وبلاگ سَـــبیل

سَـــبیل؛ راهی است برای به اشتراک گذاشتن دغدغه ها و پرسشهای فکری، مذهبی، سیاسی، فلسفی و فرهنگی بنده.


جامعه سینمایی و اپیدمی تظاهر به دانایی!

محمد دهداری، دوشنبه، ۱۸ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۴۱ ب.ظ، ۶ نظر

چند وقت پیش مسعود فراستی مهمان برنامه خندوانه بود!
ضبطش کرده بودم تا فرصتی دست داده و ببینمش و دیشب این مجال حاصل شد.
فراستی در برنامه مذکور جمله ای داشت که بارها و بارها به انحای مختلف از وی شنیده بودم لیکن در میان انبوه جملات خوب و عمیقش چندان بدان دقت نکرده بودم.
رامبد جوان از او پرسید: مسعود فیلمی هست که تو ده ساله گذشت در ایران ساخته شده باشه و تو بگی عاااااالیه؟
فراستی پاسخ داد: نه!
خنده حضار!
جوان: فیلمی هست که در طول بیست ساله گذشته ساخته شده باشه و تو بگی عالیه!
فراستی: نه!
خنده ممتد حضار!
جوان در میان خنده های ممتد حضار: در طول سی سال گذشته؟
فراستی با خنده: نه!
جوان: در طول چهل سال؟
فراستی: نه!
جوان: در طول تاریخ سینمای ایران؟
فراستی بعد از کلی خنده: نه!
خنده حضار!
فراستی: ولی شده فیلمهایی که من بگم خوبه، متوسطه و یا تعریف کرده باشم. یعنی فکر کنم طی سی سال گذشته ده دوازده تا فیلم بوده که تعریف کردم ازشون. از فیلم خود تو هم تعریف کردم!
جوان: بله خیلی ممنونم،
خیلی عجیب بود برام! باورم نمیشد!
رو به حضار: فکر می کردم داره شوخی می کنه باهام!
خنده حضار!
فراستی: نه! نه! چون اندازه بود تعریفم! برای اینکه به نظرم فیلم تو ادعای خیلی عجیب و غریبی نداشت!
بعد آن جمله اساسی را گفت که برای بنده جالب توجه بود:

من اساسا با فیلم هایی که خیلی ادعا دارند مشکل دارم! چون فکر می کنم این ادعاهه اندازه دهنشون نیست! چون ما نرسیدیم به اونجا! تو ادبیات چرا ولی در سینما در اون حدی نیستیم که ادعای عجیب و غریب کنیم! یا فیلم عظیم بسازیم یا فاخر بسازیم یا بیگ پروداکشن بسازیم! مال ما نیست! ما فیلمهای کوچیک آدمیزادی دلی بسازیم! اما کمی عمیق! و با تکنیک و فرمی که از پس این حرفه براومده باشه!

به نظر حقیر این مشکله یکی از بزرگترین مشکلات سینماگران ما و شاید بزرگترین مشکل ایشان باشد و البته ایشان بیش از آنکه محدودیات تکنیکی خود را در نظر نگیرند، به نواقص آگاهی و دانش خود بی توجهند که این دومی از اولی به مراتب خطرناک تر نیز هست!
قاطبه سینماگران ما از آنجا که متعلق به جریان روشنفکری غربگرا هستند، به تبع ایشان و البته در اشل پایین تر، بسیار خودبزرگ بینند. اکثرا ادعاهای بزرگ دارند و تصور می کنند یا ادعا دارند که می توانند مشکلات جامعه را مرتفع نمایند و در همین راستا مدام انسخه های عجیب و غریب نیز می پیچند. ولی داشته های فکری و اشرافشان به اجتماع و فرهنگ بومی مملکت اصلا در حد و اندازه ای نیست که توانایی چنین کارهای بزرگی را داشته باشند!
در واقع تظاهر به دانایی و بلکه همه چیز دانی در میان این قشر به یک اپیدمی فراگیر تبدیل شده است. قشر سینماگر ما اکثرا ادا و اطوار دانایی شان فراوان و دانسته های حقیقی شان بسیار اندک است.
اینگونه است که جامعه سینمایی ما به سان جامعه روشنفکری مان به شدت سطحی و قشری از آب درآمده و بیش از آنکه دل در گرو جوهر و محتوای موضوعات و مفاهیم مورد بحث و ادعای خود داشته باشد دلباخته عناوین و اسامی قلنبه و سلنبه و پرطمطراق آنهاست.
اوضاع وقتی مسخره تر و مضحک تر میشود که این قشر خود فرهیخته پندار با همه نداری هاشان و استضعاف فکری، فلسفی و فرهنگی شان سعی می کنند به ساحت دین و مذهب و معنویت هم وارد شوند و وااسفا از زمانی که بخواهند در این حوزه، دستورالعمل و راهکار هم ارائه نمایند!
به عنوان نمونه بنگرید به آثار یکی از شاخص ترین سینماگران جریان روشنفکری یعنی جناب آقای داریوش مهرجویی بزرگ! از مهمترین موضوعاتی که وی در فیلمهایش بدان پرداخته و حول آن نظریه پردازی کرده و تازه نسخه راهگشا نیز صادر نموده، مقوله عمیق و عریق و بسیار خطیر "عرفان" است. آنهم در مملکتی که تاریخی غنی یا بهتر بگوییم غنی ترین تاریخ در این حوزه را داراست. ولی شوربختانه آثار عرفانی مهرجویی به جای عرفان معطوف به ایمان توحیدی و شریعت وحیانی ملغمه ای است از عرفان سرخپوستی و بودیسم و هندوئیسم و معنویت مسیحی کی یر کگاردی و الخ! عرفانی در نهایتِ سکولاریزم و فردگرایی منتهی به نهیلیسم و بی بهره از دیانت واقعی و معرفت حقیقی! عرفانی که عرفان نیست بلکه "معنویت سکولار التقاطی روشنفکرمآبانه منفعل اخته ای" است که نه به درد سلوک فردی بشر می خورد و نه توانایی اصلاح اجتماعی جوامع را دارد! 
اصلا یکی از فیلم های ایشان در همین موضوع، اقتباس از یک رمان خارجی است!! فیلمی ایرانی درباره عرفان اسلامی بر اساس رمانی آمریکایی درخصوص عرفان التقاطی همه جایی بی در و پیکر! از این مضحک تر هم می توان تصور کرد!؟
خوب واضح است که سینماگر ما بویی از موضوع محل بحث و ادعای خود نبرده و صرفا ادای دانایی را در می آورد و با خلط میان مفاهیم کاملا متفاوت و حتی متباین و حتی تر متضاد و ترکیب آنها، تظاهر به اندیشمندی می کند!
این تازه مشتی از خروار خروار سینماگر خود همه چیزدان پندارِ هیچی ندان ماست و این درد دوا نمی شود تا این بزرگواران نادانسته های خودشان و البته ضعف تکنیکی خود را بپذیرند و درصدد تکمیل خود برآیند.
چه خوب فرموده که معطی الشیء لایکون فاقدا له یا به قول جامی:

گر ز هستی ش نباشد اثری
کی به هستی رسد از وی دگری

ذات نایافته از هستی بخش
کی تواند که بود هستی بخش

اینجاست که آن سخن فراستی موضوعیت می یابد: «من اساسا با فیلم هایی که خیلی ادعا دارند مشکل دارم! چون فکر می کنم این ادعاهه اندازه دهنشون نیست!»
پی نوشت:
حین دیدن خندوانه هم بیش از پیش به تفاوت های سمت و سوی فکری فراستی با طیف و گرایش فکری و فرهنگی که خودم بدان تعلق خاطر دارم پی بردم و هم بیش از پیش شیفته سلوک سینمایی و منطق فکری وی در این وادی شدم!
هربار حرفهایش را می شنوم به این فکر می افتم که چقدر منطقش و عقلانیتش در تحلیل سینما را می پسندم! چقدر خوب می فهممش! بهتر بگویم چقدر خوب قابل فهمیده شدن است! چقدر خوب نمی شود ردش کرد! چقدر بر اساس اسلوب و منطق حرف می زند و به همین خاطر است که هرکس جلوی او می نشیند و از خود دفاع می کند مفتضح می گردد! و به همین خاطر است که کسی را ندیده ام از میان این همه سینماگر روشنفکر نمای مستحل در غرب که نقدهایش را بتواند پاسخی درخور دهد!
به نظرم فراستی نماد عقلانیت در نقد سینمایی مملکت ماست!

نظرات (۶)

سلام 
به نظرم کوتاه ومفید ومختصربود
پاسخ:
سلام
ممنونم
  • مریم برومند
  • ممنون.
    خیلی خوب بود.
    فقط یه کم طولانی...

    این روزها آدم با منطق کم پیدا میشه
    پاسخ:
    امان از بی منطقی
  • علیرضا بیگدلی
  • سلام
    جالب بود!
    از این مطلب جالب شما که بگذریم باید گفت که وضع سینمای ایران، بسیار بد است. وجود اکثریت غرب‌زده و نامانوس و بی‌اعتقاد نسبت به باورهای عمومی جامعه، سبب شده تا سینما راهی غیر از راه دغدغه‌های مردم را طی کند. البته بنظر من این تقصیرش تا حد بسیار زیادی، به گردن نیروهای انقلاب است که تلاش نکردند برای تربیت هنرمندان انقلابی و مسلمان. ما در هر عرصه‌ای که وارد نشدیم و «باری به هر جهت» اداره کردیم چوبش را هم خوردیم.
    پاسخ:
    متاسفانه همینطوره
  • حسین غفاری
  • سلام
    نفس حق سیدمرتضی خورده به برادر مسعود. کم عنایتی نیست.
    پاسخ:
    سلام علیکم برادر
    البته من ایشون رو آنچنان حزب الهی نمی بینم
    ولی خوب حرفاش حقه

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی