم شاید ما داریم راه رو اشتباه میریم، مثلا دوستی که برای غیبت نکردن یا نشنیدن چه بار ظلم وحشتناکی رو داره تحمل میکنه و دم نمیزنه یا خیلی مثالهای دیگه، سوالم این بود که مگه دین برای راحت و آسون تر کردن زندگی نیست؟ پس اینهمه سختی مضاعف برای دینداران چیه؟ این دعا برام جالب بود اما همچنان اون سوال تو ذهنم باقیه که آیا ما داریم یه جای راه رو اشتباه میریم؟!!

    پاسخ:

    سلام

    مسلما همینطوره

    اگر واقعا اینگونه خودتون رو عذاب می دید دارید یه جایی اشتباه می کنید

    شیطان وسایل مختلفی برای اینکار داره

    از جمله وسوسه و وسواس

    یادتون باشه که اسلام برای یسر آمده و نه عسر

    اتفاقا سخن این یادداشت همینه که فقط خداباوری و تقید به دیانت هست که این بار درد و رنج رو می تونه کم و توجیه پذیر و حتی لذت بخش بکنه

    وقتی انسان بدونه راهی که داره میره درسته اونوقت بزرگترین فاجعه های قابل تصور رو هم به شکل زیباترین تابلو های نقاشی خلقت خداوند خواهد دید که فرمود مارأیت إلا جمیلا!


    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی