سَـــبیل

سَـــبیل؛ راهی است برای به اشتراک گذاشتن دغدغه ها و پرسشهای فکری، مذهبی، سیاسی و فرهنگی بنده، محمد دهداری.


۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «یهود» ثبت شده است

یک یهودی خوب، یک یهودی دگر اندیش است!

محمد دهداری، چهارشنبه، ۵ شهریور ۱۳۹۳، ۰۳:۲۲ ق.ظ، ۲ نظر

کاریکاتور ناجی العلی

«به درستی که دشمن ترین انسان ها نسبت به مؤمنان، یهودیانند»مائده 82

دین یهودیت حاضر هیچ نسبتی با آن آئین راست و درستی که حضرت موسی کلیم الله علیه السلام منادی اش بود ندارد. دینی که اکنون با نام یهودیت می شناسیم یک دین تحریف شده است و  در واقع به آلت دستی در خدمت زور و زر و تزویر قومی زیاده خواه و خود برتر بین تبدیل شده است. نه ظهور و بعثت حضرت عیسی(ع) و نه نبی اکرم اسلام(ص) نتوانست این قوم سرکش و عصیان گر را به راه راست هدایت نموده و از مسیر ظلم و تعدی و اسراف خارج سازد. در زمان ظهور حضرت مسیح(ع) حکام زمان. تعالیم حضرت موسی را به نفع خود دگرگون ساخته و از پوسته ظاهری دین به عنوان ابزاری جهت تحمیق توده های مردم استفاده می کردند. یهودیان دوران ظهور مسیح(ع) نه تنها تن به هدایت ها و انذارهای ایشان که در واقع امتداد همان شریعت موسی کلیم الله(ع) بود ندادند بلکه به طرق مختلف و به شدیدترین وجه ممکن، آن حضرت را مورد اذیت و آزار قرار دادند و در نهایت به خیال خود وی را مصلوب نمودند. واضح و مبرهن است که این یهودیت آن دینی نیست که حضرت موسی(ع) مبلغ آن بود و عمیقا تحریف شده است.
اصولا یهودیان را می بایست استادان تحریف و تزویر دانست. جالب است بدانید در کتب حدیث اسلامی بخش قابل توجهی از احادیث را با عنوان «اسرائیلیات» می شناسند. اسرائیلیات،  دسته‌ای از روایات است که در قرآن و از احادیث نبوی نیست، بلکه از تعالیم و کتب امتهای پیشین به ویژه یهود (بنی اسرائیل) و مسیحیت (نصاری) وارد روایات اسلامی شده‌اند. درآیات قرآن، تغییر در کلام به صورت مغرضانه (که اسرائیلیات نیز از مصادیق آن هستند) از ویژگیهای کلی یهودیان شمرده شده است.

به طور کلی قسمت عمده تحریفات و کاستی هایی که در اسلام و مسیحیت وجود دارد، از طریق یهودیان و با ترفند های خاصی که آئین یهودیت به آنها فطیر خون عید پسح عید پوریمآموزش داده، به وجود آمده است. چنین آئینی آیا می تواند منشائی الهی و وحیانی داشته باشد؟! مسلما اینگونه نیست و یهودیت فعلی چیزی جز نسخه به شدت تحریف شده آئین حضرت موسی(ع) نمی باشد.

از جمله بزرگترین تحریفاتی که در دین یهود رخ داده است رسوخ اعتقادات نژادپرستانه و خودبرتر بیننانه بسیار افراطی است که اتفاقا بهترین دلیل و برهان برای رسوا نمودن آئین منحرف فعلی یهود نیز استناد به همین عقاید دهشتناک ایشان است. متون مقدس یهودیت فعلی پر است از گزاره های نژادپرستانه و این گزاره ها همواره توسط یهودیان افراطی و صهیونیست ها محل رجوع بوده است.
چنانکه می دانید کتاب مقدس یهودیان تورات است. ولی یهودیان، این کتاب را تحریف کرده و خرافات و افسانه های زیادی در آن جای دادند، به طوری که امروز به صورت یک کتاب مضحک و عجیب درآمده است.
تورات، در ابتدا به شریعت موسی یا اسفار پنجگانه او اطلاق می شد. اما به مرور زمان دامنه آن توسعه یافت، تا جائی که اسفار دیگری از پیامبران بنی اسرائیل و کتاب های تاریخی مربوط به تاریخ این پیامبران و اسفار ادبی و شعری را نیز در بر گرفت. یهودیان خود به این مجموعه «تنخ» می گویند و مسیحیان آنرا در کنار اناجیل(عهد جدید)، عهد عتیق نامیده اند و شامل تورات (پنج کتاب اول تنخ) به علاوه کتابهای پیامبران است. 

ذیلا قسمت هایی از متن عهد عتیق که مشتمل بر مضامین نژادپرستانه است را ذکر می نماییم:

  1. من گفتم که شما خدایانید و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی، لیکن مثل آدمیان خواهید مرد. سفر تثنیه، باب 10، آیه 15
  2. اقوام غیر اسرائیل به جماعت خدا راه نخواهند یافت و هیچ کدام از آنها به میان جامعه خداوندی وارد نخواهند شد. مزامیر باب 82 آیات 6 و 7
  3. شراب نخورید، بلکه به غریبه ای که درون دروازه تو باشد بده یا به اجنبی بفروش، زیرا که تو برای یهوه، خدایت، مقدس هستی. سفر تثنیه، باب 14، آیه 21
  4. دختران خود را به آنها ندهید و دختران آنها را به جهت پسران خود و به جهت خویشتن نگیرید. سفر نحمیا، باب 13، آیه 25
  5. حدود تو را از بحر فلسطین و از صحرا تا نهر فرات قرار می دهیم، زیرا ساکنان آن سرزمین را به دست شما خواهیم سپرد و ایشان را از پیش خود خواهید راند، با ایشان و خدایان ایشان عهد مبند. سفر خروج، باب 23، آیه 31
  6. به سرزمین کنعانیان تا نهر فرات داخل شوید، اینک این زمین را پیش روی شما گذاشتم، پس داخل شده، زمینی را که خداوند برای پدران شما، ابراهیم و اسحاق و یعقوب، قسم خورده که به ایشان و بعد از آنها به ذریت ایشان بدهد، به تصرف درآورید. سفر تثنیه، باب 1، آیات 7 و 8
  7. و امت ها را به میراث تو خواهم داد و اقصای زمین را ملک تو خواهم گردانید، ایشان را به عصای آهنین خواهی کشت، مثل کوزه گر آنها را خورد خواهی نمود. مزامیر، باب 2، آیات 8 و 9
  8. گوشت بخورید و خون بنوشید، گوشت ساران را خواهید خورد و خون رؤسای جهان را خواهید نوشید. از قوچها و بره ها و گاوها که همه آنها از پروارهای باشان هستند و از قربانی که من برای شما ذبح می نمایم پیه خواهید خورد تا سیر شوید . و خون خواهید خورد تا مست شوید. سفر حزقیال، باب 39، آیه 18
  9. ایشان را مانند گوسفندان برای ذبح بیرون کش و ایشان را به جهت روز قتل تعیین نما. ارمیا باب 12 آیه 3
  10. خداوند بر یعقوب ترحم فرموده، اسرائیل را بار دیگر بر خواهد گزید و ایشان را در زمین هایشان آرامش خواهد داد و غربا به ایشان ملحق شده، با خاندان یعقوب ملحق خواهند گردید، و قوم ها (غیر یهودیان)، ایشان را به مکان خودشان خواهند آورد و خاندان اسرائیل ایشان (غیر یهودیان) را در زمین خداوند، بنده و کنیز خود خواهند ساخت و بنی اسرائیل، اسیر کنندگان خود را اسیر و بر ستمکاران خویش حکمرانی خواهند نمود. اشعیا، باب 14، آیات 1 تا 3

مجموعه مجلدات تلمودهمچنین یهودیان کتاب مقدس دیگری نیز به نام تلمود دارند. تلمود در واقع تفسیرِ تفسیرِ عهد عتیق است. لذا اولین تفسیر صورت گرفته از تورات یعنی میشنا ساختار اصلی و زیربنای تلمود را تشکیل داده است. بر همین اساس تلمود شامل میشنا و گامرا است. گامرا نیز سخنان خاخام های یهود بعد از نگارش میشنا در خصوص میشنا است.
به عبارت دیگر  تمامی تفاسیر صورت گرفته حول و حوش تورات که طی سال های متمادی توسط خاخام های یهود نوشته شده در سال 1500 م. توسط خاخام «یوخاس» جمع آوری شده و به اضافه چند کتاب دیگر که در سال های 230 و 500 م. نوشته شده بودند، به نام «تلمود» یعنی تعلیم دیانت و آداب یهود، جمع آوری گردید.
این کتاب نزد یهود بسیار مقدس و در ردیف «تورات» و «عهد عتیق» قرار دارد (بلکه از تورات هم بالاتر است چنانچه «گرافت» می گوید: بدانید که گفتار خاخام از گفتار پیامبر بالاتر است.)
این کتاب هولناک در اصل چند جلد بیشتر نبوده، اما از هشت قرن پیش، به دوازده جلد افزایش یافته و امروز شامل 36 جلد در قطع وزیری می شود.
تلمود انبار شرارت های یهود است. کار تألیف آن حدود دو قرن، پیش از جمع آوری اسفار تورات آغاز شد. از دو قرن پیش، پس از جمع آوری اسفار و رواج آن و بازگشت از بابل باب تورات بسته شد و تلمود با افسانه ها و اساطیر عجیب و غریب خود، بر تورات فائق آمد و آن را تحت الشعاع خویش قرار داد. همه بذرهای ناپاکی در تلمود است. (پروتکل های دانشوران صهیون، اثر عجاج نویهض، آستان قدس رضوی، 1373، صفحه 42)
برای اینکه بیشتر به خودپرستی و آرمان های ضد انسانی یهود پی ببریم خوب است چند جمله ای از این کتاب را به دقت مطالعه کنیم(برگرفته از کتاب «خطر الیهودیه العالمیه»):

  1.  ارواح یهود، از ارواح دیگران افضل است، زیرا ارواح یهود جزء خداوند است! همچنان که فرزند جزء پدرش می باشد، روح های یهود نزد خدا عزیزتر است زیرا ارواح دیگران شیطانی و مانند ارواح حیوانات است.
  2. نطفه غیر یهودی، مثل نطفه بقیه حیوانات است.
  3. بهشت مخصوص یهود است و هیچ کس به جز آنها داخل آن نمی شوند، ولی جهنم جایگاه مسیحیان و مسلمانان است و جز گریه و زاری چیزی عاید آنها نمی گردد، زیرا زمینش از گل و بسیار تاریک و بدبو است.
  4. پیامبری به نام مسیح نیامده است و تا حکم اشرار (غیر یهود) منقرض نشود، ظهور نخواهد کرد و هر وقت که او بیاید زمین خمیر نان و لباسی پشمی می رویاند، در این وقت است که سلطه و پادشاهی یهود بازگشته و تمام ملت ها مسیح را خدمت خواهند کرد! آن زمان هر یهودی دو هزار و هشتصد برده و غلام خواهد داشت.
  5. بر یهود لازم است که املاک دیگران را خریداری کند تا آنها صاحب ملک نباشند و همیشه سلطه اقتصادی برای یهود باشد. و چنانچه غیر از یهودی بر یهود تسلط پیدا کند، یهود باید بر خود گریه کند و بگوید: وای بر ما، این چه ننگی است که ما زیر دست و جیره خوار دیگران شده ایم.
  6. پیش از آنکه یهود نفوذ و سلطه کامل خود را به دست آورد لازم است جنگ جهانی برپا و دو ثلث بشر نابود شود و در مدت هفت سال یهود اسلحه های جنگ را خواهد سوزانید و دندان های دشمنان بنی اسرائیل به مقدار بیست و دو ذرع که تقریباً هزار و سیصد و بیست برابر دندان های عادی می شود! از دهانشان بیرون خواهد آمد. هنگامی که مسیح حقیقی پا به عرصه وجود گذارد یهود آنقدر ثروت و مال خواهند داشت که کلید صندوق هایشان را بر کمتر از سیصد الاغ حمل نتوان کرد!
  7. کشتن مسیحی از واجبات مذهبی ما است و پیمان بستن با او یهودی را ملزم به ادا نمی کند. رؤسای مذهب نصرانی و هر که دشمن یهود است را، باید در روز سه مرتبه لعن کرد.
  8. «یسوع ناصری» (حضرت مسیح(ع)) که ادعای پیامبری کرده و نصاری (مسیحیان) گولش را خوردند، با مادرش مریم که او را از مردی به نام «باندار» به زنا آورده بود، در آتش جهنم می سوزند. کلیساهای نصاری که در آن سگ های آدم نما به صدا در می آیند به منزله زباله خانه است.
  9. اسراییلی در نزد خداوند بیش از ملائکه محبوب و معتبر است. اگر غیر یهودی، یک یهودی را بزند چنان است که به عزت الهیه جسارت کرده است و جزای چنین شخصی جز مرگ چیز دیگری نیست و باید او را کشت.
  10. اگر یهود نبود، برکت از روی زمین برداشته می شد و آفتاب ظاهر نشده و باران نمی بارید.
  11. همچنان که انسان بر حیوانات فضیلت دارد، یهود نیز بر اقوام دیگر فضیلت دارد. نطفه ای که از غیر یهودی منعقد می شود، نطفه ی اسب است. اجانب (غیر یهودیان) مانند سگ هستند و برای آنها عیدی نیست، زیرا عید برای اجنبی و سگ خلق نشده است. سگ افضل از غیر یهودی است، زیرا در اعیاد باید به سگ نان و گوشت داد، ولی نان دادن به اجنبی حرام است. هیچ قرابت و خویشی بین اجانب نیست، مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتی است؟
  12. خانه های غیر یهودی به منزله ی طویله است.
  13. اجانب دشمن خدا و مثل خنزیر قتل شان مباح است. اجانب برای خدمت کردن یهود، به صورت انسان خلق شده اند.
  14. یسوع مسیح کافر است زیرا از دین مرتد گشت و به عبادت بت پرداخته است لذا هر مسیحی که یهودی نشود بت پرست و دشمن خدا خواهد بود و از عدالت خارج است و انسانی که بر غیر یهود کوچکترین ترحمی روا دارد، عادل نیست.
  15. غش و خدعه کردن با غیر یهودی منع نشده است.
  16. سلام کردن بر کفار (غیر یهودیان) اشکال ندارد، به شرط آنکه سراً او را مسخره کرده باشد.
  17. چون یهود با عزت الهیه مساوی هستند، بنابراین تمام دنیا و هر چه در اوست ملک آنها می باشد و حق دارند که بر آن تسلط کامل یابند، دزدی از یهودی حرام است و از غیر یهودی جایز می باشد، چون اموال دیگران مانند رمل های دریا است و هر کس زودتر بر آن دست گذاشت او مالک است.
  18. یهود مانند زن شوهردار است و همچنان که زن در منزل به استراحت می پردازد و شوهر، خرجی او را می دهد، بی آنکه در کارهای خارج از منزل با او شرکت کند، یهود هم به استراحت پرداخته و دیگران باید آنها را روزی بدهند.
  19. هرگاه یهودی و اجنبی شکایت داشته باشند، باید حق را به جانب یهودی داد اگر چه بر باطل باشد.
  20.  کتاب خون پسح، یهودیان اروپا و آیین قتل در خصوص فطیر خونانسان می تواند شیطان را بکشد به شرط اینکه خمیر نان عید را نیکو به عمل آورد. (خمیر نان عید که در طبخ آن می بایست حتی المقدور از خون غیر یهودیان استفاده شود. یهود دارای دو عید مقدس است که این عیدها بدون تناول خون تمام نمی شوند: اول عید پوریم (Purim) در مارس و دوم عید پسح(Passover) در آپریل، هر ساله افراد زیادی قربانی این دو عید «مقدس» می شوند.)
  21. برای شما جایز است که مأمورین گمرک را غش بنمایید و برای او قسم دروغ بخورید … از خاخام «صموئیل» یاد بگیرید، صموئیل از مردی اجنبی کاسه ای از طلا به قیمت چهار درهم خریداری کرد، در حالی که فروشنده نمی دانست که آن طلا است. با این حال یک درهمش را هم دزدید!
  22. ربودن اموال دیگران به وسیله ی ربا مانعی ندارد، زیرا خداوند شما را به ربا گرفتن از غیر یهودی امر می فرماید.
  23. به کسانی که یهودی نیستند قرض ندهید، مگر آن که نزول بگیرید، در غیر این صورت، قرض دادن به غیر یهودی جایز نیست و ما مأموریم که به آنها ضرر برسانیم.
  24. حیات و زندگانی دیگران ملک یهود است، چه رسد به اموال آنها! هرگاه غیر یهودی احتیاج به پول داشته باشد، آن قدر باید از او ربا و نزول گرفت که تمام دارائی خود را از دست بدهد.
  25. غیر یهودی هر چند صالح و نیکوکار باشد، او را باید کشت.
  26. حرام است غیر یهودی را نجات بدهید، حتی اگر در چاهی بیفتد، باید فوراً سنگی بر در آن گذاشت!
  27. اگر یکی از اجانب را بکشیم، مثل این است که در راه خدا قربانی کرده ایم.
  28. اگر یک نفر یهودی کمکی به غیر یهودی بکند، گناهی نابخشودنی مرتکب شده است و اگر غیر یهود در دریا در حال غرق شدن است، نباید نجاتش بدهی، زیرا آن هفت ملتی که در زمین «کنعان» بودند و بنا بود یهودیان آنها را به قتل برسانند، همه آنها نابود نشدند و ممکن است آن شخصی که در حال غرق شدن است، از آنها باشد.
  29. تا می توانید از غیر یهود بکشید و اگر دستتان به کشتن او رسید و او را نکشتید، مرتکب خلاف شده اید.
  30. هلاک کردن مسیحی ثواب دارد و اگر کسی نمی تواند او را بکشد، لااقل سبب هلاکتش را فراهم نماید.
  31. کسانی که مرتد شوند (یهودیانی که از آئین یهود سرباز زنند)، اجنبی و اعدامشان لازم است، مگر آن که برای خدعه ی به دیگران مرتد شده باشند.
  32. تعدی کردن به ناموس غیر یهودی مانعی ندارد، زیرا کفار مثل حیوانات هستند و حیوانات را زناشویی نیست.
  33. یهودی حق دارد، زن های غیر مؤمنه (زنانی که یهود نباشند) را به غصب برباید و زنا و لواط با غیر یهودی عقاب و کیفری ندارد.
  34. برای یهودی مانعی ندارد تسلیم امیال و شهوات خویش شود.
  35. قسم خوردن جایز است، خصوصاً در معاملات با غیر یهود.
  36. اصول قسم خوردن برای قطع نزاع تشریع شده است، اما نه برای کفار، زیرا آنها انسان نیستند. جایز است انسان شهادت زور بدهد (با اینکه می داند حق با یهودی نیست، ولی شهادت دروغ بدهد)، چنانچه لازم است اگر می توانید بیست قسم دروغ بخورید، ولی برادر یهودی خویش را در معرض خطر قرار ندهید.
  37. بر یهود واجب است روزی سه مرتبه مسیحیان را لعن کنند و دعا کنند تا خداوند آنها را نابود سازد.
  38. بر ما لازم است که با نصاری، مانند حیوانات معامله کنیم.
  39. کلیساهای نصاری، خانه گمراهان است و خراب کردن آنها ضروری و واجب است.
  40. ملت برگزیده ی خداوند ماییم و لذا برای ما، حیوانات انسان نمایی خلق کرده است، زیرا خدا می دانست که ما احتیاج به دو قسم حیوان داریم، یکی حیوانات بی شعور و غیر ناطقه مانند بهائم و دیگری حیوانات ناطقه و با شعور مانند مسیحیان و مسلمانان و بودائیان و برای آنکه بتوانیم از همه ی آنها به اصطلاح سواری بگیریم، خداوند ما را در جهان متفرق ساخته است و لهذا ما باید دختران زیبا و خوشگل خود را برای پادشاهان و وزرا و شخصیت های برجسته ی غیر یهود، به تزویج درآوریم، تا به وسیله ی آنها بر حکومت های جهان، تسلط داشته باشیم!

چنانچه واضح است یهودیت یک دین و آئین عادی نیست بلکه تفکری بسیار خطرناک و افراطی است که همه بشریت را غیر از یهودیان فاقد هرگونه ارزش انسانی و قابل احترام می داند.(برای اطلاع از گزاره های خلاف عقل و اخلاق تورات و تلمود با ذکر اسناد به این لینک مراجعه کنید.)

حال آیا می توان گفت همه یهودیان اینچنین می اندیشند؟

خیر! اینگونه نیست. در حال حاضر اعتقاد اکثریت یهودیان و حتی اغلب ساکنین سرزمین های اشغالی نسبت به این آئین افراطی و غیر عقلانی سست شده و یا حداقل نسبت بدان بی تفاوت شده اند. لیکن این اکثریت غالبا از روی بی اباهی گری و بی قیدی است که دیگر گرایش چندانی به دین یهود ندارند لیکن گروه قلیلی نیز وجود دارند که از روی تعقل و تفکر اقدام به نقد انحرافات رسوخ کرده در یهودیت نموده و در این راه هزینه های فراوانی نیز متحمل شده اند. این دسته اخیر یهودیانی هستند که می توان عنوان «یهودی خوب» را بر ایشان اتلاق نمود. یک یهودی خوب؛ یک یهودی دگراندیش و منتقد نسبت به گزاره های سنتی کتب دینی یهودیت است! یک یهودی روشنفکر که حداقل به تفسیر و تاویل متون دینی یهود با قرائتی حداقلی و فروکاسته معتقد باشد! یک یهودی ملتزم به تکثرگرایی دینی که از نظر هرمنوتیکی معتقد به تاویل عقلانی متون دینی یهودیت باشد!

اسرائیل شاهاک

در غیر این صورت یک یهودی معتقد و مقید به متون دینی مانند تورات و تلمود، لاجرم یک یهودی افراطی و به تبع به دلیل متون دینی نژادپرستانه یهود، به شدت نژادپرست خواهد بود! البته در این میان گرایش های افراط گرایانه و معتدل وجود دارد ولی اگر کسی بخواهد ملتزم به یهودیت فعلی باشد لاجرم عقاید نژاد پرستانه نیر خواهد داشت. (لازم به ذکر است دسته بندی فوق الذکر فارغ از تقسیمات مرسوم و موجود میان یهودیان از جمله تقسیم ایشان به رفرمیست و ارتودکس می باشد)

در این خصوص مثال های متعددی وجود دارد. کسانی مثل اسرائیل شاهاک (Israel Shahak) یا «آریل توآف» (Ariel Toaff) نمونه های خوبی هستند.
دکتر شاهاک از جمله روشنفکران دگراندیش یهودی است. وی یک پروفسور اسرائیلی لهستانی الاصل بود که به تدریس شیمی در دانشگاه عبری اورشلیم اشتغال داشت. او به عنوان یک متفکر لیبرال و طرفدار حقوق بشر شناخته می‌شد. بین سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰ او رئیس لیگ اسرائیلی حقوق بشر و از منتقدان جدی دولت اسرائیل بود. در سال ۱۹۹۴ شاهاک کتابی به عنوان «تاریخ یهودی، دین یهودی: وزن سه هزار سال» چاپ کرد. در این کتاب شاهاک نوشت که رفتار اسرائیلیها با فلسطینیان از تعالیم دینی یهودی بر ضد غیریهودیان (جنتیل‌ها) ناشی می‌شود. او نوشته‌هایی از ارتش اسرائیل را نقل می‌کند که در آن اشاره شده‌است که کشتن عربها بر اساس هلاخا (بخشی از تلمود مشتمل بر قانون فقه یهودی) مجاز است. از این رو در جنگ نیروهای غیرنظامی غیریهودی نیز بر اساس هلاخا باید کشته شوند.

وی در بخشی از کتاب خود اینگونه می نویسد:

«قتل و کشتار؛ در قوانین دولت اسرائیل، که بر قوانین تلمودی و بیان ابن ‏میمون از آن استوار است، حکم قتل یک یهودی با حکم قتل یک غیریهودی متفاوت است. اگر کسی یک یهودی را به قتل برساند، گناه بزرگی را انجام داده، باید مجازات شود. اگر یک یهودی به طور غیرمستقیم باعث قتل یهودی دیگری شود مجازات دنیوی ندارد و فقط نزد خدا گناهکار است. اما اگر مقتولْ غیریهودی باشد، اگر یک یهودی به طور مستقیم او را کشته باشد تنها نزد خدا گناهکار است و مجازات دنیوی ندارد و اگر به طور غیرمستقیم او را بکشد، حتی گناهی هم مرتکب نشده است. برای مثال، اگر یک غیریهودی در گودالی افتاده باشد، فرد یهودی می‏تواند نردبان او را بردارد. اگر یک قاتلْ غیریهودی باشد باید اعدام شود؛ چه مقتول یهودی باشد و چه غیریهودی، اما اگر مقتولْ غیریهودی باشد و قاتل به یهودیت بگرود اعدام نمی‏شود.
نجات جان؛ نجات جان یک یهودی از مهم‏ترین وظایف شرعی است، اما نجات جان یک غیریهودی ممنوع است. قاعده کلی تلمود این است که «غیریهودیان نه از چاه بیرون آورده می‏شوند و نه به داخل آن هل داده می‏شوند». ابن‏میمون می‏گوید: ما نباید موجب مرگ کسانی شویم که با آنان در جنگ نیستیم، اما اگر آنان در معرض جنگ قرار داشته باشند نجاتشان ممنوع است. یک پزشک یهودی حق ندارد یک غیریهودی را مداوا کند و اگر مجبور به چنین کاری باشد، حتما در ازای کار خود مزد دریافت کند.
جرایم جنسی؛ ارتکاب زنا در یهودیت حرام است، اما بنابه تعالیم تلمودی، فرق است بین زنای یک مرد یهودی با یک زن یهودی، و زنای وی با یک زن غیریهودی. بنابه این کتاب، غیریهودیان همه بدکاره ‏اند و حتی تجاوز به عنفِ یک مرد یهودی به یک زن غیریهودیِ شوهردار نیز حکم زنا را ندارد و مجازاتی در پی ندارد و حتی در بسیاری از موارد، زنِ غیریهودی مجازات می‏شود.
تبعیض در مسائل مالی؛ هدیه دادن به غیریهودی جایز نیست. گرفتن بهره پول از یهودی حرام است، اما از غیریهودی واجب است. اگر یک یهودی مالی پیدا کند و احتمال دهد که صاحب آن یک یهودی است، باید برای یافتن صاحب آن تلاش کند، اما اگر صاحب آن، غیریهودی باشد می‏تواند آن را تصاحب کند. فریب دادن یک یهودی در معامله، گناه کبیره است، اما در مورد غیریهودیان شرکت غیرمستقیم در چنین معامله‏ای روا است. کلاهبرداری از یهودیان ممنوع است، اما این اصطلاح در مورد غیریهودیان کاربرد ندارد. حتی سرقت که مطلقا حرام است، در شرایطی نسبت به اموال غیریهودیان جایز است. تاریخ یهود، آیین یهود، ص190ـ224

 کتاب «تاریخ یهود، آیین یهود» که مفاد ضدبشری تلمود را افشا نمود، از آنجا که نوشته یک استاد برجسته اسرائیلی و یهودی بود، ضربه ای سنگین به پاشنه آشیل اول یهودیت تلمودی وارد نمود. از این کتاب دو ترجمه به فارسی موجود است: یکی ترجمه «مجید شریف» و دیگری ترجمه «رضا آستانه پرست». متاسفانه این کتاب آنطور که شایسته آن است در ایران مورد توجه قرار نگرفت.

آریل توآفنفر دوم آریل توآف، استاد دانشگاه اسرائیلی «بار ایلان»، یهودی و خاخام زاده است و پدر او زمانی خاخام ارشد شهر رم بوده است! وی در خصوص یکی از موضوعات مهم سنت یهودی یعنی «فطیر خون» که همواره به مدد دستگاه رسانه ای و تبلیغاتی عظیم یهودیت، مورد انکار و تکذیب قرار گرفته بود افشاگری  بزرگی نمود. فطیر خون نام نانی است که در عید پسح می خورند و در صورت امکان، خمیر آن باید به خون یک کودک مقتول غیریهودی آغشته باشد. 

افشای این موضوع که پس از افشاگری های شاهاک در خصوص محتوای شنیع و وحشیانه تلمود و نیز پس از افشای علت و کیفیت برگزاری عید پوریم، از جمله بزرگترین ضربات وارده بر وجهه جهانی یهودیت به حساب می آید در سال ۲۰۰۷، ضمن کتابی مفصل و مستند به نام «خون پسح، یهودیان اروپا و آیین قتل» (BLOOD PASSOVER The Jews of Europe and Ritual Murder) توسط توآف صورت گرفت. نسخه اصلی این کتاب، به زبان ایتالیایی است که به انگلیسی هم ترجمه شده است.

نکته مهم در مورد کتاب این است که نویسنده آن، از اساتید بلند پایه دانشگاه های اسرائیل، یهودی، خاخام زاده و فرزند خاخام ارشد شهر رم بوده است! درست به همین دلیل، انتشار این کتاب خشم شدید یهودیان تلمودی و صهیونیستها را برانگیخت و آنها را به تهدید جانی و اعمال فشار بر آریل توآف واداشت. تا جاییکه او را به پس گرفتن حرفش و خارج کردن کتابش از چرخه انتشار کشاندند.

مثال های فراوان دیگری نیز از این دست وجود دارد که مجال طرح آن نیست لیکن مخلص کلام اینکه علی رغم آنکه در رسانه ها معمولا گفته می شود می بایست میان صهیونیسم و یهودیت تفاوت و تمایز قائل شد، این یادداشت قصد آن داشت تا قرابت بسیار زیاد تفکرات صهیونیزم و یهودیت حال حاضر را باز نمایانده و بر این واقعیت تلخ تأکید کند که یک یهودی معتقد - چه صهیونیست باشد و چه نباشد - نژاد پرست و خودبرتر بین بوده و برای غیر یهودیان هیچ ارزش انسانی قائل نیست. لذا است که می گوییم؛ یک یهودی خوب، صرفا یک یهودی دگر اندیش است! و لاغیر!

منابع:

http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/5211/5570/53639
+ http://www.jew.blogfa.com/8902.aspx
+ ویکیپدیا
+ اولین عکس یادداشت کاریکاتوری است از کاریکاتوریست شهید فلسطینی ناجی العلی.

چریک مسیح(ع) و محمد(ص)

محمد دهداری، يكشنبه، ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۷، ۰۶:۳۰ ب.ظ، ۱۱ نظر

این یادداشت از جمله یادداشتهای وبلاگ قبلیمه که الان دیگه خراب شده و به همین دلیل تصمیم گرفتم در این وبلاگ هم داشته باشمش.
متن زیر یه کامنته توی وبلاگ یکی از دوستان که به نظر میاد در ادامه یه مناظره مجازی باشه. نویسنده وبلاگ از بس قضیه تابلو بوده بهش توجه زیادی نکرده. منم چون مخم زیادی میخاره حال کردم یه سری به اینجور مباحث بزنم. خدا رو چه دیدی شاید فتح بابی واسه یادداشتهای بعدیم شد و ... یه گپ دوستانه.  

«چریک مسیح(شنبه 26/1/1385 - 7:20 ع )
کتاب مقدس ما و یهودیان در بیشتر قسمت ها مشترک است به جز اناجیل که انها ندارند.من در مقاله های قبلی در اینباره صحبت کرده بودم.(اصالت عهد عتیق و جدید) من  ایمان دارم که کتاب مقدس(تورات و صحف انبیا و اناجیل) کلام خداوند است عیسی گفت آسمان و زمین زایل خواهد شذ اما کلام من(خداوند) نی.‍ قرآن را من شخصا با دلیل رد می کنم. من با آیات با شما صحبت می کنم.مسیح خداوند است.در ضمن چه تضادی در مسیحیت وجود دارد؟ »

و حالا سخن من با چریک مسیح که البته بخشیش رو براش کامنت گذاشتم:
سلام
اول بگم قصد من از این بحث کلکل نیست حتی نمی خوام بهت بگم چی درسته و چی غلط چون میدونم خودت میدونی ولی غافلی،‌تعصب داری یا ... . من فقط می خوام یه کم حقیقت رو تو ذهنت هل بدم. ضمنا تو این یادداشت هم قصد یه بحث مبنایی رو ندارم چون وقتش رو ندارم. این تلنگر باشه تا بعد. امیدوارم این دیالوگ ادامه پیدا کنه.
خیلی دلم می خواد سلبی بحث نکنم ولی در مورد مسیحیت مسائل مورد نقد (حتی توسط خود مسیحی ها) اونقدر فراوونه که نمی تونم وسوسه نقد زدن رو از خودم دور کنم. از کلام مسیحی شروع می کنیم:
 شما در نوشتتون از اصالت اناجیل و تورات حرف زده بودید و کار منو آسون کردید چون مسیحیا اکثرا خودشون قبول دارن که انجیل کلام خدا نیست و صرفا خاطراتیه از اون که بعدها نگاشته شده. این آدما از لحاظ تاریخی از شما بیشتر میدونن که اینقدر تند نمی رند. اگه شما هم از اون دسته می بودید من اول می بایست براتون اصالت رو معنا می کردم. ولی حالا اینجوری شروع می کنم: اینکه تورات و اناجیل کلام خداوندند بنظر٬ خیلی اظهار نظر متعصبانه ایه. همونطور که می دونید اولین انجیل حدود 300 سال(و به خوشبینانه ترین نقلها 130 سال) بعد از به قول شما مصلوب شدن حضرت مسیح نگاشته شده پس از لحاظ عقلی و با توجه به مستندات تاریخی انجیل کلام خدا که نه حتی کلام حضرت مسیح(ع) هم نمی تونه باشه.  پس حداقل میتونیم بگیم که بیشتر این کتب(عهد جدید) که به ما رسیده از طرف خدا نیست که پرداخته آدمهایه مثل ما، چه رسد به عهد عتیق. کاش یهودی ها هم به همون اندازه که شما به تورات معتقدید به اناجیل اعتقاد داشتن ... .
بجاش از زمان بعثت پیغمبر اسلام ص هیچ خدشه ای به قرآن وارد نشده. اینو من نمی گم که تاریخ میگه شما نسخ تاریخی قرآن رو ملاحظه کنید، تایید می کنید. از نظر اسلام قرآن عین کلام خداست، از نظر اسلام قرآن کلام حضرت محمد(ص) که نه٬ کلام خود خود خداست. اینا رو گفتم چون نمیخوام وارد بحث بی نتیجه وعده انجیل به مسیحیان در مورد بعثت پیامبر بعد از مسیح بشم و اینکه اصلا در یکی ازنسخ البته مهجور انجیل اسم احمد ص در مورد این پیامبر عظیم الشان آورده شده، چرا که یه بحث تخصصی تر در زمینه دین شناسی و همینطور نسخه شناسی رو می طلبه که از حوصله این یادداشت خارجه.
در کامنتتون آورده بودین که: چه تضادی در مسیحیت وجود دارد؟ آیا شما در تناقض گویی کتاب مقدس (فعلی)  شک دارید؟ عجیبه چون اصلا خیلی از دانشمندای مسیحی مثل کانت و دکارت و شلایر ماخر و جان هیک و ... و خیلی های دیگه بخاطر همین تناقضات بود که سیستم های کلامی جدیدی ابداع کردند و دست عقل رو از دین(مسیحیت) کوتاه. و ما حالا مسیحیت گرفتار پلورالیسم و پروتستانتیزم رو شاهدیم. مسیحیت غیر اصیل بقول خودتون( اگه کاتولیک باشی).
کانت اعتقاد داره واسه اینکه به دین مجال بروز بدیم باید دست و پای عقل رو ببندیم٬ یعنی دین و عقل با هم نمی تونن جمع بشن. یا شلایر ماخر کشیش متکلم و فیلسوف مسیحی (و پایه گذار پلورالیزم) با تمسک به کانت میگه همین که مردم خدا رو در قلبشون قبول داشته باشن برای ایمان کافیه و استدلال عقلی راه به جایی نمی بره. حال آنکه اسلام دین اصالت عقله و شما در پذیرفتن اصول دین نمی تونی غیر از عقل دلیل دیگه ای داشته باشی،‌البته اگر بخواهی واقعا مؤمن باشی. همه چیز اسلام به عقل گره خورده تا جایی که عبادت بدون تفکر ثواب نداره و بالاترین عبادت همون تفکره.
حالا می خوای چندتا تناقض مشهور مسیحیت رو برات بگم که البته باید خودت هم بشون برخورده باشی اگه اهل تفکر باشی. تناقض علم و دین در قرون وسطی و جریان گالیله و کوپرنیک و کپلر دانشمندایِ مفلوک اون زمان رو که یادته؟!
تناقظات اخلاقی مثل لواط کردن حضرت لوط که از مقام یه پیغمبر بدوره رو هم که حتما  توی کتاب مقدس دیدی؟!
تناقضات عقلی زیاد مثل مسطح بودن زمین و زمین محوری عالم و کشتی گرفتن حضرت یعقوب با خدا و شکست خوردن خدا! رو چطور؟!
و در راس همه اینا اعتقاد به تثلیث که این آخری واقعا آدمو به تعجب وا میداره. پیغمبرا بنده های خدا خودشون رو کشتن بگن خدا یکیه بعد مسیحیت امروزی اونم در قرن بیست و یکم هنوز میگه یکی نه دوتا نه که سه تاست!!!
از امیر پرسیده بودی کی گفته مسیح خدا نیست؟
از نظر ما مسلمونا نه فقط مسیح و نه فقط انسان که تمام هستی تجلی گاه خداست. الله نور السماوات و العرض: خدا نور آسمانها و زمین است. به نور و فیض خداست که ذره ذره هستی وجود میگیرند، نه اینکه موجودات ذاتا خدا باشند. هیچ موجودی نمی تونه اینطور باشه. و اگه تو به این مطلب معتقد باشی و از این گفته دفاع کنی که مسیح در ذات خود، خداست یا اینکه پسر خداست و خدا خودش خواسته اینطور باشه، من باید کمی خودم رو  برای توجیه کردن شما و شما رو برای درک عرض بنده به زحمت بندازم. من در جواب این حرفها یه دلیل عقلی فلسفی میارم که اگه اهل تعقل باشی برات جالب و راهگشا خواهد بود.
ببین همه موجودات جهان هستی ممکن الوجود هستند. یعنی چی؟ یعنی اینکه از نظر وجود داشتن و نداشتن شانس برابر دارند. چرا این ادعا رو می کنیم؟ چون همه این موجودات فنا پذیرند و از ازل هم نبودند. خب حالا که بودن و نبودن این همه چیز تو دنیا پنجاه پنجاهه پس چطور ما این همه چیز موجود داریم؟ خب معلومه چون  یه نفر اونها رو از این معطلی بین وجود و عدم خارج کرده دیگه! اون نفر یا چیز، ‌یا وجودی که این همه چیز دور و بر ما رو از حالت پنجاه پنجاه خارج کرده و یا به عبارتی اونها رو از روی خط استوای وجود - عدم به  هستی هل داده آیا ممکنه که وجود خودش هم  پنجاه پنجاه  باشه؟ نه؟ چرا؟! چون در اون صورت امکان نداره بتونه وضعیت یک موجود دیگه پنجاه پنجاهی رو از معطلی بین وجود و عدم در بیاره،‌ چون خودش هنوز معطله.  به این وجود مطلق که صد درصد وجوده و هیچ شانسی برای عدمش متصور نیست،‌ نبوده و نخواهد بود، واجب الوجود اطلاق میشه.
خوب حالا این واجب الوجود چه مشخصاتی داره؟ اولین چیزی که میشه بهش نسبت داد (و ما فعلا با اون کار داریم) نامحدود بودنشه. چرا نامحدوده؟! چونکه اگه محدود باشه یعنی مرزی داره که محدودش کرده و اگه مرز داشته باشه یعنی جاهایی هست که اونجاها از وجود اون (واجب الوجود) خالیه و این با واجب الوجود بودنش در تناقضه. پس خدای واجب الوجود، نامحدود هم هست.
حالا اگه حرفام رو فهمیدی و قبول کردی به من بگو خدایی که از مشخصاتش بینهایت بودنشه چطور میتونه شریکی داشته باشه چه رسد به اینکه شریکش انسان محدود و ممکن و معلول باشه.
برات بیشتر توضیح میدم: ببین اگه قرار ما دو خدا داشته باشیم اونا هر دو باید خداهای واجب الوجودِ نامحدودی باشند و این نمیشه یعنی تناقض داره چرا؟ چون دو تا خدای نامحدود یه جایی به هم دیگه محدود میشند و به قول قرآن لفسدتا. محدودِ نامحدود محال عقلیه و خلاص. اینجوری ما تونستیم توحید خدا رو)بر خلاف اونچه مسیحی ها به اون معتقدند( اثبات کنیم. پس خدا بودن مسیح و هر کس و چیز دیگه در عرض خدا،‌طول خدا یا هر جور دیگه محال عقلیه. این ربطی هم به مسلمون بودن من یا شما نداره، اگه عاقل باشی!
پس با این اوصاف اینکه بگیم خدا خودش خواسته که مسیح پسر اون و خدای دیگری باشه هم عقلا محاله. مثل این می مونه که بگیم آیا خدا می تونه سنگی رو خلق کنه که خودش نتونه بلندش کنه؟ که البته یه مغالطه پیش پا افتادست.
میبینی که عقاید شما بسیار خدشه پذیره .
راستی گفته بودی قرآن رو زیر سؤال میبری. من همینجا اعلام میکنم هر مطلبی داشته باشی من حاضرم در یه جو دوستانه و علمی به بحث بذارم و جواب گوی شبهاتت باشم.
اگه بخوای حقیقت رو بدونی.
والسلام علی من اتبع الهدی.
پی نوشت:
+
سروش، حقانیت ادیان و مسئله نجات